بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
ما در زندگی، همه تنگاتنگ هم افتادهایم. فکر میکنم هنر اصلی، هنر فاصلهها باشد. زیاد نزدیک بههم، میسوزیم. زیاد دور از هم، یخ میزنیم. باید یاد بگیریم جای درست و دقیق را پیدا کنیم و همان جا بمانیم. این یادگیری هم مانند بقیه چیزهایی که واقعا یاد میگیریم فقط با تجربهای دردناک میسر است. باید قیمتش را بپردازیم تا بفهمیم! رنج را دوست ندارم. هرگز دوست نخواهم داشت اما باید قبول کنم آموزگار خوبی است
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
اردیبهشت رازی را به من گفت که من با شما در میانش می گذارم ؛ اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه ای. اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می رقصد بعد بر خاک می افتد. اردیبهشت به من گفت: تنها کسانی به بهشت می روند که آفریدن بهشت را در دنیا تمرین کنند. وگرنه با پیراهنی از آتش و غضب هرگز نمی توان به ملاقات فرشتگان رفت. با دامنی از هیزم خشم و خشونت هرگز کسی را به بهشت راه نخواهند داد. پس من به قدر عمر شکوفه ای شادمانم و به اندازه توان شکوفه ای در آفریدن بهشت می کوشم.
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
از دروغ بپرهیز، از همهی دروغها، مخصوصا دروغ به خودت. مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن. و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران: آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد. و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس.
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
اگر دو شخص که در جوانی یار و رفیق همدیگر بودهاند، پس از یک عمر جدایی، یکدیگر را دیگر بار در دوران کهولت ملاقات کنند، عمده احساسی که در نگاه اول خواهند داشت احساس نومیدی و حسرت بر تمامی زندگی گذشته خواهد بود؛ زیرا افکارشان به آن روزهای خوشی باز خواهد گشت که زندگی چون انوار سرخفام سپیدهدمان زیبا و لطیف بود، آه ای زندگی نیرنگ باز و بیوفا! این احساس چنان بر هر چیز دیگری بین ایشان سایه خواهد افکند که پس زمینه هر آنچه در مورد آن گفتوگو میکنند را صورت خواهد داد
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
اکثر زنان بدون در نظر گرفتن محیطی که در آن بزرگ میشوند، یاد میگیرند که برای یک زن خوب بودن باید به چشم بقیه خوب به نظر برسند. مشکل ماجرا اینجاست که با این کار اجازه میدهید دیگران ارزش شما را تعیین کنند. تعجبی ندارد که نصف زنانی که من میشناسم از اضطراب و افسردگی رنج میبرند. آنها زیر فشار موج انتظارات و نظرات دیگران غرق شدهاند. به ما یاد دادهاند که اگر دیگران از ما راضی نباشند هیچ ارزشی نداریم، اما من مخالفم. شرمنده نباش دختر
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
و باز هم پول، همه چیز پول است. همه ی روابط انسانی را باید با پول خرید. اگر پول نداشته باشی، مردها به تو اهمیت نمی دهند، زن ها عاشقت نمی شوند، نه نمی شوند؛ یعنی توجه و عشق به تو آخرین چیزی است که اهمیت خواهد داشت و در نهایت توجه و عشق تا چه اندازه حقیقی خواهند بود! اگر پول نداشته باشی، دوست داشتنی نیستی! حتی اگر با زبان آدم ها و فرشته ها سخن بگویی. اگر پول نداشته باشی، آن موقع دیگر زبانی که با آن صحبت میکنی به نظر دیگران، زبان انسان ها یا فرشتگان نخواهد بود...! ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺎﯼ ﭘﻮﻝ ﺩر ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ
- 3 پاسخ
-
- 2
-
-
باید برای حال زندگی کرد، نباید افسوس گذشته را خورد، باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد ! بیشترِ مردم زندگی نمیکنند، فقط باهم مسابقه دو گذاشتهاند. میخواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر نفسشان بند میآید و نفس نفس میزنند که چشمشان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند ! و بعد یک وقت چشمشان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدفشان رسیدهاند یا نه !
-
- 1
-
-
من سخت معتقدم که همهی ما به نحوی آسیب میبینیم. چطور ممکن است که نبینیم. مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستانِ بی عیب و نقصی داشته باشیم. و بعد میرسیم به مسالهای که اساس کار است یعنی واکنش ما در برابر آسیب: آن را اعتراف میکنیم و پیش خود نگه میداریم. این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر میگذارد؟ بعضیها آسیب را اعتراف میکنند و سعی میکنند آن را تخفیف دهند. بعضی زندگیشان را وقف یاری به آسیب دیدگان دیگر میکنند و سرانجام هستند کسانی که تمام توانشان را در این راه خرج میکنند که به هر قیمت شده دیگر آسیب نبینند و اینها افراد بیرحمی میشوند که باید مراقبشان بود.
-
- 1
-
-
بلکه همیشه در انتظار زندگی هستیم. ما بجای اینکه همین امروز خوشحال باشیم، به امید یک آینده خوب و خوش نشسته ایم و به همین خاطر امروزمان را از دست می دهیم. ما وقت بیشتر می خواهیم، پول بیشتر می خواهیم، شغل بهتر می خواهیم، بازنشستگی می خواهیم، مسافرت و تعطیلات می خواهیم و امروز برای همین از دست خواهد رفت. و ما به این مسئله اصلا توجهی نمی کنیم. مهم نیست در آینده چه چیزی پیش می آید. اگر امروز می توانی غذا بخوری، از نور خورشید تابان لذت ببری و با دوستانت بگویی و بخندی پس خدا را شکر کن و از امروزت لذت ببر. به خاطرات بد گذشته نگاه نکن. و نگران آینده نباش. تو فقط در این لحظه، از زنده بودن خود مطمئنی، پس این شانس بزرگ را از دست نده و قدر آن را بدان.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
١ - ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽﻫﺎ ﺗﺨﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ. ٢ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ. ٣ - ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻣﻔﺖ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﺑﺰﻧﯿﻢ. ٤ - ﺑﻪ ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ٥ - ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﻢ. ٦ - ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻓﻀﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦ « ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ» ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ٧ - ﮐﻠﻤﻪﯼ «ﻣﻦ » ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ « ﻣﺎ » ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ. ٨ - ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ. ٩ - ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ. ١٠ - ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﯾﺰﯼ ﻋﺎﺟﺰﯾﻢ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ١١- ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻗﺪﻣﯽ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﯾﻢ. ١٢ - ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﻢ. ١٣ - ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ آخر ﻣﯽﮔﯿﺮﯾﻢ.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
افراد شاد عموما بخشندهتر، دلسوزتر و بلندنظرترند و نسبت به افراد غمگین، از کنترل بیشتری برخوردارند و تحملشان در مقابل ناامیدی بیشتر است. درحالیکه افراد غمگین، اغلب طرد شده، پرخاشگر، متخاصم و خود محورند. اسکار وایلد میگوید: "کسی که آدم خوبی است، همیشه شاد نیست، اما کسی که شاد است، همیشه خوب است."
-
- 1
-
-
من از خودم میپرسیدم آیا حقیقتا تو مرا دوست داشتی یا نه؟ _دوست داشتم ولی ... درست است، اما در تمام این مدت آیا به من دروغ نمیگفتی، آیا مرا از ته دل دوست داشتی؟ _تو برای من مظهر کس دیگری بودی، میدانی هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم میشود، چون هر کسی با قوهی تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و از قوهی تصور خودش است که کیف میبرد نه از زنی [مردی] که جلو اوست و گمان میکند که او را دوست دارد. آن زن [مرد] تصور نهانی خودمان است، یک موهوم است که با حقیقت خیلی فرق دارد!
-
تو یک انسانی... زیبا باش! لباس خوب بپوش! ورزش کن! مواظب هیکل و اندامت باش! هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد! همیشه بوی عطر بده! مطالعه کن و آگاهیتو بالا ببر. خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج ميهمان کن! برای خودت گاهی هديهای بخر! وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنى؛ آنوقت ديگر از تنهایی به ديگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی. يادت باشد: «برای انسان عزت نفس غوغا ميکند.»
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
گاهی اوقات کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت میدهد! میدانی چیست لیلی؟ دروغ محض است که میگویند با لباس سفید که رفتی با کفن باید برگردی! من، تو و تمام زنانی که عاشق میشوند باید یاد بگیریم که عشق نباید نقطه ضعفمان شود.. که عشق نباید از خطوط قرمزمان رد شود و چیزی از خودمان باقی نگذارد.. سخت است و چه بسا غیر ممکن اما باید یاد بگیریم که ما فقط یک بار اجازه زندگی کردن داریم و هیچ چیز و هیچ کس حق ندارد این زندگی را به کاممان زهر کند حتی عشق..
-
- 1
-
-
آدم عاشق این است که خودش را خشن و بد بداند. اما آدم نه خشن است و نه بد. کمدل است. به او بگو ظالم، جانی، دزد، قالتاق، تا برایت غش کند و دوستت بدارد و فخر بفروشد به اینکه در رگهایش خون گردنکلفتها و چپاولچیهای تاریخ روان است. به او بگو دروغگو، دزد، حداکثر از دستت بهعنوان توهین به دادگاه شکایت میکند. اما به او بگو ترسو، و آن وقت از خشم دیوانه میشود و برای اینکه این حقیقت گزنده را بپوشاند حتی به مرگ حاضر میشود.
-
- 1
-
-
دوست داشتن تو شبیه آخرین چکّهی آبی است که مسافر مانده در بیابان را به آبادی میرساند شبیه آخرین کبریت یک کوهنورد گم کرده راه در لبه ی پرتگاه دور و سرد شبیه جُستن کوره راهی در جنگل و دستانداختن به آخرین تکه تختهای که موجها میآورند شبیه شعری است در حاشیه ی کتابی کهنه به دست خطی آشنا ببین: عشق ته ته ته تاب من است وقتی که بی تاب تواَم...
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
بانوی من! شعر آبرویم را برده است و واژگان رسوایت ساختهاند من مردی هستم که جز عشقم را نمیپوشم و تو زنی که جز لطافتت را پس کجا برویم دلبرم؟ و نشان عشق را چه سان برسینه بیاویزیم؟ در روزگاری که عشق را نمیشناسد.
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
گاهی چو آب هستم و گاهی چو آتشم از این دوگانگیست که بس درد میکشم سویَم میا و روح پریشان من مخوان اوراق کهنهای ز کتابی مشوشم پرهیز این زمان ز من ای نازنین که من سر تا به پای شعله و پا تا سر آتشم با پای خویش ز آتش عشق تو بگذرم خویش آزمای خویشم و روح سیاوشم دارد رواج سکه قلب هنر حمید عیب من که کنون پاک و بی غشم حمید_مصدق
- 15 پاسخ
-
- 2
-
-
قحطی و قتل عام ۹ میلیون ایرانی یا هولوکاست ایرانی به دست انگلیس !!!!!
Black_wolf پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در متفرقه
جنگ جهانی اول، جنگی که بیشترین آسیب آن را کشورهایی دیدند که کمترین سهم را در آن داشتند و حتی اعلام بیطرفی کرده بودند. ایران یکی از آن کشورهاست که با وجود اعلام بیطرفی بزرگترین قربانی این جنگ عظیم بود ابعاد این جنایت بهقدری وسیع بود که از ایران ۲۰ میلیونی آن زمان حدود ۹ میلیون نفر جانباختند. نیروهای انگلیسی تمام منابع و مواد غذایی را خریداری کرده و احتکار میکردند، همچنین ارتش انگلیس از واردات موادغذایی از دیگر کشورها به داخل ممانعت میکرد ! نبود بهداشت نیز موجب شیوع بیماریهایی مثل وبا شد. همه اینها را کنار گرانی ناگهانی گندم و جو بعنوان قوت غالب مردم بگذارید... مردم از شدت گرسنگی هرچیزی از علف گرفته تا موش و کلاغ و گربه را میخوردند... خیابانهای ایران پر از اجساد مردمی شده بود که در اثر گرسنگی و بیماری جان باختند. مردم گاه از شدت کمبود غذا به مردهخواری نیز رو آورده بودند. مقایسه جمعیت ایران بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۹ نشان میدهد که حدود ۹ میلیون نفر طی این سالها بعلت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند...-
- 1
-
-
بهشت اگر سعادتِ کامل نباشد پس چیست؟ اما چگونه انسان میتواند در بهشت احساس سعادتِ کامل کند در حالیکه اگر از پنجره بهشت به بیرون نگاه کند برادران و خواهرانش را میبیند که در دوزخ رنج میبرند؟ مادام که دوزخ وجود دارد چگونه بهشت میتواند وجود داشته باشد؟ خواهران این سخن را در خاطرتان حک کنید . از این روست که من میگویم، یا رستگاری برای همه و یا لعنت خدا برای همه!
-
- 1
-
-
ای یار جفا کرده ی پیوند بریده این بود وفاداری و عهد تو ندیده در کوی تو معروفم و از روی تو محروم گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند افسانه ی مجنون به لیلی نرسیده.. در خواب گزیده لب شیرین گل اندام از خواب نباشد مگر انگشت گزیده بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم چون طفل دوان در پی گنجشک پریده روی تو مبیناد دگر دیده ی سعدی گر دیده به کس باز کند روی تو دیده سعدی
- 15 پاسخ
-
- 2
-
-
اغلب زنان زیبا فقط به خاطر ظاهرشان پاداش میگیرند و محترم شمرده میشوند. این موضوع آنقدر تکرار میشود که از رشد و توسعه در بخشهای دیگر وجود خود غافل میمانند. اعتماد به نفس و احساس موفقیت آنها سطحی بوده و به اندازهی پوست بدنشان عمق دارد و وقتی زیبایی محو می گردد دیگر چیزی برای ارائه ندارند. چنین زنی نه هنر جالب توجه بودن را در خود پرورش داده و نه توانایی توجه به نکات جالب دیگران را دارد...
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
وقتی انتظار چیزی را دارید آن چیز بطرف شما می آید. وقتی به چیزی اعتقاد دارید آن چیز به سوی شما جلب می شود. اگر تجربیاتی برای شما اتفاق می افتد که آنها را نمی خواهید باید عقاید خود را تغییر دهید . اگر دلتان می خواهد تجربیات جدیدی وارد زندگی شما شود می باید باورهایتان خود را تغییر دهید. هر شرایطی هرچند بسیار سخت با تغییر نگرش و افکار تغییر خواهد کرد. انتخاب افکار متفاوت به تمرین و تمرکز نیازمند است. اگر بر آنچه در حال حاضر هستید تمرکز کنید و مانند همیشه فکر کنید و عقایدتان چون همیشه باشد در این صورت هیچ چیز در زندگی شما تغییر نمی کند
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
"خودشیفته" بودن بهمعنایِ "خودخواه" بودن نیست. آدم خودخواه دیگران را تحقیر میکند. آنها را خوار میشمارد. آدم خودشیفته اما دیگران را بالا میبرد. بالاتر از آنچه به راستی هستند، چون در چشم هر یک از آنها خود را میبیند و میخواهد این خودِ در چشم دیگران دیده را، بیاراید، پس با مهربانی با آیینههایش رفتار میکند.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
اما او را دوست بدار شاید تو اولین عشق او نباشی، همچنانکه شاید آخرین عشق او. اما آیا مهم است؟ وقتی که میدانی اکنون تو را دوست دارد؟ بله! او کامل نیست. همچنانکه تو هم کامل نیستی. همچنانکه تو و او هم کنار هم، هرگز کامل نخواهید بود. همچنانکه هیچکس و هیچ چیز در هیچ جا و هیچ زمانی، کامل نبوده است. اما، اگر در تلخی لحظهها، میتواند شیرینی لبخند را بر لبانت پدیدار کند، یا تو را به مرور دوباره شادیها و زیباییها، دعوت کند، چرا او را دوست نداشته باشی؟ کنارش باش و هر چه میتوانی نثارش کن. شاید تمام احساسش مال تو نیست، شاید تمام لحظههای روز به فکرت نیست، اما یادت باشد که او، بخشی از وجودش را در اختیار تو قرار داده است، که میداند در شکستن آن، بسیار توانمندی: او قلبش را به تو داده است. پس مراقب باش تا به او آسیبی نزنی. تلاش نکن تغییرش دهی، یا تحلیلش کنی یا بیش از آنکه میتواند در اختیار تو قرار دهد، از او انتظار داشته باشی دوستی و رابطه، میتواند دشوار نباشد. رابطه، قرار است به ما بیاموزد که هیچکس کامل نیست و قرار نیست باشد
- 1 پاسخ
-
- 1
-
