بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
اگر فکر میکنید عشق هرگز نمیمیرد ، اشتباه میکنید !
Black_wolf پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در متفرقه
اگر فکر میکنید عشق هرگز نمیمیرد ، اشتباه میکنید ! عشق هم مانندِ هر موجودِ زندهای ، تولدی و مرگی دارد . همان گونه که در لحظهای ، بینِ نگاهتان با لبخندی ، عشق زاده شد ، روزی به دستِ خودتان ، عشق گردن زده خواهد شد . فقط با مُردنِ عشق ، قلبِ شما نیز خواهد مُرد ...- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
ما بر میگردیم وقتی پیش تر ها همه چیز را خراب کرده ایم... مدت ها خواهد گذشت دلمشغولی ها دلگرممان نخواهد کرد خاطره ها گز گز خواهد کرد و جای خالی آنچه داشتیم و از دست دادیم حسرت و دلتنگی خواهد شد... ما برمی گردیم بی آنکه عوض شویم بی آنکه بدانیم چرا و برگشتی آنچنان بی ملاحظه و خودخواه که نمی فهمیم آن کس را که ترک کردیم با چه جان کندنی با دلتنگی هایش خاطره هایش و جای خالی ما در کنارش کنار آمده گذرانده دوران نقاهتش را و تازه دارد برمیگردد به زندگی... برمی گردیم به زندگی اش بی آنکه در صدد جبران گذشته برآییم مدتی بلاتکلیف می چرخیم و دوباره ترک می کنیم رابطه را.... نمی دانم اشکال از ماست که دوباره برمیگردیم یا اشکال از اوست که دوباره می پذیرد ما را
-
- 1
-
-
راستش هیچ چیز به اندازه ی این که همه ی زندگی ام را بریزم توی چمدانی و تمام گوشه های دنج جهان را بگردم ، خوشحالم نمی کند ! دلم می خواهد بدانم ؛ زبانِ برگ ها در همه جای دنیا یکی ست ؟ ستاره ها همه جا یک جور می درخشند ، آفتاب ، با همین صمیمیت می تابد ؟! و خدا همه جا به همین اندازه مهربان است ؟! دوست دارم نبض زمین را بگیرم و گوشه گوشه ی جهان را نفس بکشم ، دوست دارم همیشه در سفر باشم ... که هیچ چیز به اندازه ی اکتشافات تازه و سفرهای طولانی ، خوشحالم نمی کند ... سفر ، نوعی نقض قانون ثبات و تسلیم است ، نوعی شکست دادنِ مشکلات ، دردها ، عادت ها و وابستگی ها به عقیده ی من ؛ جهانگردها ، خوشبخت ترین آدم های زمین اند ، غصه هایی که نباید را نمی خورند ، دردهایی که نباید را نمی کشند و قبل از اینکه رنجی به سراغشان بیاید کوله بارشان را می بندند و می روند ... جهانگردها معنای درستِ زندگی را فهمیده اند و شاید رنجِ آدمی از همین سکون و "یک جا ماندن" باشد ...
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
وقتی از بودنت و بودنم صحبت میکنم دارم به دوست داشتنی فکر میکنم که تهش میشه دو تا عصا و دو تا عینک کنارِ تخت خواب ، میشه یه آلبوم پر از عکس های جورواجور میشه دو تا فنجون چای روزای جمعه روی تختِ گوشهی ایوون و میشه.. بمون ، وقتی میگم بودنت مُهمه یعنی مُهمه یعنی انقدر مُهمه که اگه نباشی روز باشه شب میشه برامون..
-
- 1
-
-
به ماندنِ آدم ها اصرار نکنید ! چون عشقتان لوس میشود ، چون غرورتان لکه دار میشود ، چون آنها یاد خواهند گرفت به تمامِ خواسته هایشان در ازاءِ نرفتن ، جامه عمل بپوشانند ! آدم های ماندنی اصلا به رفتن فکر نمی کنند ... به خودتان دروغ نگویید ، شما بدونِ رفتنی ها هم زندگی را ادامه خواهید داد فقط کمی سخت تر ...
-
- 1
-
-
بعضی روزها حالِ آدم یکجورِ عجیبی خوب است . خوب که میگویم ، نه اینکه مشکل نباشد ها ، نه . خوب یعنی خدا دستش را میگیرد مقابلِ غم ها ، میگوید : امروز بنده ام باید خوشحال باشد ، سراغش نیایید ... و تو هی ذوق میکنی از خوشی های کوچکِ زندگی ات . از اتفاقاتی که انتظارش را نداری و میشود . گفتم انتظار ، یادم آمد هر روزی که بی انتظار و شاکر چشم گشودم ، " حالم خوب بود " خوب که میگویم ، نه اینکه به تمامِ آرزوهایم رسیده باشم ها ! نه ... خوب یعنی خدا را رأسِ آرزوهایم قرار دادم و همه چیز را به او سپردم ...
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
یک مَرد ، کافیست بفهمد عشقش دوستش ندارد ! و بعد از آن برای همیشه از عشق دوری می کند ... کسی چه میداند شاید عشق ، دلیلِ شکسته شدن هنجارهاست ... همین است که رو می آورد به آلوده شدن ! هرزگی ، تن دادن به تن هایست که دوستشان نداری ... و این واقعیتی ست که هیچکس باور نمی کند
-
- 1
-
-
میدونی چیه؟! ارزش بعضی چیزا با به زبون آوردنش از بین میره... این آخرِ بدبخت بودنه که به کسی بگی، گاهی حالم رو بپرس... همیشه دیدن یه پیام ناگهانی، شنیدن یه سلام بی هوا از آدمی که انتظارش رو می کشی می تونه حال و روزت رو عوض کنه... گاهی آدم، خودش رو گم و گور می کنه، فقط به این امید که یه نفرِ بخصوص سراغش رو بگیره... بر خلاف تصور، خوشحال کردن آدمِ تنها، خیلی سخت نیست... فقط کافیه وانمود کنی به یادش هستی...
-
- 1
-
-
من برایِ تو ؛ منزوی ترین کشورِ خاور میانه ام . تلنگری برایِ فرو پاشی ام ، کافیست . از زمین و زمانه ، بد دیده ام ، کاش لا اقل "تو" تحریمم نمی کردی ! در من کودکی ست بیتاب ، سالمندی ست بیمار ، و زنی ست تنها و بی پناه ... انصاف داشته باش ! تو با یک منِ تنها طرف نیستی !!! این روزها ؛ به بی رحمانه ترین حالتِ ویرانی ام کشانده ای ! اوضاعِ جهانم ، اصلا خوب نیست ! باروتِ خسته ای شده ام ، در انتظارِ یک جرقه !
-
- 1
-
-
مرسی
-
تو در حريمِ خصوصى قلبم حضور داری ... اَمن ، آرام ، همیشه و همیشگی ...
-
- 1
-
-
عزیزترینم! مثل جنگ های جهانی مثل سالهای وبا مثل روزهای قرنطینه مثل شبهای دلتنگی خواهد گذشت تمام خواهد شد این روزهای تلخ نیز! تنها عشق خواهد ماند و بوسه های ناتمام و یک آغوشِ گرمِ همیشگی...
-
- 1
-
-
اما من دلم تنگ میشود برایت... فرقی نمیکند همین یک ساعت قبل دیده باشمت، یا چند روز پیش! مهم نیست اندازه ی یک شهر دور باشی از من، یا فاصلهمان قد یک دیوار باشد... تفاوتی ندارد یک لحظه نداشته باشمت، یا اندازه ی چند سال آزگار! منِ این روزها چنان وابستگی دارد به تو، چنان بند است به شبِ چشمهات، که گاهی حتی وقتی در آغوشت گرفته ام هم... دلِ لعنتیم تنگ میشود برایت!
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
تو جان می کَنی تا حرمت ها را نگه داری و دیگرانی کمی آن طرف تر به سادگی ات می خندند ... تو را احمق فرض می کنند ، و در دلشان هزار بار، خدا را شکر می کنند که شبیهِ تو نیستند، که کلاه سرشان نمی رود، که خوب بلدند گلیمشان را از آب بیرون بکشند ... به این ها اهمیت نده ... این بعضی ها هیچ وقت دلیلِ کوتاه آمدن هایت را نخواهند فهمید ... تلاشی برای توضیحش نکن ... همانطور که برای خاک ، نمی توان زلال بودنِ آب را تفسیر کرد ... تصمیم با توست ... خواستی بازهم حرمت نگه دار ... یا نه! این به انسانیتِ تو بر می گردد ...!
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
اصلا مرد باید آنقدر عمیق آدم را دوست داشته باشد که خیالِ آدم راحت باشد ... مثلاً صبحِ زود ها بدون هیچ محافظه کاری ، از خواب بلند شوی و با همان چشمانِ پف کرده و موهایِ ژولیده ات بروی جلویش بنشینی و با تمامِ جسارت و شیرین زبانی ، دلت از لبهایِ مردانه اش ، بوسه بخواهد ... اصلا هم برایت مهم نباشد که دهانت بویِ اول صبح ها را می دهد یانه ... هرچه دلت خواست حرف بزنی و شیطنت کنی و اعتماد به نفست هم پایین نیاید !! مرد باید عاشقِ خودِ آدم باشد ، تا آدم دلش ریمل و رژ و این بند و بساط ها هوس نکند ... مرد باید خیلی عاشق باشد که آدم از خودش بودن نترسد !
-
- 1
-
-
. تو کسی هستی که حتی اگه یه دنیا ازت دلخور باشم بازم میتونی روم حساب کنی؛ وقتی ناراحت بودی، خسته شده بودی، حالت بد بود... اینو بدون هر وقت نیازم داشته باشی، درِ قلبِ من به روت بازه!
-
- 1
-
-
تو آخرین بازماندهٔ دلخوشیهای منی، برایم بمان لطفاً! هر چیز که دوست داشتهام، مال من نشده و هر کس که دوست داشتهام، آدمِ من نبوده، یاد گرفتهام چشمپوشی کنم، از چیزها و آدمها و دلخوشیها. یاد گرفتهام بپذیرم که خیلی چیزها قابل تغییر نیست، خیلی چیزها و آدمها را نمیشود داشت.و من دست برداشتهام از خواستنهای بیهوده، امّا تو فرق داری، تو را نیاز دارم. تو را نیاز دارم برای اینکه خوب باشم، برای اینکه شبها زودتر بخوابم و روزها زودتر بیدار شوم، برای اینکه بیشتر حواسم به خودم باشد، بیشتر تلاش کنم و بیشتر موفق باشم. عشق، مطمئنترین آرایش دنیاست و من میخواهم از همیشه زیباتر باشم.تو را نیاز دارم ای آخرین بازمانده! برایم بمان لطفاً.
-
گاهی آدم نیاز دارد نفهمد.. نیاز دارد میانِ کوچه های علی چپ لِی لِی بازی کند... نیاز دارد بستنی قیفی بخرد، و بدون مراعات و ترس از قضاوتها ، لیس بزند... یا گاهی روی جدول های خیابان راه برود.. آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد.. بلند بلند بخندد... تابغضش گرفت، بزند زیر گریه و با مشتهایش پلکهای خیسش را پاک کند.. درست شبیه کودکی اش...! آدم است دیگر... آمده تا برای خودش زندگی کند... نه مردم! من نمیدانم .. کی میخواهیم یاد بگیریم آرمان هایمان را به این و آن تحمیل نکنیم.. هرکس باید خودش باشد..! دست از سرِ دیگران و زندگیشان برداریم.. آنقدر حواسمان به رفتارهای این و آن بود، که یادمان رفت خودمان زندگی کنیم...!
-
- 1
-
-
دختران زود باورند زود اعتماد میکنند زود دل میبندند اما وای به حال ان روز که همراه اشک چشمانشان خاطره هایتان هم فرو ریزد ان موقع زود پیر میشوند زود فراموش میکنند و مهم تر از ان زود میمیرند ...
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
زندگى مثل يک كامواست از دستت كه در برود، مى شود كلاف سر در گم،گره مى خورد، میپيچد به هم، گره گره مى شود بعد بايد صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنى زياد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شود يک جايى ديگر كارى نمى شود كرد، بايد سر و ته كلاف را بريد يک گره ى ظريف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى قايم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود. " يادمان باشد " گره هاى توى كلاف همان دلخورى هاى كوچک و بزرگند همان كينه هاى چند ساله بايد يک جايى تمامش كرد سر و تهش را بريد. زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است....
-
- 1
-
-
زنی که به سکوت می رسد کم توقع نیست. نمونه نیست. قانع نیست. به این نتیجه رسیده که حرف زدنش مساویست با قضاوت یا هیاهو .... هیچ گاه از سکوت ادامه دار یک زن خوشحال نباشید. زن ساکت، یا مرده ای است در درون یا آتشی است زیر خاکستر
-
- 1
-
-
آیدای من..! آیدای یگانه، آیدای بی همتای من! قلب من فقط به این امید می تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می توانم آن را ببینم، او را ببویم، اورا ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم.
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
-
دلم میخواست باهات حرف بزنم، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فک میکنم، به یاد خودم نیستم، بهت بگم برای چند لحظه هم ک شده همه رو جز من از دنیات بزار کنار، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برا آخرین بار میتونی صدام رو بشنوی، میخواستم بگم هنوزم صدای نفسهات منو به زندگی برمیگردونه، ولی نگفتم، من این روزا انقد بیقرار هستم که چشام درونمو زار میزنه اما وقتی تو ازم خبر نداری یعنی مدتهاست که منو ندیدی، ندیدی چون نخواستی، وقتی نخواستی یعنی حتی اگ بهت میگفتم هم فرقی نمیکرد.
-
- 2
-
-
رو مخ ترین قسمت قطع ارتباط کردن با کسی که باهاش صمیمی بودی اونجاست که هی میخوای اتفاقاتی که تو طول روز میوفته رو واسش تعریف کنی ولی یادت میوفته که دیگه نباید باهاش در ارتباط باشی
-
- 1
-
-
دلتنگی معمولا از راه دوره. اما یه وقتهایی دلتنگی رو از نزدیک تو وجود طرف مقابلت میبینی. نوع نگاه کردنش عوض میشه. نوع حرف زدنش عوض میشه. هر چی بگی قبوله. هر جا بخوای بری پایه ن. قشنگ میشه حسش کرد که دارن به بعدنا فکر میکنن. به وقتی که دیگه دور شدین از هم
-
- 1
-
