رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

Black_wolf

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    2500
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    82

تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf

  1. Black_wolf

    نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش:

    نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش: او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند. به پسرم بياموزيد كه به ازای هر آدم شياد، انسان‌های درست و صديق هم وجود دارند. به او بگوييد در ازای هر سياستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی نيز وجود دارد. به او بياموزيد كه در ازای هر دشمن، دوستی هست. میدانم كه وقت میگيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يک دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روی زمين پيدا كند. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر میتوانید به او نقش مهم كتاب در زندگی را آموزش دهيد. به او بگوييد كه تعمق كند: به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل‌های درون باغچه، به زنبورها كه در هوا پرواز می‌کنند، ‌دقيق شود. به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم ياد دهيد كه با ملايم ها، ‌ملايم و با گردن كشان، گردن كش باشد. به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند. به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست میرسد، انتخاب كند. ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهيد، اگر میتوانید به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه در اشک ريختن خجالتی وجود ندارد. به او بياموزيد كه میتواند برای فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، اما قيمت گذاری برای دل بی‌معناست. به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق میداند، پای سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يک نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.
  2. Black_wolf

    دروغ گفتن

    هنگامی که مدام به شما دروغ می‌گویند، نتیجه این نیست که شما این دروغ‌ها را باور می‌کنید؛ بلکه این است که دیگر هیچ‌کس به هیچ‌چیز باور ندارد. مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمی‌توانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم می‌شوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید می‌توانید بکنید
  3. Black_wolf

    مشکلات ابتدای ازدواج

    برخی از مشکلات ابتدای ازدواج به این دلایل ایجاد می‌شود بر سر رفت و آمد با خانواده‌های خود جنگ می‌کنند تمایل دارند یکدیگر را تغییر دهند. انتظار دارند زندگی مانند داستان‌های عاشقانه کتاب‌ها باشد. زندگی خود را با دیگران مقایسه می‌کنند. عجله دارند رابطه‌شان بسرعت بهبود یابد و شبیه هم رفتار کنند. در مشاجرات، تحت تاثیر احساسات قرار می‌گیرند و هیجانی برخورد می‌کنند در مورد مسائل ساده و پیش پا افتاده بحث می‌کنند. به رابطه همسر خود با خانواده شان حسادت می‌کنند. دلتنگ زندگی در خانواده خود می‌شوند. مانند دوران تجرد رفتار می‌کنند و هنوز زندگی مشترک رانپذیرفته‌اند. پس از مشاجره از عذرخواهی استفاده نمی‌کنند. زمان کمی را کنار یکدیگر سپری می‌کنند. فرصت خطا برای یکدیگر قائل نمی‌شوند
      • 1
      • Thanks
  4. Black_wolf

    بدبینی خوش بینانه

    اغلب بهترین قسمت‌های زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده‌ای و نشسته‌ای درباره‌ی زندگی فکر کرده‌ای. منظورم اینست که مثلا می‌فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می‌رسی که خیلی هم نمی‌تواند بی معنا باشد. چون تو می‌دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبا معنایی به آن می دهد. می‌دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه
      • 1
      • Thanks
  5. Black_wolf

    زندگیه دیگه؛ گاهی خسته‌ت می‌کنه

    زندگیه دیگه؛ گاهی خسته‌ت می‌کنه خیلی خسته‌ت می‌کنه، اونقد که دوس داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت؛ هیچ‌کاری نکنی، هیچکیو نبینی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی. اما مشکل اینجاست بعد که برمی‌گردی می‌بینی یه نفر خودکارو از لای کتابِ زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی. گم میشی .. و هیچی توو دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی
  6. Black_wolf

    خوب فکر کن بعد حرف بزن

    میگن خوب فکر کن بعد حرف بزن ... بنظرم هر بار که دهنت رو باز میکنی یه عالمه کلمه ازش بیرون میان ، این کلمات قدرت دارن ، حرف به حرفش‌ قدرت و معنی متفاوتی دارن فقط با یه حرف اشتباه میتونی قلب یه آدمو بشکنی ، یا کسیو ناراحت کنی ، کسیو از زندگیش ناامید کنی ، ولی اگه قبلش خوب فکر کنیم و حرف و کلمات درست به کار ببریم ، میتونیم قلب یه ادمو شاد کنیم ، باعث لبخند کسی بشیم ، یا روزش رو بسازیم. برای همینه بعضی آدما خیلی رو این موضوع تأکید دارن .. ولی هنوزم کسایی هستن که اهمیت نمیدن و هر حرفی دلشون میخواد رو به زبون میارن ، حتی اگر اون حرف باعث در اومدنِ اشکِ یه نفر باشه ..
  7. Black_wolf

    قدر والدینمان را بدانیم...

    ادیسون به خانه بازگشت و یادداشتی به مادرش داد، گفت: این را معلم داد و گفت فقط مادرت بخواند، مادر در حالی که اشک در چشم داشت برای کودکش خواند: فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است؛ آموزش او را خود بر عهده بگیرید! سالها گذشت، مادرش درگذشت. روزی ادیسون -که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود- در گنجه خانه، خاطراتش را مرور میکرد که برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد! آن را درآورده و خواند، نوشته بود: کودک شما کودن است؛ از فردا او را به مدرسه راه نمیدهیم! ادیسون ساعت ها گریست و در خاطراتش نوشت: توماس ادیسون کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان نابغه شد. قدر والدینمان را بدانیم...
  8. Black_wolf

    مهندس ساختمان

    روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰند. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمیشود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد. ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید. ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ
  9. Black_wolf

    عالم و یک کودک ...

    عالمی مشغول نوشتن با مداد بود کودکی پرسید: چه می نویسی؟ عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را بدست آوری اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکنی دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنج مداد می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می بري از تو انسان بهتری می سازد سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاکن استفاده کنی ، پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست ،مهم مغز مداد است که درون چوب است،پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد،پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی ،ردی از آن به جا میماند،پس در انتخاب اعمالت دقت کن
  10. Black_wolf

    دخالت‌های دیگران

    دخالت‌های دیگران، گاهی چنان در زندگی تکرار و عرف می‌شود که ما اختیار و انتخاب را که مهم‌ترین ویٰژگی انسان بودن است، با احترام به خواسته دیگران معامله می‌کنیم، بیائید هر روز با خودمان بخوانیم و تکرار کنیم: ما مجبور نیستیم برای شرایط زندگیمان به کسی توضیح دهیم ... ما مجبور نیستیم برای اولویت‌های زندگیمان به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای اینکه نیاز داریم با خودمان خلوت کنیم و تنها باشیم، به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم به دیگران بگوییم که با همه افکار آنها موافق هستیم ... ما مجبور نیستیم به همه درخواستهای یک نفر، پاسخ مثبت بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای وضع ظاهریمان به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای سلیقه‌ و ذائقه خودمان به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای شغلی که انتخاب کرده‌ایم به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای ازدواج کردنمان به کسی توضیح بدهیم ... ما مجبور نیستیم برای ازدواج نکردنمان به کسی توضیح بدهیم ... مگر آنکه بپذیریم مجبوریم انسان نباشیم ... واقعیت اینه که گاهی باید به خودمون حالی کنیم که #شعور داشته باش یه چیزایی به تو ربط نداره و خیلی چیز ها هست که تو نمیدونی ...
      • 1
      • Like
  11. Black_wolf

    کاملا زن ها حق دارند

    اگر زنان سن خود را کمتر از سن شناسنامه ای خود می دانند، حق دارند! کاملا حق دارند! من شخصا پس از خواندن این متن سر تعظیم فرود آوردم! زنده باد مادر ... زنده باد خواهر ... زنده باد همسر ... زنده باد دختر ... زنده باد هر زنی که شکوه خودش را قدر بداند. هر زنی حق دارد سن خود را نصف یا ثلث یا کمتر اعلام کند! چون روزهایی را که منتظر تولد کودکش بوده فقط با دلواپسی انتظار کشیده، واقعا زندگی نکرده!!! چون شبهایی که فرزندش مریض بوده در کنار بستر او نشسته و گریسته، زندگی نکرده! چون زمانی که فرزندش بیرون از خانه بوده تا لحظه ورودش، فقط به در چشم دوخته، زندگی نکرده! چون بارها بخاطر راحتی سایر اعضای خانواده خواسته ها و نیازهای خود را نادیده گرفته، زندگی نکرده! او همه اینها را از زندگی کم کرده و سپس سن خود را حساب میکند!!! حق با اوست و منصفانه نیست زمانی را که برای دیگران زندگی کرده به حساب عمر او بگذاریم ...
      • 1
      • Like
  12. شخصی مسجدی ساخت. بهلول از او پرسید : مسجد را برای رضای خدا ساختی یا اینکه بین مردم شناخته شوی؟ شخص پاسخ داد : معلوم است برای رضای خداوند! بهلول خواست اخلاص شخص را بیازماید. در نیمه های شب بهلول رفت و روی دیوار مسجد نوشت این مسجد را بهلول ساخته است صبح که مردم برای ادای نماز به مسجد آمدند نوشته روی دیوار را میخواندند و میگفتن خدا خیرش بدهد آن شخص طاقت نیاورد و فریاد سر داد ایهاالناس بهلول دروغ میگوید این مسجد را من ساختم من از مال خود خرج کردم و شما او را دعای خیر میکنید! بهلول خندید و پاسخ داد معامله تو باخلق بوده نه با خالق! بیایید در زندگیمان با خدا معامله کنیم نه با چشم مردم
  13. Black_wolf

    بابا جانِ‌من!

    من واقعا نمی‌فهمم که چرا وقتی یکی به شما توهین می‌کند، یا بد جوابتان را می‌دهد، یا تحقیرتان می کند یا آن‌طور که انتظار دارید به شما احترام نمی‌گذارد، این شما هستید که ناراحت می‌شوید؟ بابا جانِ‌من! از کوزه همان برون تراوَد که در اوست. رفتارِ هر کس متناسبِ شخصیتش است. وقتی گفتار یا رفتارِ یکی زشت یا بی‌ادبانه است، او دارَد شخصیتش را به نمایش می‌گذارد؛ شما چرا به خودتان می‌گیرید و بیخود ناراحت و خشمگین می‌شوید، خودخوری می‌کنید، به‌هم میریزید، نآارام و آشوب می‌شوید و در صدد یک جواب محکم‌تر برمی‌آیید؟ اوست که دارد بی‌شعوری‌اش را به نمایش می‌گذارد،‌ شما چرا حِرص می‌خورید و به هم میریزید، و تلاش می‌کنید شبیهِ او رفتار کنید؟ هر وقت در این‌جور موقعیت‌ها‌ قرار گرفتید، به یادِ این نکته بیفتید. قول می‌دهم آبی است بر آتش. در این مواقع، فقط ساکت و نظاره‌گر بمانید و حتی در این لحظات می‌توانید این رُباعیِ شیخ بهایی را با خودتان زمزمه کنید تا آرام‌تر شوید: آن کس که بَدَم گفت، بدی سیرتِ اوست وان کس که مرا گفت نِکو خود نیکوست حالِ متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست
  14. Black_wolf

    مناجات با خدا

    گفتم : خسته‌ام ... تنهایم ... بی کسم ... هیچکس دوستم ندارد … هیچکس با من یار نیست … هیچکس دلش با من راه نمی‌آید ... گفتم : با این همه تنهایی چه کنم؟ با این‌ همه آرزوی کال ... با این‌ همه تشنگیِ بی‌آب ... با این همه اشتیاقِ بی‌ثمر ... گفت : أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ آیا خداوند براى بنده‌‏اش کافى نیست؟ زمر / 36 اگر تو برایم کافی نیستی، چاره چیست؟! ... یا باید به خدایی تو شک کنم ، یا به بندگی خودم! کدام آسان‌تر است...؟ شک به تو ... یا شک به خودم؟!!! خدایا مرا ببخش و تواناییِ درک حضور و همراهی‌ات را بر قلبم نازل کن
  15. Black_wolf

    شیر و گرگ و الاغ

    بــا احمـق ها صــحبــــت نــکـــن! الاغ گفت : رنگ علف قرمز است! گرگ گفت : نه سبز است! باهم رفتند پیش سلطان جنگل، یعنی شیر و ماجرای اختلاف را گفتند ... شیر گفت: گرگ را زندانی کنید. گرگ گفت: ای سلطان، مگر علف سبز نیست!؟ شیر گفت: سبز است، ولی دلیل زندانی کردن تو، بحث کردنت با "الاغ" است ...
      • 1
      • Haha
  16. Black_wolf

    همسر پادشاه

    ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪ . ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ . ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ! ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺒﻠﻎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺎﻥ ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﺮﺩ. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺐ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﺪﻩ، ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮ ﺗﻮﺳﺖ !!.. ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ؛ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻗﺼﻪﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ . ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﯽ؟ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽﻓﺮﻭﺷﻢ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻬﺎﯾﺶ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ! ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰﯼ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﯼ ! دیوانه ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺴﺮﺕ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺧﺮﯼ !!! ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ، ﻓﺮﻕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ !!!... ﺍﺭﺯﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ رضای خدا باشد نه برای معامله با خدا… میلیارد ها تومان خرج میکنیم نذری بدهیم ... و در پایان آرزوی شفای بیماری را داریم که برای نداشتن پول درمان میمیرد ...
      • 1
      • Sad
  17. Black_wolf

    مناجات با خدا

    همه افراد خوشبخت خدا را در دل دارند ، پس تو را چه غم که اینقدر احساس تنهایی میکنی ، بدان در تنها ترین لحظات و در هر شرایط خداوند با توست
  18. Black_wolf

    مناجات با خدا

    هرگاه خداوند تو را به لبه ی پرتگاه هدایت کرد، به او اعتماد کن. چون یا تو را از پشت می‌گیرد، یا به تو پرواز کردن را می‌آموزد.
  19. Black_wolf

    حجاب دخترم و عفاف پسرم ...

    وقتی که حجاب را به دخترم آموختم ...اما عفاف را به پسرم نیاموختم...به پسرم یاد دادم که حیا و نجابت فقط مخصوص زن است وقتی که به دخترم گفتم که باید به برادرش احترام بگذارد...اما به پسرم نگفتم که به همان اندازه به خواهرش احترام بگذارد...برتر بودن مردانه را به پسرم یادآوری کردم وقتی که دخترم را برای یک ساعت دیر آمدن به خانه بازخواست کردم...اما به پسرم اجازه دادم که آخر شب به خانه برگردد ...به پسرم آموختم که او بر خلاف خواهرش می‌تواند خطا کند وقتی که عشق ورزیدن را برای دخترم نادرست دانستم ...اما از رابطه داشتن پسرم با دختری نامحرم ذوق زده شدم که پسرم بزرگ شده ... هوسباز بودن را به پسرم آموختم وقتی که از کودکی به دخترم یاد دادم که زن باشد، کدبانو، صبور و فداکار باشد...اما به پسرم فقط آموختم که قوی و قدرتمند باشد..تنها نامی از خانواده را به پسرم آموختم نه مسئولیت خانواده را بله...من هم مقصرم که وظیفه والدین را به درستی انجام ندادم. من هم به عنوان یک پدر یا مادر، مقصرم که به جای اصلاح خودم و تربیت صحیح فقط به جامعه ام انتقاد کردم.جامعه هرگز به خودی خود درست نمی‌شود.جامعه نمونه‌ بزرگی از همان خانواده است...
  20. Black_wolf

    تلگرام لنتی

    اصلاً همه چيز از اين تلگرامِ لعنتي شروع شد رويمان را به هم باز كرد... اراده كني بلاك ميشود اراده كني از گروه حذفش ميكني فاجعه تر از همه اش اين است كه ميتواني حرفي را كه زدي ويرايش كني... يعني همه چيزمان روي هواست يعني تخته كنيد درِ رابطه ها را سالها كسي را با چنگ و دندان نگه داشتي و با اشاره ي انگشت از همه جا مَحوَت ميكند با يك اشاره،ميزند زيرِ تمامِ حرفهايش ما ميمانيم و صفحه اي كه هرچه حرف دلمان است و ارسال ميكنيم،برميگردد به خودمان... مشكلِ من و تو نيست دارند ما را به سمتِ بي بند و باري هُل ميدهند و ما هم انگار نه انگار...كَكِمان هم نميگزد... روز به روز هم وابسته ترش ميشويم...
  21. Black_wolf

    لطفاً "اُرجینال" باش..

    لطفاً "اُرجینال" باش.. اصلِ اصل ! با خودت"صادق" باش؛ همیشه بهترین "ورژن خودت" باش به جای اینکه "ورژن دومِ" یک نفر دیگه باشی... با این جمله زندگی کن : جای تنها کسی که میتونی باشی ، "خودته" ... از خودت بپرس : اگر آنچه که هستی را دوست ندارن چرا بقیه باید دوستت داشته باشند؟؟ اینکه خودت باشی و هیچکی نخوادت هزار برابر بهتر از اینه که خودت نباشی "تموم دنیا بخوانت"...
  22. Black_wolf

    هیچ کس

    هیچ كسﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩه ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ‌ﺍﯼ، ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ. هیچ كس ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ.. ﺩﺭﺑﺎﺭه ی ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ. ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ. ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ گل ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ. ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ، ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ، ﺍﻧﺪﺍﻡِ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ، و ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ..
      • 1
      • Like
  23. تمام بیماریهای انسان، از افکار او سرچشمه میگیرند: تيروئيد:وجود بغضي در گلو، كه تركيده نميشود سرطان:ناشی از نبخشیدن خود و دیگران است ام اس:به دلیل عصبانیت طولانی مدت و کینه ورزی است بیماری قند:بخاطر افسوس گذشته ها را خوردن است سر درد:به دلیل انتقاد از خود و دیگران است زکام:بخاطر وجود آشفتگی های ذهنی است درد مفاصل: به دلیل نیاز به محبت و آغوش گرم است پس بیائید دیگران را ببخشیم... خودمان را ببخشیم... بیشتر محبت کنیم... کمتر گله و شکایت کنیم... فراوانتر بخندیم و شاد باشیم...
      • 1
      • Thanks
  24. Black_wolf

    زندانی

    ﺑﺴﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ ﮎ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺯﺍﺩ ﺑﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ ﺍﺯﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﺎﻟﻬﺎ ! ﻧﻪ ﺯﻧﮕﻲ ﺯﺩ ﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﻭﻣﺪ! ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺗﻮ ﺩﻟﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﺣﯿﻒ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺯﺣﻤﺘﻢ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﯾﻪ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ!!! ﻫﻤﻮﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﮎ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﭘﺴﺮﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﺭﯾﯿﺲ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﭘﺴﺮﻣﻪ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﻧﻪ؟! ؟! ﺭﯾﯿﺲ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﺶ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ 7 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ!!! ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺭﯾﯿﺲ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ ﮎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺟﻨﺎﺯﺷﻮ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻱ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﻱ ﺧﺎﮐﺶ ﮐﺮﺩﻥ !!! ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﯾﻲ ﮎ ﺣﺎﺿﺮﻥ ﺑﻤﯿﺮﻥ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯿﻮ ﻧﺎﺭﺣﺖ ﻧﮑﻨﻦ
  25. Black_wolf

    ما همه نابینائیم !

    ما همه نابینائیم ! هرکداممان به نوعی آدمهای خسیس، نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند آدمهای ولخرج، نابینا هستند چون امروزشان را می بینند آدمهای کلاهبردار نابینا هستند چون خدا را نمی بینند آدمهای شرافتمند، نابینا هستند چون کلاهبردارها را نمی بینند. خود من نابینا هستم، چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهای شنوا ندارید
×
×
  • اضافه کردن...