رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

Black_wolf

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    2500
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    82

تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf

  1. Black_wolf

    سلام عشقم

    سلام ←عشقم→. . .! شما کجا؟! سنگ" قــــَـــبــر" ما کجا؟! چی شد که اومــــَدی؟! از ظاهرت معلومه "خــیــانت" کرده بهت؟! حالمو میپرسی؟! ههه آره خوبم. . . هنوز تو "فــــاز جوونی" هستم. . .! اره فقط یکم "خــــاک" رو" ســَنگم" نشسته. ‌. ‌‌.! چرا حالا برگشتی؟! تو که میگفتی بیشتر از من" دوســـِت داره" ؟! چی شد پس؟! فهمیدم گریه نکن دیگه "عـــِشقم" . . .! دلـــــِم میگیره. . .! عزیزم میدونی چند "ســـاله" که ندیدمت؟! تنها دلخوشیم این بود که؛ یه بارفقط یه بار،بیای سرخاکم. . .! حتی خداهم دلش برام سوخت. . .! عزیزم دیگه برو تحمل اشکاتو ندارم. . .! اخه مثل تو "ســـَنگدِل" نیستم. . .! برو نمیتونم واست کاری کنم. . .! دستم ازاین "دُنــیا "کوتاست. . .! چقد بهت گفتم دیونتم؟! ولی بی اعتنا بودی؟! گلم تو رفتی، فقط "تنهـــــایی" اومد سراغم. . .! به خدا شرمنده شدم و اومدم اینجا. . .! بهت گفته بودم که؛ ← بــــــــی تـــــــــو میمیـــــــــــرم → ولی باور نکردی هیچوقت. . .!
  2. Black_wolf

    چهل سالگی

    من برای امروزی که تو را ندارم ناراحت نیستم! ناراحتم برای چهل سالگی ام؛ آنجا که به بهانه یک شعر؛ یک آهنگ؛ به یادت می افتم؛ و به دخترم لبخند میزنم... من برای آن لبخند که درد دارد, ناراحتم ...
      • 2
      • Like
  3. Black_wolf

    ساعت ۲۵ شب ، ۳۲ومِ همین ماه

    پس قرارمان این باشد ساعت ۲۵ شب ، ۳۲ومِ همین ماه در بوته زارِ قدیمی زیر همان درخت سیب دور از چشم خداوند دوباره خامِ شیطان میشویم ! تو لب هایم را میبوسی و این بار تا ابد تبعید میشویم به دنیایی دیگر دنیایی که حوایش تو باشی و آدمش " من "
  4. Black_wolf

    "چوب خدا"

    "چوب خدا" شاید همان بغضی باشد که دخترت سالها بعد می خورد.... و تو در عمق چشمانش خاطره تلخ رفتنت را می ببینی... تو را نمیدانم اما... من به خدایی که آن بالاست عجییب معتقدم...
  5. Black_wolf

    مامانم خیلی زن خوبیه

    مامانم خیلی زن خوبیه از اون خوبایی که واس خودش یه پا خانوم خونس ! از اونا که آشپزی و کد بانوییش بیسته !! از اون زنایی که با حرف زدن با مرد غریبه لپشون گل میندازه و چادرشو سفت تر میگیره!! مامانم خیلی زن خوبیه !! از اون خوبا که بابام دوس داره و هی قربونش میره و هی دورش میگرده ! چن سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !! میگف طرف دختر خیلی خوبیه ! از اونا که تو دانشگاه جز نمره اولاس! از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو ساخت باهاشون!! از اونا که حرف نمیزنن همه جا و هر چیزیو نمیگن!! خلاصه که خیلی دختر خوبیه! وقتی اینا رو تعریف میکرد داداش کوچیکم اخماش تو هم بود !! وقتی ازش پرسیدم چته...با حرص گفت ،خب آخه چه جورى میشه عاشق همچین دختری شد؟!!! یه هفته پیش واس همین داداش کوچیکم رفتیم خواستگاری... دختری که با سینی چایی اومد داخل ،شیطنت از چشاش میریخت بیرون ! بوی عطرش کل اتاقو گرفته بود... از اون دختر حاضر جوابا بود که اگه تو یه جمع بود صدای قهقهش همه جا پخش میشد!! که دل داداش کوچیکه منو با همون نگاهای دلرباش برده بود... داداش کوچیکم میگفت خیلی دختر خوبیه!! میدونی... خوب آدما با هم فرق میکنه!! مردم به خوب بابام میگن آپدیت نشده! مردم به خوب داداش بزرگم میگن از دماغ فیل افتاده!! مردم به خوب داداش کوچیکم میگن قرتی !! از من میشنوید ... بگردین دنبال خوب خودتون... با خوب خودتون زندگی بسازین و زندگی کنین نه خوب مردم که آمار طلاق رو روز به روز نخواین ببرین بالا ! نه داداش من میتونه با یه زن مث مامانم به تفاهم برسه ! نه بابام میتونه کنار دختر مورد علاقه داداشم آرامش داشته باشه ! بچسبین به خوب خودتون حتی اگه از نظر بقیه ،بد باشه!
      • 1
      • Like
  6. Black_wolf

    نودونه عزيزم

    نودونه عزيزم سفرت بخير كوله بارت را دقيق ببند، باخودت همه ي اشك ها، غصه هاوناملايمت هايي كه روي دوشم گذاشتي راببر! من امسال، يك سال كه نه! ده سال بزرگترشدم! نرسيدن هاونشدن ها راچشيدم، تحمل وصبربرابراتفاقاتي كه مصلحت و قسمت ماست را آموختم. من شكيبا بودم،لبخند زدم و توكل كردم به معبودي كه عشق و آرامش بي نهايت رابه زندگي تزريق ميكند كوله بارت راببند كه من مدتهاست منتظر "بهار"م! من ثانيه شماري ميكنم براي شكوفه زدن عشق، براي گل دادن آرزوهايي كه صبورانه پرورششان دادم... منتظر بهار با دل ِخوش، تن ساز و روح ِآرام براي خودم، خانواده ام ودوستانم...! سفرت به سلامت نودونه!
      • 3
      • Like
  7. Black_wolf

    قصدِ رفتن كردى ...؟

    قبول! ميخواهى نباشى ...؟ قبول! چمدانت را بردار و پُر كن ... من هم كمكت ميكنم پر كن از خاطراتمان از دوست داشتنم از تمامِ حواسم كه جمعِ حواس پرتى هاىِ شيرينَت بود! از روزهايى كه وجودم را لازم داشتى و با تمامِ وجودكنارَت بودم راستى آدمهايى كه به حالِ خودَت رهايت كردند را هم جا بده تكيه گاهَت شدم تا خستگى ات را در كنى دستت راگرفتم تا دوباره بلند شوى ... پُر كن كوله بارَت را از تمامِ اينها و برو! برودنيا را زير و رو كن ... يك به يك امتحان كن تمامِ آدمهايى كه احساس ميكنى ميتوانند جاىِ خالى ام را برايت پُر كنند! حواست جمعِ كوله پشتى ات باشد كه ديگر كسى نيست به اين راحتى ها برايت پُر كند سفرَت بخير جانم
  8. Black_wolf

    باورکن

    بعدترها ‎هرگاه مردی دراغوشت بکشد، ‎درگودي کمرت ‎دستهايي را خواهد يافت، ‎که من جاگذاشته ام... ‎بارها و بارها هم با وسواس مردانه ، ‎پيراهنت رابشويد واتو کند، ‎بازهم عطر من ‎در تارو پودش خانه کرده ست! ‎لبهات را که ببوسد ‎مزه ي ب جامانده از بوسه هاي مرا ‎خواهد چشيد، ‎که ازلبهاي من جا مانده... ‎مرا از تاريخ بشريت ‎هم حذف کني، ‎از خاطر لحظات توپاک نمي شوم! ‎
      • 2
      • Like
  9. Black_wolf

    از کجا بگویم؟!

    به طرز عجیب و احمقانه ای دلم برایت تنگ است دلخوشی ها کم نیست آدمهای دور و برم هم کم نیستند می آیند لبخندی روی لبم مینشانند و میروند ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد... نمیدانم تو هم دلتنگی یا نه میدانم که میخوانی و میدانم که نمیدانی چقدر این دلتنگی برایم خلسه آور است آنها که کمتر مرا میشناسند هنوز هم میگویند خوش بحالت چه روحیه ای داری! کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم اما آنها که بیشتر میشناسند... میگویند نفسهایت غبار دارد
      • 1
      • Like
  10. Black_wolf

    عمیق باش... عجیب باش...

    خودت را تمام نکن برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً، رقیب! کسانی که هیچ اعتباری به حرف هایشان نیست ... تمامت را برایِ خودت نگه دار. من آدم های این حوالی را خوب می‌شناسم... از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند ... شبیهِ بِرمودایی ناشناخته که در گردابِ ابهام، غرقت می‌کند! حواست باشد آدم هایِ اینجا بدجور تنوع طلب و کنجکاوند، فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه میگردند!
      • 3
      • Like
      • Thanks
  11. شعور بیشتری دارند و قلب مهربانتری... برای همین نباید از آنها ترسید اما آدم های کوچک و حقیر با عقده های بزرگ ترسناکند؛ چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند....! کسی را از خوب بودن خسته نکنیم! خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود خدا نکند آدمی بشود که مهربانیش هربار نگران و آزرده خاطرش کرده چرا که آن وقت است که می ماند بلاتکلیف نه بد بودن را بلد است و نه توان خوب ماندنش است. آن وقت است که می‌گریزد... هجرت از دنیای آدم ها به خلوتی که درونش پوچ پوچ است، سکوتی که قالبش تنهایی است که خودخواسته نبوده، که لذت بخش نیست... آدم ها را از خوب بودنشان خسته نکنیم
      • 1
      • Like
  12. Black_wolf

    رفته بودم سوی قبرستان شهر!

    هر که را دیدم سوا خوابیده بود در کنار یکدگر ریز و درشت هر کسی در زیر پا خوابیده بود خاک بر سر بود در گل هر کسی بی غذا و بی هوا خوابیده بود دلبر از عاشق جدا خوابیده و عاشق از دلبر جدا خوابیده بود پهلوانی با همه کوپال و یال بی توان و ادعا خوابیده بود آنکه دورش بود ده ها پاچه خوار زیر گل در انزوا خوابیده بود قلدری که حق ما را خورده بود مرده با نفرین ما خوابیده بود آنکه جر می داد خود را با صداش زیر سنگی بی صدا خوابیده بود یا فقیری مرده بود از گشنگی در کنار اغنیا خوابیده بود آنکه می چربید نازش در جهان بی لحاف و متکا خوابیده بود سوختم وقتی که دیدم تاجری در کنار یک گدا خوابیده بود با همه مال و منالش طفلکی مثل آن یک لا قبا خوابیده بود ظالم و مظلوم هم در یک ردیف رعیتی با کدخدا خوابیده بود زور می زد آنکه عمری در معاش ساکت و بی اشتها خوابیده بود دوست با دشمن همه در زیر خاک با غریبی آشنا خوابیده بود حاکمی که امر دایم می نمود زیر گل بی اعتنا خوابیده بود دختری که از همه دل می ربود در کنار مورها خوابیده بود آنکه عمری حق و ناحق می گرفت رشوه و مال ربا خوابیده بود سارقی که مال مردم می ربود دست خالی در عزا خوابیده بود پس دو دستی بر سر خود کوفتم چونکه دیدم هر که را خوابیده بود گوشه ای دیدم فهندژ هم غریب توی قبری بی نوا خوابیده بود...
      • 2
      • Like
  13. Black_wolf

    مرا ببخش

    که ساده بودنم دلت را زد مرا ببخش ... اگر محبتم چشمانت را بست می روم تا آنان که تواناترند تو را به اوج نبودنت برسانند.
      • 4
      • Like
  14. Black_wolf

    چه ‌قدر من دیدن تو را دوست دارم

    چقدر من دیدنت را دوست دارم در خواب در غروب در همیشه‌ی هر جا، هر جایی که بتوان تو را دید، صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد
      • 2
      • Like
  15. Black_wolf

    از جانب پروردگار

    هميشه همينطور نمی ماند يك روز كه تصورش را نمی كنی جايی كه در خواب هم نديده ای لحظه ای كه به هيچ چيز فكر نمی كنی و تازه رها شده ای از بند آرزو دريافت خواهی كرد چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی چيزی ارزشمند تر و دلپذير تر! مطمئن باش در چنين روزی خوشحالتر خواهی بود
  16. Black_wolf

    کجایی...؟

    از دلتنگیَت کجا فَرار کنم...؟! معمارِ هیجان ؛ کجا بروم که صدایِ آمدنت را بشنوَم...؟ کجا بایستَم که راه رفتنَت را ببینم...؟ کجا بخوابم که صدایِ نفس‌هات بیایَد...؟ کجا بچرخَم که در آغوشِ تو پیدا شوم...؟ کجا چشم باز کنم که در منظرَم قاب شوی...؟ کجایی...؟ کجایی که هیچ چیزی قشنگ‌تَر از تماشایِ تو نیست...؟ کجا بمیرَم ، که با بوسه‌هایِ تو چشم باز کنم...؟ کجایی...؟
  17. Black_wolf

    كاش ميشد

    ، وقتى حالمون بد وقتى دلمون گرفته وقتى كه از زمين و زمان شاكى هستيم وقتى بهمون بد شده يه برچسب ميزديم رو صورتمون اين آدم حالش خوب نيست، اين آدم به تازگى دلش شكسته شده است، اين آدم به تازگى خيانت ديده است، اين آدم به تازگى عزيزى را از دست داده است، اين آدم زير بار زندگى كمر خم كرده است، اين آدم مستاصل است... قلب اين آدم گنجايش زخم ديگرى ندارد كمى با مدارا با او رفتار كنيد
  18. Black_wolf

    یک روز

    ، چشم باز می کنی و می بینی عزیز ترین آدمِ زندگی ات ، دیگر نیست ! کسی که تا دیروز خیال می کردی همیشه برایِ داشتنش و برایِ دوست داشتنش ، فرصت هست ، کسی که فکرش را هم نمی کردی ، رفتنی باشد ... به همین سادگی ، آدم ها می روند ، و جایِشان ، برایِ همیشه خالی می مانَد ! عزیزانت را همین ثانیه دوست داشته باش ، همین ثانیه قدرِشان را بدان ، و همین ثانیه ، در آغوشِشان بگیر . منتظرِ هیچ فردا و روزِ مبادایی نباش ! چه آدم ها که با زخمِ سکوت و تنهایی ، رفتند ، چه دل ها که تا ابدیتِ تاریخ ، شکسته ماند ، و چه دوستت دارم ها که تا همیشه ، میانِ حنجره هایِ زمان ، گیر کرد . " مبادا " ؛ یعنی امروز ، یعنی الان ، یعنی همین لحظه؛
  19. Black_wolf

    زن اول و دوم شاملو

    همیشه به فکر کنید حتے اسمشونم نمیدونیم! ‏آیدا زن سوم بود؛ اما همه آیدا رو میشناسیم! خواستم بگم اونقدر اصرار به بودن و موندن آدما تو زندگیتون نکنید.. اما اگر یکے بیاد جورے میمونه و جورے عاشقت میکنه که تموم آدم ها قبل اون توهم بوده...
  20. Black_wolf

    سواد رابطه

    میدونی داشتن از کجا شروع میشه؟ از اونجایی که ممکنه با یه سری از دوستات، نزدیکات و یا حتی رلت به مشکل بخوری و به هر دلیلی آدم های مهم زندگیت به غریبه تبدیل بشن ولی تو انقدر بزرگ شدی و اینو درک کردی که به حرمت روز های که خندیدید، گریه کردید و خاطره ساختین و بخشی از روز های زندگی همو رقم زدید؛ پیش کسی تخریبش نمیکنی،ازش بد نمیگی، راز هاشو فاش نمیکنی و.. چون میدونی که یه زمانی باهات حالش خوبه و یه روزی انتخاب زندگیت بوده...
  21. Black_wolf

    آخرین پست

    با عرض سلام خدمت تک تک دوستان و کاربرای انجمن این مدت ک تو انجمن بودیم در کنار هم فعالیت میکردیم خیلی خوش گذشت و روزای خوب و پر هیجانی بود این پیام اخرین پست بنده هست تو انجمن امیدوارم شماها فعالیت هاتون ادامه بدید و در کنار دوستان و همچنین خانواده و عزیزانتان شاد و موفق باشید امیدوارم ب بزرگواری خودتون منو ببخشید و حلال کنید خدا نگهدار همگی شماها یا حق
  22. Black_wolf

    زن...گیر ندادن

    دقیقاً همونجا که یه زن نه گیر میده، نه توضیح میده، ظاهراً درکت می کنه، مخالفت نمی کنه، حسودی نمی کنه، دقیقاً همونجا یعنی قیدِتو زده...
      • 5
      • Like
      • Confused
  23. Black_wolf

    از قهوه‌ی لعنتی‌تان لذت ببرید!

    شما و تمام کسانی که دوست‌شان دارید، روزی خواهید مُرد... تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفته‌اید یا کارهایی که انجام داده‌اید برای تعداد کمی از مردم، اهمیت خواهند داشت، آن هم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگی‌ست. تمام مسائلی که به آن‌ها فکر می‌کنید یا کارهایی که انجام می‌دهید، تنها گریزِ استادانه‌ای از این حقیقت‌اند. ما غبارهای کیهانی بی‌اهمیتی هستیم که در یک نقطه‌ی‌ آبی پرسه می‌زنیم و به هم برخورد می‌کنیم. عظمتی برای خودمان تجسم می‌کنیم و اهدافی برای خودمان می‌سازیم. اما راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم. پس از قهوه‌ی لعنتی‌تان لذت ببرید!
  24. Black_wolf

    مخاطب خاص...یه نفر

    تو هیچوقت نمیفهمی دوست داشتن یه نفر از دور چه حسی داره.اینکه ساعت ها به عکس و شمارش نگاه کنی و منتظر یه زنگ،یه پیام از طرفش باشی اینکه تو خیابون هایی که ممکنه اونم قدم بزنه چشم بچرخونی تا شاید نگاه آشناشو ببینی.اینکه هرلحظه منتظر باشی تا اونم همونطور که دوستش داری دوستت داشته باشه.همه این لحظه هارو سال ها زندگی کنی به امید اینکه از بین تموم خندیدن‌هاش یبار برای چشمای تو و قلب تو بخنده.تو هیچوقت نمیفهمی دوست داشتن یه نفر از دور چه حسی داره!
      • 4
      • Like
  25. Black_wolf

    دل شکسته....همیشه منو یادت باشه

    همیشه منو یادت باشه،تو همه شرایط،خوشحالی،ناراحتی،توهمه شرایط،با خودت بگو این تنها کسی بود که همیشه دوسم داشت کلی بر بدست اودنم تلاش کرد که من رنجوندمش،حتی اگه کسی تو زندگیت بود بازم یادت باشه فقط یکی میتونه تورو با تمام وجودش با تمام کثافت کارایت بخاد،فقط وقتایی که داری بهم فکر میکنی هیچوقت سعی نکن دستت به شمارم یا پی‌ویم بخوره. چون اون موقعه که تو منو یادت میاد احتمالا خیلی دیره"دیر
      • 4
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...