بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
زندگی شاد غیر ممکن است! بهترین زندگی که بشر میتواند بدست آورد زندگی شجاعانه است... شجاعانه زندگی کردن یعنی با قسمت آسیبدیدهمون روبهرو بشیم و ازش نترسیم و بعد سعی کنیم از چرخه های تکراری گذشته بیرون بیایم. شجاعانه زندگی یعنی نسبت به زندگی انعطافپذیر باشیم، به جای اینکه به باورهای غلطمون سفت بچسبیم! شجاعانه زندگی کردن یعنی برای رشد و تغییر، گاهی خطر کنیم چون با موندن در منطقه امنمون شاید در آرامش باشیم ولی نمیتونیم زندگی رو تجربه کنیم.. شجاعانه زندگی کردن یعنی بپذیریم که نمیتونیم زندگی همیشه شادی داشته باشیم و به این معنا نیست که با رنجها یکی بشیم چون ما میتونیم با وجود دردها به زندگی عشق بورزیم و راههای جدیدی رو برای حل مشکلات یا پذیرش اونها پیدا کنیم!
-
- 2
-
-
دوست داشتن هایتان را به مرحله اثبات برسانید! نگویید خب بالاخره خودش میفهمد اتفاقا نمیفهمد ! فرض کنید او نفهم ترین و خنگ ترین شخصی است که در مسائل عاطفی میتواند وجود داشته باشد ... ای کیو هم زیر خط فقر ! تو به عنوان یک فرد فهیم به او ثابت کن... حرف های گفتنی را به او بگو ... بگو اگر برایت مهم است. بگو جز او دنیا را نمیخواهی بگو بگو بی او میمیری گفتنی هارا باید گفت باور کن برخی گفتنی ها مرده زنده میکند آبه روی آتشند لاکردار ها بگویید خب، چرا خفه خون میگیرید هزار حرفی میزنید جز آن چیز که باید بزنید یک وقت هایی شنیدنش برای طرف مقابل مثل شوکی است روی بدن یک فرد رو به موت از آن شوک هایی که دکتر بعدش میگوید "به هوش آمد"
-
- 2
-
-
گفتم ببین! هرچیز که باید، اتفاق میافتد و هر چیز که نباید، نمیافتد، تو آرام باش و به افتادهها و نیفتادهها فکر نکن. گفت: خب من هم به قدر توانم دست و پایی بزنم. گفتم ببین! گاهی دست و پا زدن، بیشتر از ثابت ماندن، غرقت میکند. گفت: خب بدون واکنش بمانم، مردم هرچه دلشان خواست میگویند و هرجور دلشان خواست میبرند و هرجور دلشان خواست میدوزند. گفتم ببین! مردم اول و آخر، حرفشان را میزنند، قبایشان را میبرند و طبق میلشان میدوزند و آخر کار، این قبا به پیکر خودشان است که زار میزند، تو را چه باک؟ زندگیات را بکن و کاری به کار حرفهایشان نداشته باش. گفت: خب، حرفهایشان آزارم میدهد. گفتم ببین! اگر تو هم بخواهی دنبال این بحثهای بیاساس را بگیری، شبیه همین مردم میشوی عزیز، اگر تو هم به مسائل بیهدف اهمیت بدهی، میشوی یکی از همانهایی که قبا به دست گرفته و به میل خودش بریده و دوخته و آخر کار، بلاتکلیف مانده... با آرامشی نداشته، عمری به باد رفته و ذهنی بههم ریخته! آرام باش و زندگیات را بکن و کاری به کار دست به قباها نداشته باش، آنها از یک جایی به بعد عادت کردند، تو عادت نکن
-
- 2
-
-
-
اگه تورو ردکردن، بپذیر. اگه تورو دوست ندارن، رها کن. اگه کسی یا چیزی رو به تو ترجیح میدن، ازشون بگذر. همه کسایی که دوسشون داری موندنی نیستن. همه ی اونایی که بهشون اعتماد داری وفادار نیستن. از دست دادن آدمایی که نمیخوان تو زندگیم باشن، برام اهمیتی نداره؛ من کسایی رو از دست دادم که تمام دنیام بودن، ولی با این وجود هنوز حالم خوبه. برای موندن کسی التماس نکن. چیزی که برای تو باشه تا ابد موندنیه. تو شاید نتونی تمام موقعیت ها و عواقبشونو کنترل کنی، اما میتونی رفتار خودت و طرز پاسخ بهش رو در قبالشون کنترل کنی. همیشه خوب باش. قطعاً در جایی از زندگیت که انتظارشو نداری جواب خوبی هات رو میگیری.
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
بیا مثل بقیه نباشیم! بیا دنبال خوشیا بگردیم. غم خودش مارو پیدا می کنه. بیا به هم قول بدیم هرچی شد تهش همو داریم و نزنیم زیرش. بیا با خیال راحت بریم جلو. بیا توی این دنیا که نود درصد روابط به ماه نمی کشه انقد بمونیم تا چروکای پوست و موهای سفید همو ببینیم. بیا موقع دلخوریا حرف بزنیم و دور نشیم. بیا بهم احترام بذاریم، همدیگرو درک کنیم، پشت هم باشیم. بیا دروغ نگیم، راست بگیم حتی اگه تنبیه بشیم. بیا تمام همو بلد باشیم. بیا حرفِ "فقط خودت برای خودت می مونی" رو نقض کنیم. بیا همون خودم برای من باش. بیا دستامو سفت بگیر و هیچ وقت ولش نکن. حیفی. نمی خوام نباشی
-
- 2
-
-
بد بودن شرف داره به کسی که نقاب خوب بودن زده ولی ذاتش کثیفه
-
همچی دروغ بود همچی نقاب بود
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
نمیدونم آدم درستی هستم یا نه.. ولی اینو خوب میدونم جوری زندگی کردم که احتیاجی به نقاب نداشته باشم و همیشه خودم بودم، یعنی وقتی حالم خوب نبود، واقعی خوب نبودم! یا وقتی که عصبی بودم، خودم بودم یا وقتی که میخندیدم، حالم واقعا خوب بود، خلاصه من همیشه واقعی بودم، هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستم نکردم
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
چقدر از همه متنفر شدم جدیدا ، دیگه حس خوب از هیچکس و هیچ چیز نمیگیرم. حس میکنم همه با نقشه اومدن جلو، همه یه نقاب دارن و یکم که بگذره خود واقعیشون رو نشون میدن ، به همه چیز بدبینم ، دلم میخواد همه آدمارو بلاک کنم و هیچ ارتباطی با هیچکس نگیرم. شاید بگین دیوونه یا مودی ، اما همین آدما منو اینجوری کردن آره همشون
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
باید چسب زخم رو از زخم جدا کنم بلاخره این اتفاق میفته پس هرچ زودتر خودتو اماده کن انجامش بده درد زودتر تحمل کنی بهتره بجنب تا دیر نشده
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
تازه میفهمم چقدر تو مدتِ کم شدی همهی قلبم و بخشی از زندگیم که تو دور بودنت، جایِ خالیت خیلی حس میشه و هیچ جوره نمیشه با هیچکس پُرش کرد. همهی این لحظههایی که ازت دورم، بیصبرانه برای اون روزهایی که قراره با تو بگذرونم و کنارت خوشحال باشم، صبر میکنم. الانکه ازت دورم، دوست دارم بدونی من خیلی دوستتدارم، تو با اومدنت زندگیمو قشنگ کردی. خوشحالم که کسی مثل تو رو تویِ زندگیم دارم؛ تو باعث میشی قلبِ خستهیِ من لبخند بزنه؛"
-
تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای ! به خدا حال مرا ،خوب به هم ریخته ای ! آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری ! بی سبب نیست ، که در کنج دلم جا داری ! به سپیدی غزل ، رایحه ی یاس منی ! یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی ! یاسمن بوی ترین ، جای خدا را پر کن ! من پر از زندگی ام ، فاصله ها را پر کن ! من جهنم زده ام ، حسرت سیبی دارم ! باز نسبت به شما ، حس غریبی دارم ! غربت و رخوت دستان مرا باور کن ! نازنین ، قصه ی ایمان مرا باور کن !
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلی ممنون از لطف شا اقا دلت خوش و دنیا ب کامتون
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلی ممنون از لطف شا اقا دلت خوش و دنیا ب کامتون
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
معنی «با تو بودن» برای من «به سلطنت رسیدن» است. چهقدر در کنار تو مغرورم! به من نگاه کن که چه تنها و خسته بودم و حالا به برکت قلب تو که کنار قلب من میتپد چه شاد و نیرومندم!
-
- 1
-
-
میتوانم عشق را در چشم تو جاری کنم” ناز چشمت را به هر قیمت خریداری کنم؟ آبشار گیسوانت را رها سازی شبی بوسه های عاشقانه بر لبت جاری کنم شانه هایت تکیه گاه بی کسی هایم شود بغض خود را بشکنم در پیش تو زاری کنم گاه گاهی نغمه ای نجوا کنم در گوش تو روز و شب با جان و دل از تو پرستاری کنم ساحل امنم شود آغوش گرمت نازنین ترک این تنهایی و غم های تکراری کنم چشم هایم را بیآرایم برایت مهربان عاشقم باشی و من عمری وفاداری کنم
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
به تو فکر می کنم مثل مسافر به راه، مثل علف به ابر، مثل شکوفه به صبح و مثل واژه به شعر... به تو فکر می کنم مثل خسته به خواب و نرگس به اردیبهشت، به تو فکر می کنم... مثل کوچه به روز، مثل نوشتن به نی، مثل خدا به کافر خویش و مثل زندان به زندگی
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
هر کس صدایم زد بهجز تو ؛ پاسخش "هان" بود اصلاً تلفظ کردنِ "جان" با تو میچسبد
-
آتش عشقت نشسته در میان جان من دلبرم باش و قدم بگذار بر چشمان من جرعه ای از اشک انگور وکمی آغوش من گندمش سهم تو باشد دوزخش از آن من
-
"ما کسی رو به دست نمیاریم که کنترلش کنیم، محدودش کنیم و یا عذابش بدیم! ما انتخاب میکنیم پرِ پرواز چه کسی باشیم تا کنار هم رشد کنیم، بزرگ بشیم و بالا بریم. اسم رنج و عذاب دادن به هم رو عشق نذارید! دوست داشتن واقعی در توانمند کردن همدیگه و ایجاد احساس امنیت و آرامش تعریف میشه."
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
قشنگ ترین قسمتش اینجاست زمانی پیدات کردم که اصلا دنبال کسی نمیگشتم! از همه خسته بودم حال و حوصله ی هیچکیو نداشتم ولی خدا تورو توی بهترین زمان آورد تو زندگیم
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
برای در کنارِ هم موندن باید خیلی چیزارو بخشید، خیلی حرفارو نشنیده گرفت، از خیلی کارها عبور کرد... برای در کنار هم موندن باید بخشندهترین و قویترین بود؛ نه زیباترین و باهوشترین... آدما وقتی میتونن مدتهای طولانی کنارِ هم بمونن که یاد بگیرن چطور باهم کنار بیان! اگه گاهی تو حالِ خوب هم شریک نمیشن، دستی هم به حالِ بدِ هم نکشن! هیچ حالِ بدی موندگار نمیمونه همونطور که حالِ خوب هم، همیشگی نیست...! اول از هر چیزی برای در کنار هم موندن باید یاد بگیری چطور میشه با کوچیکترین چیزها، از زندگی لذت برد، خندید و شاد بود...
-
- 1
-
-
انگار قبل از اومدن و دیدن و شناختنت، تو رو دوست داشتم و منتظرت بودم ، انگار دستام خالی مونده بود تا با دستایِ تو پر بشن، انگار تو همه خاله بازیهای بچگیام ، دوست داشتم توکنارم باشی و اومدنت رو انتظار میکشیدم، انگار تو لِیلِه بازی های بچگیم منتظر بودم به اخرین خونه برسم و در آغوش تو پناهنده بشم، انگار تو جایی دیگه، زمانی نامعلوم و جهانی دیگه دیده بودمت، انگار همه اون چیزی بودی که من میخواستم و فقط باید صبر میکردم که میدیدمت، انگار همه جهان خلاصه میشد توی چشمات، انگار تهِ تموم رویاهام نشسته بودی و لبخند میزدی و برام دست تکون میدادی تا پیدات کنم، عشقِ پنهان تو بودی، اصلا همه چیز قبل از اومدنت شروع شده بود عشق با تو شروع میشد و باهیچ چیز تموم نمیشد
-
- 1
-
