بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
ببین ۲ حالت داره. یا الان بدون تو خوشحاله و واقعا داره با فلانی بهش خوش میگذره که خب خداروشکر که رفت. چون این نشون میده که تو نقطه اوج نبودی واسش و اگه میموند هم همیشه گوشهای از ذهنش داشت غصه میخورد که ایدهآلش نیستی و این کیفیت رابطه رو به گند میکشید. یا الان بدون تو داره به فنا میره و مثل سگ پشیمونه که بازم خداروشکر که رفت! چون وقتی کسی ایده آلش رو پس میزنه، آدم نرمالی نیست و با موندنش زندگیت رو سمی میکرد. در هر صورت امیدوارم حالت اول باشه، چون دومی خیلی خطریه! وقتی میبینه هیچکس واسش تو نشد، احتمالا برمیگرده و گولت میزنه و باز همون آش و همون کاسه. واسه همیشه بزن بشکون این کاسه رو
-
- 2
-
-
تفاوت زیاده بین کسانی که پرتاب میشن و کسانی که پرواز می کنند… همونطور که تفاوت زیاده بین کسانی که مشهور میشن و کسانی که برَند میشن... پرواز که می کنی خودت مقصدت رو انتخاب می کنی ، اما پرتاب که میشی مقصدت نامعلومه... برَند که میشی خودت کنترل و مدیریت مسیر و مقصد رو در دست می گیری... اما مشهور که میشی ، ریش و قیچی رو برای تعیین مقصد در اختیار نداری... بهتره در بین جامعه محدودی معروف و معتبر باشی ، تا بین جامعه نامحدودی مشهور و بی اعتبار… برندسازی شخصی ، معروفیت انتخابی در جامعه هدفه و این یعنی پرواز نه پرتاب.
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﮎ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﺍﺳﺖ ... ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ، ﻫﻤﺪﻣﯽ، ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻭ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺻﺒﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻣﯿ ﺸﻮﺩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺧﺴﺘﮕﯽ ... ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺍﺧﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﮐﻨﺪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮﺩ ﻭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﺪﯼ ﻫﺎ ﻭ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﻫﺎ ﻭ ﻏﺮ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﻭ ﯾﺎﺩﺵ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻫﺴﺘﯽ ... ﮐﻪ ... ﻓﻘﻂ ... ﮐﻤﯽ ... ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺷﺪﻩ...!
-
من اگه به کسی چندبار فرصت دادم تو زندگیم هیچ موقع از روی بخشندگی یا ضعفم نبوده، بلکه فرصت دادم که بعد ها خودم حسرت هیچیو نخورم تهش بگم همه راه هارو با این آدم رفتم و نشد، پس اگه یه روز گذاشتمت کنار بدون دیگه مسئله بخشش نیست من صرفا دیگه هیچ راه و مسیری با تو نمیبینم
- 5 پاسخ
-
- 2
-
-
اینی ک براتون تعریف میکنم یه داستان واقعیه هست ک خودم تجربش کردم با یه خانومی(متاهل) اشنا شدم ک خیلی ادعا میکرد با کس دوست نیست و پاک و صادق هستن زمان میگذشت ما با هم گهکاهی صحبت میکردیم اشنای ما ب جایی رسید ک شدیم دوست صمیمی و رفتیم بیرون از اینجا مثلا اینستا و اسکایپ و غیره گهگهاهیم میگفت بریم میهن چت من دلم برا دوستام تنگ میشه میدونستم با چندتا اکانت هست و لیست دوستاشم میبست مثلا میگفت نمیخوام کسی مزاحمم بشه یا بددونن کیا دوستم هستن اما در اصل مثل هشت پا با خیلی ها بود یه روز گفتم میخوام اسمتو رو بیوی پروفایلم بنویسم دیوونه شد ن نمیشه چ خبره من دوست ندارم (خخخخ) فقط میخواستم عکس العملشو ببینم نمیخواستم کراش هاش یا دوست پسراشو بپرونم خخخ اینجا بهترین متن هارو براش مینوشتم اما میترسید نظر بزاره برام و اینجا پیام ارسال میکرد مبادا بشناسن زمونه عجیبی شده اخرش میخوایم ب کجا برسیم واقعا؟ بخاطر همین از همه جا بلاکش کردم الان اسم اکانتشو تغییر داده ک دستش روو نشه (نمیدونه میدونم با چ اسمی هستن ایشون) اما بزار خوش باشه شاید دلگرمیش همین نقاب و سرگرمی های مجازی هست برات ارزوی خوشبختی میکنم در کنار دروغات خانوم هزار چهره خوش باشی
- 5 پاسخ
-
- 2
-
-
بله درسته ممنون از نظر شما
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی، دلتنگی و... اما بدترین حس دنیا دلزدگیست. دلزدگی از یک خواستن عمیق میآید. کاری را، چیزی را، کسی را با تمام وجود خواستن. دلزدگی یعنی کاری، چیزی، کسی که مدتها حس خوب برایت داشت، دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد. دلزدگی یعنی احساس خستگی شدید. آدمی که دلزده میشود وسط یک جنگ است، یک جنگ نابرابر. یک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست، طرف دیگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خاطرات و رویاهاست. دلزدگی بدترین حس دنیاست... فقط تصور کنید کاری، چیزی، کسی که سالها میخواستی، دیگر قلبت را به تپش نیاندازد، دیگر تو را سر ذوق نیاورد. بدترین قسمت دلزدگی این است که نمیخواهی آن حس را دوباره تجربه کنی. اگر آسمان هم به زمین بیاید دیگر نمیخواهی. آدمهایی که دلزده میشوند، فهمیدهاند میشود عمیقترین خواستنها را کنار گذاشت و فراموش کرد اما نَمُرد... لعنت بهت ک این حس به وجود اوردی...هرگز نمیبخشمت
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
روز اولی که باهات آشنا شدم، عاشق زیباییت شدم و بعدش به این پی بردم که روحت حتی از ظاهرت هم زیباتره. عاشق چشمهات شدم و بعد دنیای رنگ و وارنگ پشتش رو کشف کردم. عاشق سختکوشیت شدم و بعد آیندهای که داری براش تلاش میکنی رو دیدم. عاشق حرف زدنت شدم و بعد غرق افکار و رویاهای قشنگت شدم. عاشق خوش قول بودنت شدم و بعد دیدم که چقدر برای عملی کردنش از جون مایه میذاری. عاشق قلب پاکت شدم و بعد فهمیدم که چقدر به عشق و مراقبت احتیاج داره ولی حیف .............................
-
- 1
-
-
ولی من دوس داشتم شب که میخوابم اخرین چیزی که میبینم تو باشی و صبح که بیدارم میشم اولین چیزی که میبینم بازم تو باشی امااا تو هزار چهره داشتی
-
- 1
-
-
ما کسی رو به دست نمیاریم که کنترل کنیم، محدود کنیم، آزادیش رو ازش بگیریم، تخریب کنیم یا عذابش بدیم! ما انتخاب میکنیم پرِ پرواز چه کسی باشیم تا کنار هم رشد کنیم، بزرگ بشیم و بالا بریم. اسم رنج و عذاب دادن به هم رو عشق نذارید! دوست داشتن واقعی در توانمند کردن همدیگه و ایجاد احساس امنیت و آرامش تعریف میشه
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
جنتلمن کسیه که توی هر شرایطی کنارته،مستیتو می بینه،گریه کردنتو می بینه،چین و چروک وترکای بدنتو می بینه،نفصاتو می بینه،می دونه بلد نیستی برقصی،می دونه با کفش پاشنه بلند مشکل داری،می دونه دیوونه ای،متفاوتی و ممکنه شبیه بقیه دخترا نباشی و سلایقت فرق کنن،ولی با همه ی اینا بهت میگه تو با شخصیت ترین و قشنگ ترین آدمی هستی که توی دنیا هست و جوری باهات رفتار می کنه که انگار دختری جز تو رو نمیبینه
-
- 1
-
-
من میگم واسم مهمی و نگرانتم؛ تو می شنوی لباس گرم بپوش... من میگم دلم برای صدات خیلی تنگ شده و صدای تو تنها صداییه که حاضرم براش موسیقیمو قطع کنم؛ تو می شنوی ویس بده لازم نیست تایپ کنی... من میگم یه تار مو ازت کم شه خودمو می کشم؛ تو می شنوی خیلی مواظب خودت باش.. من میگم همش بهت فکر می کنم؛ تو می شنوی دیشب خوابتو دیدم... من میگم تو خیلی برام جذاب و خوشتیپی؛ تو می شنوی همه چی بهت میاد.. من میگم دوست دارم بیشتر وقتمو با تو بگذرونم؛ تو می شنوی بیا بریم بیرون حوصلم سررفته.. من وقتی عکس می فرستی میگم روانیتم چشام به جز تو کسیو نمی بینه؛ تو می شنوی از همه رفیقات توی عکس بهتری
-
- 1
-
-
عشق هم چیز جالبیه.سخته یکم، ولی جالبه. مثلاً تو یکسری کارهای یکسان رو با یه عده انجام میدی. غذا میخوری،سفر میری،حرف میزنی،میخوابی،بیدار میشی،میخندی. اما باز تهش میبینی که نه، همهی اینها فقط با همون یه نفر بهت میچسبه. فعل همونه، اما با دیگری انگار انجامپذیر نیست. جالبه.
-
- 1
-
-
سوالایی که میتونید راجع به خودتون از بقیه بپرسید تا بفهمید از نظرش چه شکلی هستید: - بهترین و بدترین ویژگی شخصیتی/ ظاهری من از نظرت؟ - اگه میتونستی یچیزو توی من تغییر بدی اون چی بود؟ - یه خصوصیت که من دارم و بقیه نه و از نظرت خیلی خوبه؟ - چیزی که من رو نسبت به بقیه متفاوت میکنه برات چیه؟ - هدفت از ارتباط داشتن با من چیه؟ - اگه یه روز نیاز شدید به یه کمک داشته باشم و سرت خیلی شلوغ باشه میای؟ - توی دیدار اول چهچیز توی من نظرتو جلب کرد؟ - به هوشم از یک تا ده نمره بده. - کدوم یکی از استایلایی که تا الان زدم به نظرت بهترین بوده؟ -تاحالا از دستم ناراحت شدی و نگی؟ - به نظرت ادممورد اعتمادیم؟ - به نظرت چند درصد امکان داره منو تو بحثمون بشه و راهامون برای همیشه از هم جدا بشه؟ - اگه میوه، رنگ، شئ، فیلم، کتاب، شهر، کشور، غذا، آهنگ، بو، میشدم چی میشدم؟
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
پریدن تو یه رابطهی جدید نجاتتون نمیده، دادن یه شانس دیگه به اکستون اونو عوض نمیکنه، تلاش برای پیداکردن روزنههایی از تفاهم این حقیقت رو که مناسب هم نیستین تغییر نمیده، و تلاش یک طرفه برای فیکسکردن رابطه فقط شمارو از پا در میاره، دوییدن دنبال کسی که شمارو نمیخواد موجب عوضشدن حسش نمیشه، باور کنید که خدا هواتونو داره و تنها و تنها کسایی رو براتون نگه میداره که لایق کنار شما بودن، هستن. به چیدمان خدا دست نزنید و انرژیتون رو برای ورود آدمهای درست نگه دارید
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
به خودم قول دادم هیچوقت غصهی گذشته رو نخورم، غصهی اتفاق افتاده...بدترین روزی رو که داشتم یادمه، اما فقط یادمه...مثل اون روز درد نمیکشم، مثل اون روز اشک نمیریزم... یه شبایی تو زندگیم اومدن که فکر کردم این آدم مچاله شده دیگه تا صبح دووم نمیاره ولی صبح شد...یه روزایی تو زندگیم اومدن که فک کردم عقربه ها دیگه قراره تکون نخورن ولی گذشت، رد شد، تموم شد... اگه باور کنیم که هیچ چیزی توی زندگی دائمی نیست دیگه هیچوقت غصه نمیخوریم... چه اشک بریزی و خودتو به درو دیوار بکوبی، چه بخندی و قدم بزنی، دیگه نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی، همه چی میگذره... پس غصهی اتفاقی که افتاده رو هیچوقت نخور
-
- 1
-
-
گاهی که به تو فکر می کنم همان وقتی که دلم برای خواستنت تنگ می شود، خودت را نمی خواهم. خودِ واقعی آدم ها زیاد قشنگ نیست. شاید خودشان هم برای همین بیشتر اوقات نقاب دارند. نقاب می زنند تا خودِ واقعی شان را پنهان کرده باشند. خودشان هم یک خودِ رویایی می خواهند. من خودِ واقعی ات را دوست ندارم. من یک “تو” ی رویایی را دوست دارم. من همان شاهزاده ی سوار بر اسب را دوست دارم. همان که پدرش پادشاهی یک سرزمین را عهده دار است هم او که مادرش ملکه است
-
مشکل نقاب این است چون قیافه ی واقعی تو نیست ممکن است دیر یا زود بیافتد!
-
شاید گاهی وقتا باید نقاب آدما از روی چهرشون بیوفته که بفهمیم چه جور آدمایی هستند مخصوصا ان های ک متاهل هستن هم رل دارن هم دوست صمیمی
-
حداقلش من همینی ام که هستم. تو کی هستی پشت این همه نقاب؟
-
چقدر ، زشت دیده میشدن ، اگه آدما نقاب نداشتن. اگه آدما نقاب نداشتن ، چقدر ، زشت دیده میشدن
- 6 پاسخ
-
- 1
-
-
هر انسان پشتِ هزار و یک نقاب خود دو چهره داره؛ هم شکارچیه هم شکار. هم معصومه هم گناه کار!
- 6 پاسخ
-
- 2
-
-
ممنونم از آدمهایی که در زندگی من چه کوتاه نقش داشتند، چه هستند هنوز از آنها که لبخند شدند، از آنها که بغض شدند ممنونم از تمام آدم هایی که آمدند تا من دنیا را زیباتر ببینم و رفتند، تا به دنبال زیبایی ها بروم از آدمهایی که حرف هایشان زخم بر دلم گذاشت تا یاد بگیرم هرکسی ارزش هم صحبت شدن را ندارد و آدمهایی که بی حرف، وجودشان از بایدهای زندگی بود ممنونم از آدمهایی که از دردهایم مرحمی ساختند برای خودشان تا یاد بگیرم آنقدر لبخند بزنم تا خودم هم دردهایم را فراموش کنم من از تمام آدمهای زندگیام ممنونم آنها هر طور که بودند منِ امروز را ساختند منِ امروزی که یاد گرفته به دنبال آرزوهایش برود دست آدمهای واقعی زندگی را بگیرد و دور شود و دور شود و دور شود
-
- 1
-
-
ما هنوز همدیگه رو ترک نکرده بودیم، هنوز گاهی باهم میخندیدیم، هنوز گاهی باهم حرف میزدیم، هنوز گاهی ابراز دلتنگی میکردیم، هنوز گاهی جویایِ حالِ هم میشدیم، هنوز گاهی از گرفتاری هامون میگفتیم، ولی فقط گاهی. دیگه هیچ چیز مثلِ قبل نبود نه اون شور و شوق وجود داشت نه صمیمیته، فقط داشتیم خودمونو گول میزدیم
-
- 2
-
