بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
باور دارم خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم؛ شاید از وقتی انفجار بزرگ رخ داد، احتمالاً اتمهای تو و من در چندین میلیارد سال باهم برخورد داشتند... اتمهای من اتمهای تورو میشناختن... اتمهای من همیشه اتمهای تورو دوست داشتن... زندگی برای اینکه یکبار دوستت داشته باشم خیلی کوتاهه... قول میدم تو زندگی بعدی هم دنبالت بگردم... توی یه دنیای دیگه باز با هم زندگی میکنیم... سبز میمونیم من و تو، برای همیشه...
-
وقتی وارد رابطه ای میشید سعی کنید مثل روز اول بمونید، یادتون نره چقدر برای رسیدن به هم دیگه تلاش کردین، یادتون نره فاصله گرفتن شما ممکنه خیلیارو شاد کنه، موقع بحث کردن یادتون نره اینی که باهاش دعوا میکنین دشمنتون نیس بلکه نیمی ازجان شماست، یادتون نره روز اول چقد ذوق داشتین برا تک به تک کاراش، حرفاش، حسودی کردناش، قهراش و حتی غرغر کردناش! یادتون نره که وقتی تلخ شد، غم داشت و عصبی شد شما باید بیشتر از روز اول دوستش داشته باشید، نه اینکه رهاش کنین با غمش، نباید یادتون بره که روزی ممکنه به بدترین شکل ممکن دلتون براش تنگ بشه ولی دیگه کنارتون نباشه .
-
- 4
-
-
-
گاهی احساس میکنم اول هزار سال تورو داشتم، کنارت زندگی کردم، نفس کشیدم؛ بهت عشق ورزیدم، بعد انگار تورو ازم گرفتن، جدایی بینمون افتاده، فاصله افتاده، گرفتار فراق شدیم، حالا تو به من بگو کسی که هزار سال با تو زندگی کرده، چطور بدون تو زندگی کنه؟ نه بلد نیستم .
-
- 1
-
-
اگه کسی رو داری که بعد از اینکه چند روز جوابشو ندادی باز بهت تکست میده ، میبینه به بقیه توجه میکنی اما به اون نه و هر رفتاری که از سر حال بدی و ناراحتی باهاش انجام میدی اما اون هنوز پشتت و کنارت میمونه ، باید به خودت بیای بهش بگو که چقد دوسش داری ، ازش مراقبت کن و هیچوقت نذار بره چون آدمای ارزشمند کمیابن!! و لطفا این پیامو ببین و ایگنور نکن باشه؟ باشهههه؟
-
- 1
-
-
در جواب دوستت دارم نگو منم همینطور نگو منم نگو ممنون اگر واقعا دوستش داشتی بگو منم دوستت دارم بگو که چگونه فکرت به حالِ او بند است اگر نه که اگر دوستش نداشتی بگو ببین فلانی نمیخواهم احساساتت را پای ادم اشتباهی مثل من بگذاری بگو فلانی من انقدر هاهم کامل نیستم اما میدانم دل که گیر نباشد
-
- 2
-
-
داشتم فکر میکردم چقدر آدمهای امن خوبند. آدمهایی که رازدارند. آنهایی که میتوانی کنارشان خودت باشی و تمام روحت را عریان کنی. از همه چیز بیواهمه حرف بزنی، بدون هراسی از قضاوت شدن. آدمهایی که نه با لبها که با چشمها و روحشان لبخند میزنند. بدون اینکه زیاد بدانند اعتماد میکنند، و شاید خودشان هم هرگز ندانند در کدام روز سختت به تو رسیدهاند، و چطور خورشید شدهاند، وسط همه تاریکیهای دلت. چقدر خورشیدها خوبند. چقدر بیمنت و چقدر خوشبو و چقدر بوسیدنی و چقدر خواستنیاند. مهربانیهایی که انگار نهرهای بهشتند، روی آتش تنهایی. درد و دریغ که کماند. بسیار کم
-
- 2
-
-
قسمت غم انگیز تنهایی، بی پناهی است.. این که یک شب، یک روز، یک جایی دلت بخواهد از همه دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتگویی، درست می شدی، بوسه ای، حضوری، دیداری... و هیچکس هیچ جای جهانت نباشد.. بار دنیا و آدمهایش بیفتد روی شانه های نحیفت، به هر طرف که نگاه کنی آیه های عذاب به سمتت دوان باشد، پناه همه باشی به قدر بضاعت دلت ، عالم و آدم را مراقبت کنی و کسی نباشد که اگر بارت را از شانه ات بر نمی دارد، لااقل به آزار کلام جانت را نفرساید.. در دنیای آدمهای تنها، سایه ای نیست برای خنک شدن. همیشه ظهر داغ مرداد است، وسط کویر خشکی که مارهای غاشیه دارد.. عادت می کنیم به سوختن، و کم کم تمام می شویم، بی این که یاد گرفته باشیم آسودن در امن دلبرانه یار چه معنا دارد..! ما، خسته های مکدر تاریخ، فرزندان آزرده خواهش و دوری، قبیله ی تنهای دلتنگ. که به فریب هر سلامی لبخند زدیم و هر بوسه ای شکنجه ای شد به جانمان.. ما، که در سکوت فرسودیم و همانطور که می مردیم، هرکس حالمان را پرسید با لبخند گفتیم خوبم...
-
- 1
-
-
" شـــکــستم " آنقـدر آهسـته که صدای شـکـستنم ، کســی را آزار ندهد ... " من " شکســـــتم ... آنقـدر آهستـه که صـدای شکستنم را ؛ فقط دیوارهای اتاقـم شنیدند ، و نـم پس ندادند ... صــدای شکـــستنم را قلـــم و کاغـــذ شنیدند و شـــعـــر پس دادند ... صـــدای شکــستنم را " خـــدا " شنید و سکـوت جواب داد ... می دانــی ؟ اهل گریـــه نیستم ، فقط " بغــــض" میکنــــم ... ایـن سخت تــر از هر چیزیست ، بغـض داشته باشی و بخنـدی
-
- 1
-
-
. عشق در حسرت دیدار نمیدانی چیست درد یک قلـــب گرفتار نمیدانی چیست دست از من که کشیـدی همه اینجا دیدند عاشقی را؛ تو هـم انگار نمیدانی چیست
-
- 1
-
-
اینـــــبارڪه ڪسی اومد نمـــیگم برو حتی نمیگم ڪسی دیــگررومیخوام فقط میگم ببـــین!مـــن شـــڪسته ام خســــــته ام ڪمی آرومم ڪـــن...همـــــــین
-
- 1
-
-
درون دلے ڪه پیــــدا نیست پر از زنـــدان و زندانیست تو را محڪـــوم دل ڪردم نمیدانــــم دلیلــش چیست سبب شــاید همیـــن باشد بــدون تو نبـــاید زیســـت
-
- 1
-
-
من از دوست داشتن بیش از حد خودم خیلی خوشحالم ؛ از اینکه خودم همیشه مراقب خودم بودم ، از اینکه همیشه خودم سعی کردم حال بدمو رو به راه کنم ، شاید خیلیا بگن که این خودشیفتگی یا غرور زیادیه ، اما حداقلش دیگه منتی نیست ، دیگه مطمعنم کسی برای 2 بودن ادعای 200 بودن نمیکنه ؛ میدونی چیه ؟ حقیقت اینکه هیچ چیزی به اندازه ارزش قائل شدن برای خودتون باعث نمیشه که شما پیشرفت کنید ، حس خوبی به خودتون داشته باشید و احساس کنید رو آبرایید ، منتظر بودن برای آدمی که شاید بیاد ، شاید نیاد یا توقع داشتن بیش از حد از آدمی که معلوم نیست دو دقیقه بعد رفتارش چطوریه فقط نخ به نخ موهارو سفيد ميكنه..
-
- 2
-
-
یه فوبیا هست به اسم "Pistanthrophobia" که یه جور ترس و تردید نسبت به اعتماد کردن به آدماست؛ با توجه به تجربیات بدی که تو گذشته از یه رابطهای که خوب پیش نرفته داری؛ از اعتماد آدما به نفع خودتون سوءاستفاده نکنید چون اثرش تا ابد رو قلبشون میمونه و یه جا تاوانشو پس میدید ...
-
میدونی چی از همه بیشتر اذیتم میکنه؟ اینکه هیچکدوم از آدمای اطرافم منِ واقعی رو نمیشناسن، اونا فقط نقشی که براشون بازی کردمُ میشناسن، نمیدونن چقدر میتونم غمگین باشم و چقدر با خندیدن بروزش بدم، نمیدونن چه فشاری رومه و چقدر همه چیو عادی جلوه میدم، ناراحتم و میترسم؛ میترسم اگه یه روز رفتم کسی نفهمه چرا و برای چی..!
-
یه رابطه های هست که تو بند بندِ وجودت با طرفت گره میخوره؛فرقی ام نمیکنه ها!میتونه یه دوستی ساده باشه که دو تا آدم تجربه اش میکنن یا میتونه یه رابطه ی عاشقانه ی قوی باشه ولی آنقدر قلبت از این ارتباط مطمئنه که اونو با هفت میلیارد آدم دیگه ی کره ی زمین عوض نمیکنی؛ تو این رابطه هیچ چیز فیکی نیست همه چیز واقعیه!نیازی نیست مواظب حرفات باشی اصلا همین که چرت و پرتم بگی حالت خوبه!اصن یه جور خاصی خوشحالی اگه یه آدم اینجوری تو زندگیت داری بدون خیلی خوشبختی:)
-
- 1
-
-
تو میتونستی چشمایی که تا ابد فقط تورو میبینه رو داشته باشی، میتونستی لبایی که جز تو احدی رو نبوسیده و بدنی که توسط هیچ کس جز تو لمس نشده رو داشته باشی ؛ پاهایی که وقتی اسمت وسط باشه تا اخر دنیا میاد و قلبی که تا ابد میخواد توش باشی و داشته باشی ؛ ولی تو متاسفانه لیاقت هیچیو نداشتی.
-
زنان خانه دار بیکار نیستند، اونا فقط انتخاب کردن محل خدمتشون در منزلشون باشه و این خیلی ارزشمنده. اونا ساعت کاریشون تمام وقته و حتی مرخصی هم ندارن..... توقع و انتظاراتم ازشون نامحدود.... چون کارفرماشونم بخشی از قلبشونه توان نه گفتن هم ندارن.... این خیلی با ارزشه، خیلییی....
-
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای ز امروزها، دیروزها دیدگانم همچو دالان های تار گونه هایم همچو مرمرهای سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد می خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد می آرم که در دستان من روزگاری شعله می زد خون شعر
-
باید خیال کنم هستی و دوستم داری باید خیال کنم امشب زودتر از همیشه خوابیدهای که شب بخیر نگفتی باید خیال کنم چقدر حرف داریم که فردا بزنیم باید خیال کنم و خیال کنم و خیال کنم،،، بعضی رفتنها را نمیشود باور کرد...!
-
آرام باش ماهِ من! درست می شود... نه هیچ شبی، و نه هیچ زمستانی دائمی نیست! آفتاب می تابد، شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار؛ متولد خواهند شد... هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب، نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار، نمی مانَد، که حصار؛ جای ماه، آسمان؛ جای سیاهی و باغ؛ بسترِ شاخه های خشک و سرمازده نیست! نور، سپاه سیاهی را می درد؛ حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد، و بهار؛ هزار هزار زمستان را سبز می کند، روزهای سخت، رو به پایان است ماهِ من؛ آرام باش...
-
همه آدما روی کسایی که دوسشون دارن یه حساب دیگه ای باز میکنن و توقع یه سری رفتارا، حرفا، کارا رو ندارن چون انتظار دارن یه چیزایی رو اونا بفهمن! آدمی که یه نفرو میشناسه میدونه چی ناراحت اش میکنه، رو چه رفتاری حساسه، از چه کاری بدش میاد و.. این هیچ ربطی به بی جنبه بودن و یا حساس بودن؛ نداره، فقط ما از کسایی که دوسشون داریم انتظار داریم که با یه غریبه که تو خیابونه و مارو نمیشناسه فرق کنه!همین..!
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
اگه یک روز خواستی گریه کنی؛ منو صدا بزن، قول نمیدم که بخندونمت ولی میتونم باهات گریه کنم، اگه یک روز خواستی فرار کنی؛ واسه اینکه منو صدا بزنی اصلاً درنگ نکن، قول نمیدم که ازت بخوام بمونی، ولی میتونیم باهم فرار کنیم، اگه یک روز نمی خواستی با کسی حرف بزنی، منو صدا بزن تا باهم سکوت کنیم، اگه یک روز منو صدا زدی و جوابی نشنیدی، تو بدو بیا سمتم چون اینبار قطعا من به تو نیاز دارم . میدانی رفیق درد دلم چیست ؟ عاشقانه هایم را قورت دادم توف کردم به مردم غریب کش این شهر سیاه نمیدانم میدانی یا نه در این شهر بوی آشغال کرکس ها مشامم را نیش میزند رفیق چندوقت است کارم شده شمردن برگ های زرد غمم زیاد است رفیق دکتر ها جوابم کرده اند میگویند دیوانه شدی ولی تو باور نکن گفتند اشک بریز خالی میشوی خالی که نشدم هیچ پرشدم از بی کسی که چرا ؟؟ کسی اشک هایم را پاک نمیکند و بگوید اشک نریز تو من را داری رفیق دیوانه آنها هستند نه من چند روزیست ماهی قرمز های کوچک حوض ما روی آب خوابیده اند چه خواب شیرینی رفیق از جایشان تکان نمیخورند نمیدانم چرا ؟ مرد زندانی میخندید شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزادی من راستی رفیق زندان کدام سوی میله هاست ؟ ولش کن راست میگویند من دیوانه شدم
-
گاهی اوقات خسته ميشی از قوی بودن! دلت ميخواد يك استعفانامه بلند بنويسی از قوی بودن، بعد هم وسايلتو جمع كنی و بری یه جای دور، قوی بودن بد نيستا، نه! فقط آدمه ديگه، خسته ميشه! دلت ميخواد بری یه جای دور دور. جايی كه اگر ازت پرسيدن قوی هستی يا ضعيف، بگی خیلی ضعيف! يكی زير بال و پرمو بگيره و جای من قوی باشه، و من زير چترش خوب استراحت كنم. استراحتی قد یک عمر، قد تمام خستگيام، قد تمام قوی بودنام
-
- 1
-
-
یه چیزایی رو بهت نگفتم، مثلا هیچوقت بهت نگفتم که چقدر شکسته شدم، هیچوقت نگفتم که چقدر دلم هواتو کرده، هیچوقت نگفتم چقدر خسته شدم از بس تحمل کردم، هیچوقت بهت نگفتم که چقدر دلم از آدما و زندگی پره، من خیلی چیزارو بهت نگفتم تا یوقت تو دلت نلرزه، ولی تو فقط میگی از زندگی لذت ببر آخه کسی که نمیدونه لذت بردن از زندگی ینی چی مگه میتونه حالش خوب باشه.
-
امشب پذیرفتم که زندگی جریان داره….. شاید هنوز دوست داشته باشم،دلم برات تنگ بشه ولی بدون تو بهتره. پس این فصل غم و درد رد میبندم چون من لیاقت خوشحال بودن رو دارم. دو دستی چسبیدن به چیزی منو قوی نمیکنه اما رها کردن این کارو میکنه:)
