بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
تا باران نباشد، رنگین کمانی نیست. تا تلخی نباشد، شیرینی نیست. تا غم نباشد، لبخندی نیست. تا رنجها نباشند، آسایش معنا نخواهد داشت. یادت باشد، هدف این نیست که هرگز غمگین نباشی، هرگز مشکلی نداشته باشی، و هرگز تلخیهای روزگار را نچشیده باشی. همین سختیها هستند که از ما انسانی نیرومندتر و شایستهتر میسازند، و لذتها و شادیهای زندگی را برایمان معنا میکنند
-
- 1
-
-
عوضش همیشه سعی میکنم دل نشکنم. باحرفام کسیو ناراحت نکنم. مقابل حرفاشون سکوت کنم. به اونی که نیاز داره کمک میکنم وکنارشم. به حرفای کسی که دلش گرفته گوش میدم. وقتی واسه کسی هدیه میخرم خودم بیشتر خوشحال میشم. باوجوداینها وقتی شب ها سر روی بالش میزارم وچشمام رو میبندم هنوز هم حس میکنم تنهام وآدم خوبی نیستم
-
- 1
-
-
چون ذاتم تنوع طلب نیست چون دلم لاشی پسند نیست تنهایی رومیپسندم چون،تنهایی ارزشش بالاترِ از بودن با کساییه که از باهم بودن فقط هوس حالیشونه تنهایمو میپسندم چون ارزشم بالاتر از اوناست تنهایمو میپسندم چون کسی نمیتونه تنهاییمو پرکنه تنهایمو میپسندم چون هدف از بودنِ بقیه رو فهمیدم
-
- 1
-
-
نوعی بیخیالی هست که معمولاً بعد از انتظار کشیدنهای طولانی پیش میآید. بعد از مدتها تلاش کردن دویدن و به در و دیوار زدن بعد از مدتها خواستن بینتیجه! یکدفعه احساس میکنی خستهای، بریدهای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست. به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی. برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن، آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن. به اینجا که میرسی نه دلتنگ میشوی نه دلخوش میگویی بیخیال! و این بیخیالی غمگینترین حس دنیاست
-
- 1
-
-
اشک لازمهٔ عشق است. اشک باید در راه عشق بریزد و نهال آن را قوّت دهد. درد و رنج اولین غذای عشق است و عشقی که با درد و رنج پرورش داده نشود، مانند کودک نوزادی میماند که بخواهند او را مانند یک مرد بزرگ تغذیه کنند و البته چنین طفلی به زودی میمیرد
-
- 1
-
-
توی دنیا ۳تا قانون وجود داره ماده اول: دنیا پره نامرده! ماده دوم : جز خودت هیچکسی رو دوست نداشته باش! ماده سوم : برادرت اولین دشمنه توعه و رفیقت دومی
-
- 1
-
-
ما فقط دوست معمولی بودیم! وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد لابلای حرف زدن های بیخودمان از روزمرگی های بیخودترمان دوست معمولی بودیم! وقتی اولین بار توی سرازیری ولیعصر قرار گذاشتیم و دیدمش و خیز برداشت که توی آغوشش بگیردم و من بی معطلی گم شدم میان بازوانش دوست معمولی بودیم! چند لحظه گذشته از دومین قرار وقتی کلافه گفت آن روسری لعنتی را بکش جلوتر و آن رژ خرابی را پاک کن از لب های وامانده ات و من فکر نکردم که کجای رژ صورتیِ رنگ و رو رفته ام مخصوص آدم های خراب است دوست معمولی بودیم! به وقتِ نخورده مستیِ قرار سوم که دود سیگارش را فوت کرد توی صورتم و من یادم رفت چقدر از سیگار متنفرم، چقدر از سیگار بدم می آید و غرق شدم توی حس خوشایندِ دود آمیخته با عطر تلخش دوست معمولی بودیم! به شیرینیِ قرار چهارم، درست همان جایی که سرم را گرفته بود به سینه اش و لابلای دیالوگ های علی سنتوری و حسادت من به تک تک نگاه هایش به گلشیفته و در پسِ نفس های عمیق و سنگینمان دوست معمولی بودیم! به گاهِ قرار پنجم، زیر بارانِ بی چتر پیاده روی خلوت ناکجا آباد و درست همان لحظه ی پر التهاب لعنتی که ایستادم روی پنجه ی پاهایم و سرش خم شد که ممنوعه و عمیق و کوتاه و شیرین و پر از اضطراب و با طعم باران ببوسمش و ببوسدم دوست معمولی بودیم! هنگامه ی بی قراری قرار ششم و لابلای بویِ حلوایِ جان گرفته از تردید نگاه های گریزانش و در انعکاس تصویر تارش توی نی نی لرزان مردمک چشم های مضطربم دوست معمولی بودیم! سرِ قرار هفتمی که رفتم و نیامد و منتظر ماندم و نیامد و همه آمدند و نیامد و رفتند و نیامد و نمی آید و نخواهد آمد، دوست معمولی بودیم! به وقت شرعیِ قرارِ یک هزار و سیصد و چندم و به حرمت پیام های نرسیده و تماس های رد شده و گریه های شبانه و زخم های روی زخم آمده و جراحت های جذام شده و خاطرات نداشته و یادگاری های نداده و دوستت دارم هایی که باورم نشد و به حرمت چشم انتظاری ها و این تنهایی بی پایانِ ابدی.. ما هنوز هم دوست معمولی هستیم!
-
- 2
-
-
به آرامش میرسی، اگر هیچکس را برای چیزی که هست و کاری که میکند سرزنش نکنی. به آرامش میرسی اگر آستانه تحملت را بالا ببری و بپذیری که آدمها متفاوتند، و قرار نیست همه باب سلیقهی تو باشند. به آرامش میرسی اگر بپذیری رفتار دیگران تا وقتی به روان و آرامش تو آسیبی نمیزند، به خودشان مربوط است. آدمهای امروز آنقدر دغدغه دارند که دیگر حوصلهای برای دخالت و قضاوت و سرزنش ندارند. آدمها خودشان مسئول رفتار و انتخابهای خودشان هستند. اگر رفتاری آزارت داد، و برخوردی با تفکراتت متفاوت بود، یا کنار بیا، یا فاصله بگیر. همین
-
- 2
-
-
بعضیا هم نمیخوان درکت کنن در واقع نه اینکه نتونن بفهمنت بلکه به خاطر منافع خودشون ترجیح میدن که درکت نکنن. چون اگه بپذیرن که دارن تو رو آزار میدن یعنی مُهر تأیید به بد بودن جنبههایی از شخصیتشون میزنن. براشون سخته که قبول کنن به دیگری آسیب رسوندن یا مقصر بودن پس چه راهی بهتر از انکار؟!! بارها و بارها هم برای این افراد توضیح بدی که چقدر دلت رو شکستن باز هم عنوان میکنن که هیچ کاری نکردن و با بهونههای مختلف از خودشون دفاع میکنن. بعضی آدمها نمیبینن، نمیشنون و نمیفهمن که چقدر باورهای دیگران رو خراب کردن
-
رابطه مجازی داشتن اینجوریه که با چهارتا گیف بغلش میکنی و بودنشو حس میکنی اما کنارت نیست، رابطه مجازی سخته، خیلی سخت، اما عشق قشنگیه، اینجوریه که نمیبینش، نمیتونی ببینیش از نزدیک و لمسش کنی، بغلش کنی، ببوسیش اما جونت درمیره براش و هرلحظه عاشق تر از قبلی، عشق و دوست داشتن ربط به مجازی و غیر مجازی نداره، هرجا که حس کردی مهمه، حس کردی بدون اون سخته، حس کردی نبودنش آزارت میده، باید بگم که تبریک میگم، تو یه عاشقی، حالا چه مجازی چه غیرش، به امید روزی که تموم عشقای مجازی به هم برسن و واسه یبارم که شده همو لمس کنن، بغل کنن، به امید روزی که بخاطر حسرت ندیدنش شب تا صبح رو آشفته نباشی، به امید روزی که بهش برسی، به امید روزی که این فاصله برداشته شه و تا ابد مال هم شید، عشقای مجازی اونقدری قشنگه که برا توصیف کردنش کلمات کم میارن، مراقب عشق قشنگ و پاکتون باشید
-
برام مهم نیست اگه منو دوست نداری ، من به دنیا نیومدم که تو رو تحت تاثیر قرار بدم
-
دوستداشتنِ یه آدم مرحله دومه، مرحله اول اینه که بهش بفهمونی اگر رفتار نادرستی انجام بده یا توهین و حرمتشکنی کنه، “لزوما” قرار نیست کنارش بمونی
-
بهترین واکنش در برابر کسی که قدر خوبیتو نمیدونه تلافی کردن نیست، "رها کردن و رفتنه
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
من پولدار ترین آدمای این شهرو دیدم که یه ماشین معمولی سوار میشن. عاشق ترین آدما رو دیدم که حتی یه استوری هم از عشقشون نمیذارن. خیر ترین آدما رو دیدم که اصلا هیچکس نمیشناستشون. با کلاس ترین آدما رو دیدم که یه گوشی معمولی داشتن. با معرفت ترین آدما رو دیدم که هیچوقت دم از رفاقت و معرفت نمیزدن. خلاصه گول ظاهر زندگی آدما رو نخورید، چیزای واقعی هیچوقت نمایشی نیستن
-
دوتا چیزو تو زندگیتون یاد بگیرید یا نرید یا اگه میرید دیگه برنگردید
-
یعنی شاید صد بار یه خورده سنگ بخوره و نشکنن اما کمی اثر ضربه رو حفظ میکنن تو خودشون و بعد یهو سر یه سرد و گرم شدن الکی ترک بزرگ میخورن. اگه دیدی یه ادمی یهو با یه حرف ساده از هم میپاشه و گریه میکنه. لوس نیست، شاید ضریب تحملش اومده پایین
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
سعی کن کسی که تو را میبیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو، بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو، بگذار با پایبندی تو، آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو، بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو، بگذار آن را از طریق مشاهدهی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو، بگذار با دیدن تو از حقیقت آن لذت ببرد. بگذار مردم با اعمال تو، خوب بودن را بشناسند
-
- 1
-
-
سختترین انتظار، انتظار دوست داشتن و دوست داشته شدن است. انتظاری که قلبها را خسته اما آبدیده، و چشمها را افتاده اما بیناتر میکند، و این انتظار، آهسته آهسته عشقی را میپرورد که عظیمترین طوفانهای هستی هم، یارای شکست آن را نخواهد داشت، و من این سختترین را با تو ای مهربان، تجربه کردهام. من دیگر انتظار تو را از بَر شدهام، و اینچنین است که تو را دوست میدارم
-
- 1
-
-
گاهی مرا در آغوش بگیر. وقتی در محاصره مشکلاتم و تنها پناهگاهم تویی. وقتی تمام تلاشم را کردهام، خستهام و دلم کمی سکوت میخواهد، کمی آرامش، کمی تسکین. بیخبر از راه برس و مرا بغل کن. باور کن آدم جا زدن نیستم! اما از یک جایی به بعد، بگو که با هم درستش میکنیم. از یک جایی به بعد، خودت برایم معجزه کن
-
- 1
-
-
زندگی همیشه هم به دونستن همه چیز، سر در آوردن از هر چیز و زیادی درگیر شدن نیست. گاهی هم به خودت یادآوری کن یه سری چیزا رو یادت بره به یه سری حرفها اهمیتی نده، لبخند بزن و بگذر، لبخند هم که نزدی به خاطرش غمگین نشو، بغض نکن! گاهی هم بذار همهی دنیا در قطعه آهنگی که با لذت گوش میدی، کتابی که با هیجان ورق میزنی، گلهای تازهای که تقدیم گلدونت میکنی، فیلم محشری که دلت نمیاد یه لحظه هم ازش چشم برداری، آدم جذابی که وقتی صداش رو میشنوی کلی سر ذوق میای، حتی صدای پرندهها، حتی آبی آسمون، برات خلاصه بشه و بس. دنیای اختصاصی خودت رو خلق کن، و زندگیت رو خواستنیتر و زیباتر بساز
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
من به کسی قول ندادم همیشه آدم خوشحالی باشم؛ اینکه ما یه سریا رو خیلی دوست داریم دلیل نمیشه همیشه باهاشون مهربون باشیم؛ همیشه ببخشیم و کوتاه بیایم.. ما از جنسِ آدمیزادیم! آدمیزاد هم همینه یه روزایی تلخ م عصبی میشه؛ دلگیر و ناراحت میشه حتی شاید دلش بخواد از همه کسایی که دوسشون داره فاصله بگیره چون ما جایی رو امضا نکردیم که همیشه قراره حالمون خوب باشه
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
یکی از ناعادلانهترین رفتارها در یک رابطه، حرف زدن با کنایه هست. صحبت کردن از روی دلخوری! اینکه در حرفات نشون بدی ناراحتی، ولی دلیلش رو نگی. اینکه با رفتارت طرف مقابلت رو وادار کنی بارها و بارها از خودش بپرسه مرتکب چه گناهی شده و دلیل این همه دلسردی چیه؟ و جوابی نداشته باشه. یعنی اون آدم رو به تنهایی متهم کنی، براش حکم صادر کنی، و فرصت دفاع کردن رو ازش بگیری. نه زندگی صحنه نمایشه و نه ما بازیگران پانتومیم هستیم. در یک رابطه باید همه چیز رو واضح فهمید و درست فهموند. دوست داشتن رو، محبت رو، شادی و غم رو، قهر و دلخوری رو. پس با دیگران روراست باشیم و از عکسالعملها نترسیم، اگر قرارمون به انسان بودنه
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
هرکسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمیتونه اون رو گوش بده! یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی میکنه و دلت نمیاد اون رو پاک کنی. میذاری اون گوشه کنارها بمونه. گاهی آهنگها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا میکنن، درست مثل بعضی از آدمها. درسته که شاید دیگه نتونی اونها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن. اونها همیشه یه جای امن و دنج گوشهی دلت دارن
-
- 1
-
-
هرگز کسی را برای فاصلهای که میگیرد و ارتباطی که نمیپذیرد، سرزنش نکن! در دنیا آدمهای زیادی هستند که آنقدر از رفیق و آشنا ضربه خوردهاند، که از اعتماد و نزدیک شدن به آدمها ترسیدهاند. ترجیح دادهاند در حاشیهی امن بیکسیشان بمانند، درد سکوت و تنهایی را به جان بخرند، اما از آدمها، دردسرها، و ضربههای تازه دور باشند. قضاوتشان نکن. اینها زخمیاند. زخمی اعتمادهایی که کردند، و نباید میکردند
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
«احتیاج» ربطی به عشق ندارد. عشق وفور نعمت است، فراوانیست. عشق یعنی اینکه تو بقدری سرشار از شور زندگی هستی که نمیدانی با آن چه کنی، بنابراین شروع به شریک شدن آن با دیگران میکنی. عشق یعنی اینکه بقدری ترانه در قلب تو جاریست که تو ناخودآگاه آنها را میخوانی، بدون توجه به اینکه شنوندهای حضور داشته باشد یا خیر
-
- 1
-
