رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

Black_wolf

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    2500
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    82

تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf

  1. Black_wolf

    در زندگی هر ادمی...

    بالاخره در زندگی هر آدمی یک نفر پیدا می‌شود که بی مقدمه آمده مدتی مانده ، قدمی زده و بعد اما بی‌هوا غیبش زده و رفته ! آمدن و ماندن و رفتن آدم‌ها مهم نیست ، اینکه بعد از روزی روزگاری ، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید ، آن شخص چگونه توصیفت می‌کند مهم است ... اینکه بعد از گذشت چند سال چه ذهنیتی از هم دارید مهم است. اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی ، اینکه تو را چطور آدمی شناخته مهم است ! منطقی هستی و می‌شود روی دوستی‌ات حساب کرد ؟ می‌گوید دوست خوبی بودی برایش یا مهم‌ترین اشتباه زندگی‌اش شدی ؟ اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس اینکه رویایی شدی برای زندگی‌اش یا نه درسی شدی برای زندگی ؟ به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها از خود برای هم به یادگار می‌گذارند ، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد ، وگرنه همه آمده‌اند که یک روز بروند
  2. Black_wolf

    تو قوی باش... فقط همين!!

    سختی‌ها را جدی نگیر...! اصلا بگذار از این همه خونسردی‌ات تعجب کند. بگذار بداند تو بیدی نیستی که با این بادها بلرزی! اصلا تا بوده این چنین بوده، سختی‌ها همین را می‌خواهند؛ می‌خواهند جدی بگیریشان، آن‌وقت دست بگذارند بیخ گلویت و نگذارند آب خوش از گلویت پایین برود! اما تو مثل همیشه آرام باش، مثل همیشه بخند، سخت باش، اما سخت نگیر. بگذار سختی با تمام وجودش احساس کند، که هنوز هم کسی در این گوشه از دنیا، سخت تر از خودش پیدا می شود. تو قوی باش... فقط همين!!
  3. Black_wolf

    قشنگ ترین متن خداحافظی

    به نظرم این قشنگ ترین متن خداحافظی از کسایی که یه روز دوستشون داشتیم بوده: شاید همه چیز ایده آل نبود اما من همیشه دلم به بودنت خوش بود.شاید شرایط طبق میلمون پیش نمی رفت ولی بودنت برام قوت قلب بود. شاید ما شبیه هم فکر نمیکردیم ولی من به بودنمون کنار هم امید داشتم.شاید اونقدر که من تورو دوستت داشتم تو منو دوست نداشتی ولی من به اندازه ی جفتمون دوستت داشتم و همه جا توی هر شرایط کنارت بودم. شاید مسیرمون یکی نبود ولی ازت ممنونم که بخشی از داستان من بودی، اثر انگشتت از رو قلبم پاک نمی شه و همیشه برام دوست داشتنی می مونی
  4. Black_wolf

    رفتن بد است …

    رفتن بد است … اما بعضی ماندن ها هم افتخار ندارد. و این انصاف نیست که همیشه انگشت اتهام به سمت آنهایی باشد که می روند … اگر در یک رابطه می مانی اما یکدفعه تغییر رفتار می دهی بی اعتنا می شوی، سرد می شوی دوستت دارم هایش را می شنوی، و به روی خودت نمی آوری بی قراری هایش را می بینی و برایت مهم نیست… و کاری می کنی که طرف مقابلت احساس کند زیادی است … که فکر کند در قلب تو دیگر جایی ندارد و باید چمدانش را ببندد و برود… خوشحال نباش! این ماندن … از رفتن کثیف تر است…
  5. Black_wolf

    باید یادبگیریم که ببخشیم

    من وفادارترین آدمارو دیدم که خیانت کردن..باهوش ترین افراد رو دیدم که فریب خوردن صادق ترین آدم ها رو دیدم که دروغ گفتن..مهربون ترین آدمها رو دیدم که دل شکستن..قوی ترین آدم ها رو دیدم که کم آوردن و از همه ی اینها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن؛ حتی خودِ تو!! گاهی وقتا باید یه سری از آدمارو بخشیدباید یادبگیریم که ببخشیم
  6. Black_wolf

    تصاحب

    هرجا که رفتم آدم‌هایی را دیدم که در پی تصاحب چیزهای نو هستند... تصاحب ماشین نو، تصاحب یک ملک جدید، تصاحب اسباب بازی جدید. بعد هم دوست دارند به همه بگویند می‌دانی به تازگی چی خرید‌ام؟ می‌دانی تفسیر من از این‌ها چطور بوده است؟ این‌ها در اصل تشنه عشق بوده‌اند ولی به جای عشق، این‌ها را جایگزین کرده‌اند. آنها اشیا بی‌جان را به جان پذیرفته‌اند و انتظار محبت از آنها دارند؛ اما فایده‌ای ندارد. شما نمی‌توانید مواد بی‌جان را جایگزین عشق کنید، جایگزین عطوفت، لطافت یا حس دوستی کنید
  7. Black_wolf

    کاش غمگین نبودیم

    کاش غمگین نبودیم و هر صبح محو جزئیات ریز جهان می‌شدیم، محو طلوع آفتاب، معاشقه‌ی کبوترها و گنجشک‌ها، سکوت خیابان... محو عابری که با تمام شوق، برای صبحانه نان می‌خرد، زنی که با تمام عشق، کوچه‌ی آسفالت را آب و جارو می‌کند، ابری که عاشقانه و آرام دستی به سر و گوش آسمان می‌کشد و خورشیدی که بی‌پرواتر از همیشه می‌تابد... کاش آن‌قدر آرام بودیم که هر صبح، مشتاق‌تر می‌شدیم برای رهاشدن در جریان پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی، که لبخند نازک خدا را در هوای ناب آغاز صبح، حس می‌کردیم. که چای می‌ریختیم ودردهای کوچکمان را در دلش هم می‌زدیم و حل می‌کردیم. کاش بر می‌گشتیم به یکی از صبح‌های بچگی، مامان لقمه می‌گرفت، ما ناز می‌کردیم، او ناز می‌کشید و خداوند می‌خندید... کاش کسی می‌آمد و اندوهمان را با دو پرس نوازش و دو سه خط وعده‌ی شیرین و گوارا، می‌شست... کاش خوب می‌شدیم، کاش آفتاب، این‌بار از دل خبرهای روز طلوع می‌کرد، اخبار خوب می‌رسید، احوال خوب می‌تابید و یخِ دلمردگی و اندوه زمانه، آب می‌شد
  8. Black_wolf

    زمانه سخت

    نمی دانم چه حکمتی ست ؛ هر چقدر زمانه سخت تر می گیرد ؛ من دلبسته تر می شوم به شب و بیداری و سکوت و تنهایی ! گاهی به رسمِ اصالتِ از یاد رفته ، شمعی روشن می کنم و زیرِ نورِ غریبانه اش ، کتاب می خوانم و به دنیایِ دیگری می روم . دنیایِ قشنگی که ناجیِ این روزهایِ من است ، دنیایی که هیچ چیز در آن ، غیرِ ممکن نیست ! مگر می شود شب را دوست نداشت ؟! وقتی تمامِ دغدغه ها خوابیده اند ، وقتی آدم فراموش می کند کجایِ جهان ایستاده و چقدر غمگین است ...
  9. Black_wolf

    باور کن فردا دیگه خیلی دیره

    باور کن هرچیزی یه وقتی داره، هر اتفاقی به وقتش خوشه، به موقعش به دل می‌شینه، به موقعش به دل می‌چسبه. بعدش دیگه از دهن میفته، از چشمِ دل میفته... الان که جوونی باید دل بدی به خواسته ی دلت. الان که جونشو داری باید با همه ی توانت بدوئی تا برسی به مقصود دلت. وگرنه امروزت که بشه فردا و جوونیت که بشه پیری، گیریم که هی با خودت بگی هنوز دلم جوونه، گیریم که رژِ قرمزِ جیغ بزنی و پیراهنای مردونه ی رنگِ شاد بپوشی، دیگه نه پاهات قوتِ دوئیدنو داره، نه دستات زور چنگ زدن به ریسمون آرزوهاتو! باور کنی یا نه، جونِ جوونی که از پاهات بره، دو قدمم که برداری سمت خواهش دلت، نفست می‌گیره، به نفس نفس میفتی... تا دیر نشده حرفِ دلتو گوش کن، تا دیر نشده با دلت راه بیا، همین امروز بشین پایِ دلت و درداش... باور کن فردا دیگه خیلی دیره، خیلی دیر!
  10. Black_wolf

    می گقت:

    می‌گفت: می‌دونی چرا این تازه عاشقا بیشتر قرار مداراشون موقع غروبه و توی کافه های تاریک؟! برای اینکه عیبای همو نبینن! که توی تاریکی به چشمشون نیاد نقصا و کاستیای همدیگه. خدا نیاره اون روزیو که عرق کنه تبِ تندشون، اون وقته که اونا می‌مونن و یه عالمه عیب و ایرادای ریز و درشتِ همون عشقِ بی کم و کاستِ قدیمی دم غروب که کمبوداش حسابی توو ذوق می‌زنه توی روشنایی روز! تو ولی بیا و منو همون‌جوری که دوستت دارم، دوست داشته باش... بخواه منو، با همه ی کم و کاستیام... دوست داشته باش، حتی عیب و نقصامو!
  11. Black_wolf

    آدم‌های خوب و خواستنی‌

    بعضی آدم‌ها آنقدر خوب و آنقدر خواستنی‌اند که برای توصیفشان کلمات زمینی ناچیز‌ند و حقیر... باید کلمات تازه‌ای یافت باید زبان سیاره‌ی دیگری را بلد شد باید با کهکشان‌های ناشناخته پیوند خورد بعضی آدم‌ها، زمینی نیستند! باید جور دیگری دوستشان داشت باید جور دیگری در آغوششان کشید... باید جهان دیگری ساخت و در آن، روبه‌روی بعضی‌آدم‌ها نشست، به چشم‌هاشان خیره شد و تا پایان جهان، با آن‌ها حرف زد.
  12. Black_wolf

    دنیا دیگر جای قشنگی نیست...

    دنیا دیگر جای قشنگی نیست... اگر قرار بود هدف از به دنیا آمدنمان فقط نفس کشیدن باشد ای کاش هیچوقت به دنیا نمیامدیم.. دیگر دنیا جای قشنگی نیست زیرا این روز ها پر شده از آدم های سنگدل و بی وجدانی که میایند و میشکنند و بیخیالِ بیخیال میروند... شاید بهتر است اینگونه بگویم که دنیا جای قشنگی است ولی نه برای امثال ما که ساده هستیم و ذاتمان قلبمان مهربان و احساسی است دنیا برای آدم های نامرد،آدم های دورو،آدم های دروغگو قشنگ است... اصلا میدانی... شاید امثال ما آدم های مهربان و خوش قلب به دنیا آمده ایم که دنیای این آدم های بی انصاف را قشنگ کنیم...
  13. Black_wolf

    ای کاش

    کاش دلخوشی‌ها بسیار بود و جادوی احساسات و عشق، میان تمام آدم‌ها جریان داشت و هیچ‌کس غمگین نبود. کاش بی‌دغدغه می‌خندیدیم و بی‌منت می‌بخشیدیم و بی‌فکر می‌خوابیدیم و غرق در آرامش و اشتیاق، بیدار می‌شدیم... کاش مشکلات، اندک بود و رنج‌ها محدود بود و نگرانی‌ها در سطحی‌ترین لایه‌های احساسات آدمی اتفاق می‌افتاد. کاش اتفاقات خوبی می‌افتاد و خبرهای خوبی می‌رسید و شادیِ بی‌اندازه‌ای را جشن می‌گرفتیم. کاش آباد بودیم، کاش آزاد بودیم، کاش هیچ اندوه بزرگی نداشتیم
      • 1
      • Sad
  14. Black_wolf

    “بفرماييد!

    گاهی به خودت احترام بگذار. يک چای داغ بريز داخل زيباترين استکان خانه، يک شيرينی هم بگذار کنارش، و به خودت بگو “بفرماييد! چايتان سرد نشود.” به خودت، باورت، و زندگی‌ات عشق بورز. گذشته دیگر گذشته. زمان نمی‌تواند الماس اصل را کدر کند، مگر آنکه تو پيوسته برق انداختن آن را از ياد برده باشی. برای خودت دعا کن که آرام باشی، و صبور. مهم نيست که آخرين زلزله‌ی زندگی‌ات چند ريشتر بود. مهم نيست که در آن زلزله چه چيزهايی را از دست دادی. مهم اين است که دوباره از نو بسازی. خودت را، زندگی‌ات را، باورت را …
      • 2
      • Like
      • Thanks
  15. Black_wolf

    "بی حسی"

    دیگر توان دنبال کردن کسی را ندارم حتی دنبال عشق دویدن و به هرقیمتی به دست آوردنش را بی حس شده ام و این باعث شده نسبت به افکار هیچکس کنجکاو نباشم کنجکاو نباشم که مرا چه می بینند و چگونه به قول هایشان وفا می کنند یا نه حرفهایشان فقط حرف است یا عمل کردن هم بلدند "بی حسی" خوب است مثل این است که فقط نگاه کنی ببینی و هیچ چیز نگویی آدم ها را رفتارشان و قضاوت هایشان را می بینی و رد می شوی انگار دوستت بلیط یک نمایشِ مضحک را بهت هدیه داده باشد و تو ناچار به تماشا کردنش باشی...
  16. Black_wolf

    "سنگريزه"

    قربانت مرسی از شما ممنون بابت نظرات و لایک های شما دوست عزیزم
  17. Black_wolf

    قوی بمان عزیزدلم!

    قوی بمان عزیزدلم! و بخند، و سبز بمان، و امیدوار باش. امیدوار و مؤمن به تابش نور از پسِ این تاریکی. خورشید، خلاف وعده نمی‌کند هرگز، و خداوند همیشه به موقع از راه می‌رسد. نگرانی و هراس را از خودت دور کن و ایمان داشته‌باش که درست می‌شود همه چیز. ایمان داشته‌باش به رسیدن بهارهای بعد از زمستان‌، به طلوع خورشیدهای بعد از تاریکی، و به آرامش‌های بعد از طوفان. ایمان داشته‌باش. که برای رسیدن به بکرترین مقصدها همیشه از دشوارترین مسیرها باید عبور کرد و می‌دانم که احتمالا این‌روزها تو در سختی بسیاری و بار اندوه غلیظی روی شانه‌های مهربان تو سنگینی می‌کند‌ و جهان در نگاه استیصال‌های گاه‌گاه تو، مانند بن‌بستی‌ست که در آن گیرافتاده‌ای. اما می‌دانم قوی هستی. می‌دانم چیزی حریف امید و اراده‌ی آدمیزاد و قدرت آفریننده‌ی هستی نخواهد شد. ادامه بده عزیز دلم که روزهای خوبِ تو هم می‌رسند و پرنده‌ی شادی به درختانِ در انتظارِ بهار تو باز خواهد گشت. تو را دعوت می‌کنم به عشق، به تصورات خوب، به آرامش... و از کائنات، برای لبخندهای عمیق و چشم‌های آرام تو، قول می‌گیرم.
  18. Black_wolf

    بوی ادکلن

    چ خوب احسنت ان شالله روزی ب خوشی ازشون استفاده کنی
  19. Black_wolf

    آدم هایِ بی معرفتی هستیم !

    آدم هایِ بی معرفتی هستیم ! زود برایِ هم تکراری می شویم زود از هم خسته می شویم . انگار عاشق شدن را یادمان نداده اند پایِ حرف ماندن را ، وفاداری را ؛ یادمان نداده اند . اولش برای به دست آوردنِ هم ، به هر دری می زنیم به هم که رسیدیم ؛ مقایسه می کنیم ، دنبالِ عیب هایِ هم می گردیم ، و راحت از هم سیر می شویم . انصافا که آدم هایِ بی اراده و سر درگمی هستیم ، به حرف و قول هایمان هیچ اعتباری نیست . ما یک مشت بازنده ایم که انتقامِ نداشته هایمان را ؛ از رابطه ها و آدم هایِ بی گناه می گیریم
  20. Black_wolf

    وقتی آدم مقابلت آدم نیست

    وقتی آدم مقابلت آدم نیست خاموش کن فانوس وابستگی ات را ... گاهی چه اصرار بیهوده ایست ... اثبات تمام دوست داشتنمان به آدم ها، معرفت های بی جایمان ... مهربانی کردن های الکیمان ... بها دادن های بیش از حدمان ... تلاش های بی مورد برای حفظ رابطه هایمان ، وقتی برای آدم های امروزی خوبی و بدی یکسان است ...! بیش از حد آدم بودن تاوان سنگینی دارد ...!
  21. Black_wolf

    از...

    از اهمیت دادن زیاد بی اهمیت میشی. از خوبی کردن زیادی، بدی می بینی. از مهربونی کردن زیادی هم احمق به حساب میای! خلاصه که اگه تو احساساتت با آدما تعادل نداشته باشی، حتی اگه دریایی از محبت و مهربونی باشی یا ازت زده میشن یا ازت سوءاستفاده می کنن!
      • 1
      • Like
  22. Black_wolf

    "سنگريزه"

    "سنگريزه" ريز است و ناچيز. اما اگر در جوراب يا کفش باشد، ما را از راه رفتن باز میدارد! در زندگی هم بعضی مسائل ريزاند و ناچيز، اما مانع حرکت به سمت خوبیها و آرامش ما ميشوند! کم احترامی يا نامهربانی به والدين؛ نگاه تحقيرآميز به فقرا؛ تکبر و فخرفروشی به مردم؛ منت گذاشتن هنگام کمک کردن؛ نپذيرفتن عذر خطای دوستان؛ بخشی از سنگريزه‌های مسير تکامل ما هستند! آنها را بموقع کنار بگذاريم تا از زندگی لذت ببریم
  23. Black_wolf

    سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد

    سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد.. یک دنیا حرف نگفته صف میکشد پشت دیوار لب ها... چه بغض هایی که دفن میشود در گلو... حتی هوا هم هوای دلخوری میشود... سکوت است دیگر.. شاید مملو باشد از حرف هایی که نیمه شب در صفحه ی چت هایتان تایپ شدند اما سرنوشتشان پاک شدن بود... نه شنیده شدن... سکوت هوای دلگیری دارد.. بغض سنگینی دارد... غم سهمگینی دارد... سکوت جنازه ی احساسی است که به دست خودمان به دار کشیده شده...
      • 2
      • Like
      • Sad
  24. Black_wolf

    پایان بحث

    شاید تقصیر آدمها نیست که نمیتوانند روی حرفشان ، وعده هایشان و احساساتشان بمانند آنها بر روی زمینی زندگی میکنند که روزی یکبار خودش را دور میزند ... برای بستن دهان افرادی كه در زندگی شما مدام دخالت ميكنند بهترين پاسخ اين است: - از پیشنهادتان ممنونم، بهش فكرميكنم - ممنونم شاید حق با شما باشد این یعنی پایان بحث ...
      • 1
      • Thanks
  25. Black_wolf

    مهم است که حالت خوب باشد

    مهم است که حالت خوب باشد، مهم است که لبخند بزنی، مهم است که بلد باشی با کوچکترین اتفاقات مثبت حوالی‌ات، دلخوش باشی. برای خوب بودنِ حالت، به هر چیز نه! که به ساده‌ترین چیزها چنگ بزن. برای خوب بودن حالت، کینه و کدورت‌ها را نادیده بگیر و به حسادت‌ها و رقابت‌ها و شماتت‌ها اهمیت نده. اهمیت نده که آدم‌ها چه برداشتی از کارهای تو دارند و حرف‌های تو را به کدامین زبان عداوت، تفسیر می‌کنند. اهمیت نده که روزگار چقدر حریص‌تر می‌شود هر روز به حرص دادنت، و آدم‌ها حریص‌تر می‌شوند هر روز به زمین زدنت. اهمیت نده... به هیچ چیز جز حال خوب و اهداف مهمی که داری اهمیت نده
      • 1
      • Thanks
×
×
  • اضافه کردن...