بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
393 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
32
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black white
-
حرف ِ ناگفته اگر درک شود گنجینهست...
Black white پاسخی برای Black white ارسال کرد در موضوع : متفرقه
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
زندگی دایره در دایره سرگردانیست چشم بر هم بزنی،مرحلهی پایانیست بگذارید که خاموش بمانم در خویش لب اگر وا بکنم دردِدلم طولانیست مثل یک کاخِ قدیمی پُرم از خاطرهها ترسم از زخمزبانهای پس از ویرانیست دل به آرامش ِ مصنوعی دریا بستید! دل ِ دریا متشنّج،دل من طوفانیست سرو ِ آزادهی این جنگل وهمآلودم تیشه خوردهست تنم،مرگ و سقوطم آنیست کینه و بخل و بدی از صفت آدمهاست عشق هم از هیجانات ِ خوش ِ انسانیست حرف ِ ناگفته اگر درک شود گنجینهست! . . .
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
اگرچه هم قدم گردباد میگردم دمی نرفته زیادم که کمتر از گردم چرا ز سینه من دود آه سرنزند که کوهی از غم و آتشفشانی از دردم نه پرخروش! که من، آبشار یخزدهام نه پرغرور! که آتشفشان دلسردم فریب خورده عقلم، شکست خورده عشق من از که شکوه کنم؟ چون به خود ستم کردم همیشه جای شکایت ز خلق بسیار است ولی برای تو از خود شکایت آوردم فاضل نظری❣
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
پر شده ام از نیمه ای که پر نباید میشدم... در صدف های حماقت دُر نباید میشدم... من برای سفره ی بی رنگ و بوی خانه ام... نان اگر چه نیستم آجر نباید میشدم... نیمه لیوان من پر هست آه اما چه سود... پر شده ام از نیمه ای که پر نباید میشدم...
- 3 پاسخ
-
- 5
-
-
خودِ تو...قشنگه و کلی جای تفکر داره...مرسی گل
- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
قشنگ مینویسی زلال چشمه امروز داشتم به عشق فکر میکردم... تو این دنیا و زندگی ،کسی رو میشناسی از فرزند عزیزتر؟...فکر میکنم نباشه . ولی گاهی خشم میگیری،عصبانی میشی،ناراحت میشی،دلت میشکنه،حتی نا امید میشی ازش...ولی فقط کافیه وقتی خوابه چشمت بهش بیفته.انگار عالم و آدم وایمیسته که تو فقط نگاش میکنی...انگار قشنگ ترین تصویر ممکن رو میبینی...دوست داری ببوسیش ...بوش کنی ،نزدیک ترین جای ممکن به قلبت نگهش داری و صدای نفسهاشو بشنوی..براش آرزوی آرامش میکنی...آرزوی حال خوب ...آرزوی خنده واقعی رو لباش...و آرزوی پرواز....ممکنه... عشق... و عاشق شدن هم همچین حسی باشه؟!...
- 5 پاسخ
-
- 3
-
-
ده عادت کوچیکی که در بلندمدت مدت اثر مثبت داره
Black white پاسخی برای Topaz ارسال کرد در موضوع : روانشناسی فردی
عالی- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
همینطور حجم کمتری از برنج میخوری و زودتر احساس سیری میکنی(:
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
باید یک مکانی باشد؛ هر مکانی... حتی یک مکان خیالی! تا بتوانیم به آنجا برویم و از نو زاده شده، برگردیم...
- 4 پاسخ
-
- 5
-
-
دارند ورق های طلا می رقصند با سازِ نسیم ،بی صدا می رقصند پاییز که شد نگاه کن دنیا را تا لحظه ی مرگ،برگ ها می رقصند ...
- 4 پاسخ
-
- 4
-
-
-
این چه حرفیه عزیزمن،تو رو تازه پیدا کردم،خودتم بخوای من نمیزارم بری... تو فقط باش،ان شالله هر جا که هستی و هر شرایطی حال دلت عالی باشه. میدونی که چقد برام عزیزی
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم عشق از لیلی و صبر از کوه کن آموختیم گریه از مرغ سحر، خودسوزی از پروانه ها صد سرا ویرانه شد، تا ساختن آموختیم!
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
برای آرزوهای محال خویش میگریم اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم شب دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟ جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش میگریم نمی دانم چرا اما به قدری دوستت دارم که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم اگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمی خوردم ولی من بر شکست بی جدال خویش میگریم به گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند که من چون شمع هرشب بر زوال خویش» میگریم نمیگریم برای عمر از کف رفتهام، اما به حال آرزوهای محال خویش میگریم ...
- 4 پاسخ
-
- 4
-
-
شاه بیت...دردا و دریغا که در این بازی خونین،،بازیچه ی ایام دل آدمیان است☆🌦
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است... گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است... تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است... آبی که بر آسود زمین اش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است... از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان است... دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است... دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت این دشت که پامال سواران خزان است... روزی که بجنبد نفس باد بهاری بینی که گل و سبزه کران تا به کران است... ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی است در این سینه که همزاد جهان است... از داد و وداد آنهمه گفتند و نکردند یا رب ! چــِـقدر فاصله ی دست و زبان است... خون می رود از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می کنم افشردن جان است... از راه مرو " سایه " که آن گوهر مقصود گنجی است که اندر قدم راهروان است...
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
دقیقا ،خیلی چیزا کمه،خیلی چیزا سرجاشون نیستن و خیلی زخم ترمیم نشده هم ب جا مونده... :))
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
دقیقا چون دله عذرش پذیرفته میشه...
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
شما که سواد داری ،تحصیلات داری ،روزنامه خونی ،با بزرگان میشینی ،حرف میزنی... همه چی میدونی... شما که پُری ،معلم و عالمی ،واسه هر چی میگن جواب داری ،در نمیمونی ... بگو از چیه دله گرفته ام... راه میرم دلم گرفته،میشینم دلم گرفته... گریه میکنم،میخندم،پا میشم،حرف میزنم،دلم گرفته... ...
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
دقیقا ...🩵
