بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
تو رفتی اما پشیمون میشی وقتی تمامِ دوراتو میزنی و میبینی کسی مثل من پیدا نمیشه، از خودم تعریف نمیکنم، هرگز، اما خودت میفهمی هیچکس به اندازه من عاشقت نیست، میفهمی هیچکس نمیتونه مثل من از سکوتت حرفای دلت رو بفهمه، نمیتونه از توو چشمات حالِ دلت رو بدونه، نمیتونه حالِ دلت رو خوب کنه، نمیتونه خنده از تهِ دل بیاره رو لبات، نمیتونه کاری کنه به خودت اهمیت بدی، نمیتونه کاری کنه احساس خوشبختی بکنی، نمیتونه بیست و چهار ساعته نگرانت باشه، نمیتونه اینقدر که من دلتنگت میشدم دلتنگت بشه، نمیتونه عمقِ عشق رو بهت نشون بده، نمیتونه تورو اولویت زندگیش قرار بده، نمیتونه تورو بیشتر از خودش یا هرکسی دوست داشته باشه، آره، این حرفارو نزدم تا یه تلنگری بشه، تا بفهمی و برگردی، فقط خواستم بدونی خیلی چیزارو برای آخرین بار در کنارِ من تجربه کردی، بعد از منی وجود نداره، حالا این شخصیت منو میبینی؟ همین شخصیتِ عاشق، دیوانه، اگه برگردی پست میزنه، با تمامِ علاقهای که بهت داره، یه پرده ضخیم میکشه رو احساسش و نادیده گرفتنت رو ترجیح میده، آره، توو دنیای من فرصتِ دومی وجود نداره، یکی که یکبار رفتن رو انتخاب میکنه دیگه نمیتونه برگرده، برگشتن توو دنیای من بی معنیه.
-
چقدر بگم؟ اندازه دوست نداشتنهات دوستت دارم. اندازه پس زدنهات دوستت دارم. اندازه نخواستنهات دوستت دارم. اندازه دستهای خالیم دوستت دارم. اندازه آرزوهای نرسیدهم دوستت دارم. اندازه شکستگیهای قلبم دوستت دارم. اندازه درگیری های فکریم دوستت دارم. اندازه غمهای نگفتهم دوستت دارم. اندازه سرمای زمستون و اندازه دلگیری شبهای پاییز دوستت دارم. اندازه قشنگی چشمهات دوستت دارم. اندازه آرامش صدات دوستت دارم. اندازه شوقم واسه کنارت بودن دوستت دارم. نه ولش کن، نمیتونم بگم واقعا چهقدر دوستت دارم. بدون مخاطب ...!
-
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ : "ببخشید" ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﮔﻔﺖ: " ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ " مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟ مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟ چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟ گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ .... کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست. گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ .... انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ .... شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ... آدمها را بفهمید، دل،آلزایمر نمی گیرد...
-
شاید از همدیگه جدا شده باشیم، اما خاطراتمون قشنگ بود،انقدر قشنگ که حتی فکر کردن بهشون هم حس زندگی بهم میده. حالا درسته مسیرامون یکی نبود، اما خاطره ساختنامون بهونهای شد تا به هم نزدیکتر بشیم. خیلی وقته گذشته،حتی مسیرت هم دوس دارم،چون تو انتخابش کردی،حتی اگه تا آخر عمرت از کنارمم رد نشی. حالا تو بگو کی عاشقتره؟
-
- 1
-
-
شب بخیر هایِ من ایهام دارد ! کنایه است ... استعاره است ... اصلا تمامِ آرایه های ادبیِ دنیاست ... من می نویسم ؛ شب بخیر ! تو بفهم کم آورده ام ، دلم برایت تنگ شده ، غرور دارم !!! من می نویسم ؛ شب بخیر ، تو اما بگو ؛ بمان ... !! بگو ؛ با تو حرف دارم ... اصلا خشن باش ، سرزنشم کن ، بگو ؛ حق نداری بخوابی ! شب بخیر ، حرفِ ساده ای نیست ، یک تنه بارِ ناگفته هایِ زیادی را به دوش می کشد ... ناگفته هایی ؛ که پشتِ دیوارِ غرور و انتظار ، قربانی شدند ... شب بخیر ؛ آبرومندانه ترین حالتِ استیصال است ، وقتی هم دلتنگی ، هم مغرور ... !
-
وقتی پیش منی نقابتو بردار! اونقدر میشناسمت که فرق خنده های الکیتو بفهمم، اگه میخوای گریه کنی، بغلم برات بازه، اگه میخوای بخندی بیا باهم بخندیم اونقدر بلند که همه نگامون کنن، اگه از آدما خسته شدی بیا بهشون فش بدیم اصلا به زمین و زمان فش بدیم اگه تو دلت خنک میشه، اگه دلت نمیخواد حرف بزنی، باهم سکوت میکنیم، فقط ی چیزی میخوام بهت بگم، کنار من خودت باش همین!
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
دیگر تمام شد هران چه بین منو تو بود توبرایم مرده زمانی ک فهمیدم از مهربانیم از سادگیم سواستفاده کردی حق داشتن دیگران ک تو عوض شدی شاید تا قبل از این اتفاق ی درصد میبخشمت اما با این اتفاق اصلا تو دیگر برایم مرده ایی دوستان دیگر عشقی در من نیس ک بخواهم برایتان بنویسم دیگر احساسی بهش ندارم برایم غریبه ایی بیش نیس پی تصمیم گرفتم برای همیشه فراموشش کنم چون کسی ک باعث این بود ک متن هایم را بنویسم برای من مرده است من از قلبم از جایی ک فک میکردم تنها او باید باشم بیرون کردم برای دلم باید حتما ی خانه تکونی میکردم باید قفل جدیدی بزنم تا دیگر هیچ کس وارد نشود جز کسی ک باید میبود و دیگه نیست ... بدرود برای همیشه جانکم ...
-
- 1
-
-
چقدر سخته وقتی صب چشماتو باز کنی و هواهم باهات لج کنه و مثل اون روزایی بشه ک تو پیشش بودی تورو یاد اون بندازه وبا هزار چیز خودتو ب فراموشی بزنی و بری ب کارت برسی چقدر سخته وقتی تو اوج تمرکز سر جلسه ازمون ی لحظه احساس کنی گوشیت زنگ میخوره و تو دزدکی به گوشیت نگاه کنی یهو تمام وجودت گرم بشه قلبت ب سرعت 1000 بزنه اره خودشه خودشه ک داره بهم زنگ میزنه ولی فقط ی تک کوچیک بود واااااااااااای چقدر سخته بهش اس بدی کاری داشتی بگه ببخشید و ادامه............ بهت بگ دلش برای خودت برای صدات تنگ شده بوود ولی ترسیده و قطع کرده بهت بگه هرروز میاد جای خونه و شرکتت تا تورو ببینه ولی خیلی کم تونسته ببنتت بهت بگه نمیتونه شمارتو از ذهنش پاک کنه واااااااااای منم نمیتونم لعنتی ولی چیکار میشه کرد منم میخام ببینمش ولی نمیتونم از اون روز تمام خیابون هارو زیر ورو میکنم شاید اومده باش....................شاید !!! هنوز ادکلنی ک برایم خریدی دارم یادته چ عاشقونه بهم دادی تو پارک روی صندلی تو سوز سرما هنگام غروب دستام تو دستات بود نگاهم و ب زمین دوخنه بودم و بهت میگفتم اینجوری بهم نگاه نکن و تو میخندیدی و میگفتی دورت بگردم محمدم چشم وسرتو مینداختی پایین و زیر چشمی بهم نگاه میکردی اون روز ها هیچ وقت فراموش نمیکنم نمیدانم چرا من اینقدر در کنارت ارام بودم نمیدانم چرا عاشقت شدم نمیدانم......................... هروقت دلم برایت تنگ میشود عطری ک برایم خریدی را بو میکنم تا شاید ارام شوم وااااااااااااااای دیروز تو خیابون از کنارزنی رد شدم و عطر تو رو زده بود یهو دلم ریخت گفتم نکنه خودش باش نکنه منو نشناخته باش نکنه فراموشم کرده باش ولی........................... اون نبود نبود نبود هووف خدایا شکرت ...!!!
-
چقدر سخته عشقت ک ماه هامنتظر پیامکشی بهت پیام بده ولی تو سرد باهاش برخورد کنی چون نمیتونی ب خاطر کاراش ببخشیش چقدر سخته بهش بگی دیگ بهم پیام نده و اون درجوابت بگه اخه دلم برات تنگ شده بود چقدر سخته بهش بگی هنوزم دوسش داری ولی بهتره دیگ هیچ رابطه ایی نباشه چون میدونی اگ برگرده اگ باهات باش هزار مشکل دیگ خواهی داشت مثل همون موقع ک بهت اعتماد نداشت اگ الانم بهش بگی تو این مدت با یکی دیگ بودی واااااااااااااای ........................ولی اون ک نمیدونه با اون همش از دل تنگی هات نسبت ب عشقت میگفتی چقدر سخته خودتم ندونی چی میخای از زندگی اون و میخای یانمیخای دوسش داری یا ن ولی دیگ تموم شد و اون رفت واس همیشه و من باید فراموشش کنم....محمد علی ادامه دارد ...!
-
انسانها در طول زدگیشون یک بار عاشق میشن .یک بار فارغ.یک بار کسی رو دوست دارن از تمام قلب ویک باردروازه قلبشان را ب روی یک نفر باز میکنن ان زا انجا حبس میکنن همه اینها یک بار اتفاق میوفتد مثل مردن و تولد من هم فقط یک بار دروازه قلبمرا ب روی کسی باز کردم و هیچ وقت نمیتوانم دروازه را برای کسی دیگر باز کنم اون همیشه در قلبم محبوس است بارفتنش قفلی بر روی دروازه قلبم زدم ک هیچ کس توانایی بازز کردنش را ندارد حتی خودم....... نمیدانم با خود چگونه فک میکنید هیچ وقت وقتی در کنار کسی هستی نشانه عشق نیس شایدنشانه این است ک ب یک نفر نیاز داری تا مرحم دردایی ک درقلبت حس میکنی باشد تا ارومت منه شریک گریه هات باشه اون قفلی ک زدی جاش درد میکنه بیش تر نیاز ب ی حامی داره ن عشق بهم گفت از خودم از رفتارم از دروغام بنویسم تا عدالت رعایت بشه اما لعنتی من اگ دنبال عدالت بودم میرفتم و حقمو از این دنیا میگرفتم از اون کوچه ها از اون ماشین از اون دست ها و نگاه........ من مردی بیش نبودم یک مرد در کنارت بودم مردی ک 31یا32سال داشت دورانی ک همش دوست داری جستو جو کنی درهمه جا سرکش میشی دوس نداری امرو نهی بشنوی اما مردی در کنارت بود ک همه این دوران را گزانده بود و بهت میگفت نکن.نرو............ اما تو سرکش تر ازان بودی ک فک میکردی<خودم> میررفتم تو چت روم و با بقیه چت میکردم و بهش میگفتم توهم بیا باهم بریم مثل دوتا عاشق ولی اون منو همراهی نکرد منم مجبور بودم دروغ بگم ک نرفتم این اتفاق ها زمانی بود ک من فقط 31 سال داشتم و نمیدانستم چکار کنم وقتی ب خودم امدم تو رفته بودی زمانی ک به یک ثبات رسیدم تو نبودی زمانی ک دوست داشتم امرو نهی کردنت و تو نبودی فک کن کسی دیگر را در قلبم راه داده ام وبا دیگری در حال عیش و نوشم و الکی درحال ناله کردنم اما این همان نا عدالتی است ک دنبالش نیستم و نخواهم بود میدانم جدیدا می ایی و تمام متن هایم را میخوانی اما با ی اسم و نام کاربری دیگر از این ب بعد کمی درباره خودم و اخلاقم مینویسم تا تو ارام شوی......محمد علی ادامه دارد ...
-
من هیچوقت گوشی طرفم رو چک نمیکنم چون معتقدم کسی که بخواد خیانت کنه میتونه به صد روش انجامش بده! من توقع ندارم طرفم دائم بهم زنگ بزنه و پیام بده چون معتقدم توجه باید از ته دل و با اشتیاق باشه، من نمیخوام در همه حال طرفم منو در الویت قرار بده چون معتقدم رابطهی عاشقانه فقط یکی از جنبه های زندگی هر فردی هست، من کسی رو مجبور نمیکنم بهم وفادار باشه، توجه کنه یا دوستم داشته باشه چون معتقدم هیچکس با کنترل و اجبار ساخته نمیشه، اما اگر متوجه بشم کسی نمیخواد درست و سالم در کنارم باشه نبودن رو انتخاب میکنم.
-
باید ازت معذرت بخوام که من تنها کسی بودم که به حرفات گوش میدادم، در واقع من کسی بودم که بهت اهمیت میدادم، من کسی بودم که حتی وقتی همه بهم میگفتن برو... پات وایستادم. من کسی بودم که تورو با تموم وجودم دوست داشتم؛ حتی وقتی تو هر دلیلی بهم دادی که دوست نداشته باشم! اما ازت معذرت میخام که تو لیاقت همهی وجودمو نداشتی.
-
من آدم بخشنده ایم میبینم و میگذرم و رد میشم؛ چون اصولاً حوصله سر و کله زدن با آدمی رو ندارم. حوصله اینکه آدمی ازم توقع بخشیدن داشته باشه رو هم ندارم. یکم گیج کنندس ولی اگه بخوام واضح تر بگم: میگذرم رد میشم میدم دست کارما تا ببینم چرخه زندگیش چجوری اونو توی زندگیش بهش برمیگردونه. هیچ ادمی بخشنده نیست؛ اونقدرا هم احمق نیست که ادم بد زندگیشو راحت ببخشه از کنارش رد بشه فقط و فقط صبوری میکنه و میشینه یه گوشه منتظر تا کارماشو ببینه. به نظرم قانون زندگی همینه!
-
فکرش رو بکن! یک روزی به جایگاهی میرسی که تمام آدمایی که تو رو از دست دادن افسوس میخورن، اما تو خوشحالی که آدمای بی ارزش زندگیت رو پشت سر گذاشتی و بی محابا به سمت اهدافت رو به جلو حرکت کردی! من فکر میکنم موفقیت اینجوری رقم میخوره که تو کاریو که بهش مطمئن نیستی، انجام ندی ولی کاری که بهش مطمئنی رو به هر قیمتی شده انجام بدی! حواست باشه زندگی انقدر طولانی نیست که وقت کنی بدهیاتو با خودت صاف کنی! تو به خودت بدهکار نباش دیگه هیچی مهم نیست!
-
من از اون دسته آدمام که وقتی دلم میشکنه؛به جای اینکه برم به طرف بگم که فلان کارت زشت بوده و من از دستت ناراحتم... سکوت میکنمو تو خودم میریزم! بعد هی بهش فکر میکنم و هزار بار حرف و اتفاقی که ناراحتم کرده رو مرور میکنم بعد هی براش دلیل میارم و تو ذهنم به خودم میگم که دوسش دارم و اشکالی نداره اصلا هم هیچی به روش نمیارم! انقد اینکارو میکنمو با خودم کلنجار میرم و رفتارای طرفو نادیده میگیرم که دیگه کم کم ازاون آدم زده میشه و فاصله میگیرم دیگه دلم نمیخواد ببینمش در حالی شاید خیلی دوسش داشته باشم!
