بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است آنقدر تنگ که با ذهن خودم در جنگ است آنقدر تنگ که از من قدمی دور شدی... یک قدم فاصله اندازه ی صد فرسنگ است به خیالم که به این عشق تعصب داری بی خیالیت برای منِ عاشق ننگ است مشکل انگار - رقیب من و دلتنگی نیست چشمهای تو پر از وسوسه ی نیرنگ است دلم از این همه نامردی تقدیر شکست هر چه سنگ است فقط لایق پای لنگ است حرفهایم اثری در تو ندارد انگار دل من عاشق و انگار دلت از سنگ است کاشکی گوش کنی حرف مرا برگردی... دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است
- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
اولین بارش بود که میاومد توی اتاق عمل؛ کم سن و سال بود، ترسیده بود، وحشت کرده بود... داشتم ازش شرح حال میگرفتم، سرم توی پرونده بود که چنگ زد به بازوم و با چشمای خیس گفت:حواست بهم هست؟ نگفت چنین کن و چنان نکن برام! نگفت تو رو خدا همچین و همچون نیار سرم! فقط یه جمله به منِ غریبه گفت: حواست بهم هست؟ و این حواست بهم هست؟ یعنی همه چی... یعنی نکنه حواست نباشه و از دست برم! یعنی نکنه حواست جای دیگه باشه و تموم بشم! یعنی نکنه حواست پرتِ چیزی شه و به خودت که بیای کار از کارِ من گذشته باشه، که دیگه منی نباشه... با خودم فکر کردم چه خوبه آدم خیالش جمع باشه که کسی هست که حواسش باشه بهش، که حواسش پرت نشه ازش، که حواسش نره پیِ جایِ دیگه و کسِ دیگه... فکر کردم به اینکه همه ی ما، باید هرازگاهی دست اونایی رو که دوستشون داریم و دوستمون دارن رو بگیریم و توی چشماشون نگاه کنیم و بپرسیم: حواست بهم هست؟!
-
- 2
-
-
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی است این غزل های زلالی که ز من می شنوی چشمه جاری اندوه دلی دریایی است چند وقت است که بازیچه مردم شده ام گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیایی است امشب ای آینه تکلیف مرا روشن کن حق به دست دل من؟ عقل ؟ ویا زیبایی است؟ دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خداوند که معشوقه من بالایی است این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد روح من تشنه یک زمزمه نیمایی است
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
تهش قراره بمیریم پس بذار از زندگی کردن نترسیم ها؟ ریسک کنیم بدوییم . برونیم .گریه کنیم . بخوریم زمین .گم بشیم . موزیکامونو گوش بدیم . کتاب بخونیم . فیلم ببینیم . سفر کنیم. مشت بخوریم .جریمه بشیم.چک بخوریم . بخندیم... زندگی کنیم ...
- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
عشق اول چیه دیگه؟! من دوس دارم عشق آخرت باشم همونی که آخر همه میاد و باعث میشه همه قبلیا یادت بره همونی که تو رو متوجه میکنه چرا با هیچکس دیگه ای دوام نیاوردی همون که پا به پای همدیگه رشد کنیم و آینده مونو باهم بسازیم !
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
شمع باشی یا نباشی من همان پروانه ام تو سر عقل آمدی من همچنان دیوانه ام حالتی دارم که «دلتنگی» برای آن کم است دردهایی که فدایت باد ای دُردانه ام زندگی! ای زندگی! ای زندگی! ای زندگی! بی تو هر شب مرگ جولان می دهد در خانه ام آبشار گیسوان مشکی ات را باز کن تا رها باشند بی باکانه روی شانه ام شعر می خواهی تو از من، کاش جان می خواستی جان بخواه ای خوب! ای معشوقه ی دیووانه ام
-
- 3
-
-
منتظر مردی نباش كه باهات كنار بیاد! این اشتباهیه كه خیلی از زن ها دچار اون می شن! تو خودت خوشبختی رو پیدا كن! یک زنِ مستقلِ خوشبخت از هر لحاظ جذاب تره
-
- 4
-
-
آدما هيچ وقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره قبول دارى؟؟ هيچكس عشق اولش رو يادش نميره اولين معلمش، اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت، اولين بوسه، اولين رفيق، اولين قرار، اولين جدايى، اولين... اولين... اولين اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن. حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى، اولين خاطرهها، تاريخ انقضاء ندارند
-
- 4
-
-
ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍیت ...... ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺷـﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺩﻫــﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘـﻪ ...... ﺟﺎﯾﯽ می گـذﺍﺭﻡ ﮐـﻪ ﺷﺎﯾـﺪ ﯾـــــﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔـﺬﺭ ﮐﻨﯽ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ .....!!! ﻭ ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧـﯽ ﮐـــــﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣـــــﻦ ﺗـــــﻮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍی ....... ﺗـــــﻮﯾﯽ ﮐـــــﻪ ﺍﮔـــــﺮ ميتوانستم ﻧﺸﺎﻧﺖ می داﺩﻡ ﺑﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﻭ می گفتـم : ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧـــــﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿـــــد ........ ﺗﻤـﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣـــــﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧـﻮﺩﺵ ﻧﻤـﯽ ﺩﺍﻧـــــﺪ
-
- 4
-
-
این جملهی امیلی دیکنسون رو با تموم وجودم حسش کردم: یک روز خودم را خواهم بخشید از آسیبی که به خویش روا داشتم از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند و چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که هرگز ترک خود نکنم...
-
- 4
-
-
من تنهایی گریه کردم! تنهایی تلاش کردم! تنهایی به زخمام مرهم زدم! تنهایی برای زندگیم جنگیدم! تو اون شبایی که صبح نمیشدن، من تنهایی منتظر طلوع خورشید موندم! تنهایی شکست خوردم و دوباره قوی از جام پاشدم! میدونی چی میگم؟ گاهی مستقل بودن فقط مادی نیست! اونی که از نظر روحی مستقله، قوی تره..!
-
- 3
-
-
اگه یک رابطه با دوام با کمترین مشکلات میخوای کتاب «محکم در آغوشم بگیر» رو بخون. اگه زندگی سالمی میخوای کتاب «شفای زندگی» رو بخون. اگه زندگی با نظم و هدفمند میخوای کتاب «پنج صبحیها» رو بخون. اگه میخوای از افسردگی، ترسها، خشم و وسواسهای ذهنی دور بشی کتاب «گندزدایی از مغز» رو بخون. اگه میخوای قدرت یادگیری و ذهنت رو پرورش بدی کتاب «بیحد و مرز» رو بخون. اگه حرف و رفتارهای دیگران آزارت میده کتاب «آدمهای سمی» رو بخون. اگه امید و انگیزه برای زندگی میخوای کتاب «کتابخانهٔ نیمهشب» رو بخون.
-
- 2
-
-
میخوام بهت بگم اگر احساس خستگی میکنی ، اگر احساس ناراحتی میکنی ، اگر حس میکنی نیاز داری با ینفر صحبت کنی ، خودتو خالی کنی ، تو بغلش گریه کنی ، اگه نیاز به شنیده شدن داری ، من اینجام ، من کنارتم ، من تا هر وقت بخوای به حرفات گوش میکنم و تا هر ساعتی بخوای میمونم تا تورو آروم کنم ، با من حرف بزن.
-
ولی من هر چه کشیدم از دست کنجکاوی خودم بود. اگر کنجکاوی نمیکردم، اگر حقیقت خیلی چیزها را نمیدانستم به قلب کوچکم این همه فشار وارد نمیشد. که هر لحظه مجبور باشد بین ایستادن و تپیدن یکی را انتخاب کند. موهای سفیدی که لابه لای موهایم هستند زودتر از موعد به سراغم نمیآمدند. دیدم نسبت به همهی آدم ها مثل روز اول بود. همه را از صمیم قلب دوست داشتم. حتی شاید شبها زودتر میخوابیدم. چقدر میتوانستم راحت زندگی کنم. ولی حالا حس آن کودکی را دارم که بدون گذراندن دوران نوجوانی و جوانی وارد مرحلهی میانسالی شده است.
-
- 3
-
-
تا حالا فکر کردی چرا ادم معتاد میشه؟ نه؟ من فکر کردم؛ فکر کردم به اینکه آدم معتاد میشه چون وقتی یه حس خوب یا حالا هر چی که بتونه بهت لذت بده یا بهترت کنه. وقتی یه همچین حسیو تجربه کنی دوست داری تکرار شه؛ اگه تکرار نشه خماری. نسخی. میفهمی چی میگم دیگه؟ خوبه؛ کم داریش انگاری انگاری همش اون لعنتیو کم داری لعنتی چیه خب هر چیزی میتونه باشه بزا بهتر بگم کم داریش انگار "لعنتیتو"
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
الانی که فاصله افتاده بینمون و دوریمون از هم شده اونقدری که تو فیزیک اندازهی بینهایت میگیرنش، من بعضیوقتها با وسواس وجب میگیرم ببینم کدوممون پا تند کرد که زودتر دور بشه. کدوممون از اونجا که پشتمونو بهم کردیم، مسافت طولانیتری رفت. بعد فکر میکنم چه اهمیتی داره که کی دوید و کی بااکراه رفت؟ کی هی با شک برگشت پشتشو نگاه کرد و کی قدمهای محکم برداشت؟ تهش فاصلهمون از هر دو طرف به یک اندازه بینهایته.
-
- 2
-
-
«عشق» میتونست اتفاق خوبی باشه، اگر آدما علاقهها و دوستداشتناشون رو ابراز میکردن. اگر دلتنگیا، حرفا و احساساتشونو؛ به وقتش میگفتن، نه زمانی که غرورشون اجازه داد و منطقشون قبول کرد... دنیا میتونست جای قشنگتری باشه اگر آدما بدون محافظهکاری، غرور و حساب و کتاب، عشق میورزیدند..
-
- 1
-
-
سه چیز را با احتیاط بردار: قدم،قلم،قسم! سه چیز را پاک نگهدار: جسم،لباس،خیال! از سه چیز کار بگیر: عقل،همت،صبر! از سه چیزخود را نگهدار:افسوس، فریاد، نفرین کردن! سه چیز را آلوده نکن: قلب،زبان،چشم! اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نمی کنم:خدا،مرگ و دوست خوب
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
ﺁﺩﻣــــــــــﺎﯼ ﺭﺍﺳـــــــﺘﮕﻮ .... ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠــــﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷـــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ ..... ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘـــــــﺖ ﺩﺍﺭﻥ .... ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾـــــﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ .... ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾــــــﺮ ﺗﻨــــــــﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ .... ﺍﻣــــــــﺎ ..... ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺯﺧﻤــــــــﯽ ﺑﺸﻦ ... ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ... ﭼﯿـــــــﺰﯼ ﻧﻤـــــــﯽ ﮔــــــﻦ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ... ﻭ .... ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ ... )ﻭﻟـــــــــﯽ ﺗﺎ ﺍﺑــــــــــﺪ ﻣﯿﺸﮑــــــــــﻨﻦ
-
- 1
-
-
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
خسته ام پینوکیو... اینجا آدمها دروغ های شاخدار میگویند... اینجا آدمها عشق را به هوس کشاندن برای رسیدن به هوسشان همه کار میکنن و برایش قسم دروغ میخورن پینوکیو تو واقعی بودی و روراست تو دروغ میگفتی ولی مشخص بود ولی اینجا آدمهای واقعی دروغ میگویند نه دماغشان دراز میشود نه وجدانش بیدار میشود کاش آدمها مثل تو بودن دروغها مشخص بود
- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
در بعضی طوفان های زندگی، کم کم یاد می گیری که : نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت متوجه می شوی بعضی را هر چند نزدیک اما نباید باور کرد متوجه می شوی روی بعضی هر چند صمیمی اما نباید حساب کرد می فهمی بعضی را هر چند آشنا اما نمیتوان شناخت و این اصلا تلخ نیست شکست نیست آگاه شدن نام دارد ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی این آگاهی دردناک است اما تلخ هرگز!
-
- 4
-
-
یک انسان کامل… انسانیست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره میبرد. اگر قرار است جایی عشق بورزیم، اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم، اگر قرار است یک بحران روحی را بسختی طی کنیم، اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس باشیم… در همهی موقعیتها نگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد… آنچه روحمان تشنهی اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم
-
- 3
-
-
ای آدم ها توانتان را برای نفرین هیچ ادمی تلف نکنید, بیهوده آرزوی به خاک سیاه نشستن هیچ بشری را در دل نپرورانید, دست دعا برای نابودی هیچ ادمی بلند نکنید چرا که آرزوی سیاه بختی شاید گاه گاهی برای دیگری تیره روزی بیاورد اما برای شما حتما و همیشه سیاه دلی می اورد. خیرخواه دیگران باش مهربان باش
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
چقدر شیرین است دیدن دو نفره هایتان لابلای این شلوغ بازارِ رابطه ها ! در عصری که تعهد برایش تعریف نشده بمانید برای هم لطفا!
-
- 1
-
