رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

Black_wolf

کاربر ویژه
  • تعداد ارسال ها

    2500
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    82

تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf

  1. Black_wolf

    یه سال

    جوری برایش رفیق باش که دلش نگیرد از بی‌مهری زمانه، بغض راه گلویش را سد نکند و اشک توی چشم‌های نازنینش ننشیند. جوری برایش رفیق باش که هیچ زمانی احساس تنهایی نکند، احساس نکند کسی را ندارد و هرگز از بی‌کسی‌اش به شانه‌های هرکسی پناه نبرد. جوری برایش رفیق باش که با تو راحت باشد، حرف‌های نگفته‌اش را با تو بگوید و راه‌های نرفته‌اش را با تو طی کند. این روزها آدم‌ها بیشتر از هرچیزی، رفیق می‌خواهند. یکی که به معنای واقعی آن‌ها را بلد باشد و رفاقت و صداقتش را پایانی نباشد. یکی که باشد، یکی که تحت هر شرایطی، کنارشان باشد
  2. Black_wolf

    "ﺷﯿﺮ"

    رابطه داشتن با آدم ها و حفظِ این ارتباط ،سخت ترین کارِ دنیاست ! وقتی آنها به تو نیاز دارند، تو حوصله ی هیچ کس را نداری ، و زمانی که تو نیاز به آنها داری، تازه می فهمی که هیچ کس را نداری ! می فهمی چقدر تنهایی ، و چقدر نیاز داری با کسی حرف بزنی ، و چقدر دردناک است اگر سراغشان بروی و حوصله ات را نداشته باشند ... قصه این است که همه ی ما به هم محتاجیم اما در زمان هایی که نباید ! و آخرش یکی از همین روزها روی شانه هایی که نداریم ، به اندازه ی یک عمر ، اشک می ریزیم و تویِ آغوشی که نیست ، می میریم
  3. همه چيزمان شرطى شده زنگ بزنى، زنگ ميزند پيغام بدهى، پيغام ميدهد دلت تنگ شود،دلش تنگ ميشود فقط اين دوست داشتنِ لعنتی‌ست كه شاملِ هيچ بند و تبصره اى نميشود اگر بفهمد دوستش دارى، بار و بنديلش را جمع ميكند و برای همیشه ميرود
  4. Black_wolf

    قاعده ۴۰

    عشق یا هست یا نیست، علاقه های کوچک را نمی توان به حساب عشق گذاشت ـ عشق واقعی به مدت شناخته می شود، نه به شدت ـ عشقی که با نگاه آغاز شود، با شناخت سست می شود، ولی عشقی که با شناخت آغاز شود با هر نگاه عمیق تر می شود ـ عشق خوراک هستی ماست، اگر آن را پس بزنیم از گرسنگی می میریم ـ راه عشق راستین هیچ وقت هموار نیست ـ عشق با غرور زیباست، ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی، آن وقت عشق نیست؛ صدقه است ـ قلب سرزمین عجیبی است ؛ هم زادگاه عشق است هم آرامگاه آن ـ در سرزمینی که نتوان عاشقانه زیست، مردانه مردن آخر زندگی ست ـ وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد، تازه قصه زندگی آغاز شده زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد ـ هوس بازان کسی را که زیبا می بینند دوست دارند اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند ـ هیچ وقت عشق را گدایی نکن چون معمولاً چیز با ارزشی به گدا نمی دهند
  5. Black_wolf

    فرش گران سنگم

    من اونیم که همیشه تلاش کرد حالش خوب شه و همیشه با درهای خیلی بسته مواجه شد
  6. آرامشی که دارم مدیون انتظاریست که دیگ از کسی ندارم
  7. Black_wolf

    یه سال

    درسته
  8. Black_wolf

    "ﺷﯿﺮ"

  9. Black_wolf

    یه سال

    دارم فکر میکنم یه روزی تو یه سال نه چندان دور ، میشینیم به تماشای این روزا و شبایی که مثل برق و باد گذشت . به روزایی که قضاوت کردیم دروغ گفتیم تهمت زدیم دل شکوندیم حتی به شب هایی که بخشیدیم محبت کردیم شکستیم موندیم رسیدیم و دوباره بلند شدیم . دارم فکر میکنم یه روز میشینیم زیر همون آسمون ، کنار همین زندگی ، به تماشای روزا و شبایی که هرلحظه ش ارزش شکستن و دلخوری هارو نداشت.هر روزش تاب تحمل اون همه بی مهری و اضطراب و نداشت.دارم فکر میکنم یه روز به داشته هایی که قدر ندونستیم و به راحتی از دستش دادیم غبطه میخوریم
  10. Black_wolf

    "ﺷﯿﺮ"

    ﭼﺮﺍ "ﺷﯿﺮ" ﺭﺍ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ؟ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ : ﻧﻪ ﺑﺪﻥ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩ ی ﮔﻮﺭﯾﻞ، ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺯﻭی ﺧﺮﺱ، ﻧﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﻠﻨﮓ، ﻧﻪ ﺧﯿﺰ ﺁﻫﻮ، ﻧﻪ ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮﮒ، ﻧﻪ ﺷﮑﻤﺒﺎﺭﮔﯽ ﮐﻔﺘﺎﺭ، ﻧﻪ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ﻧﻪ........ را ندارد. ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﺒﺐ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ "ﺷﯿﺮ" ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ؟! "ﺷﯿﺮ" ﺭﺍ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﺧﺼﺎﯾﺺ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ "ﺳﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ" ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ، ﺯﯾﺮﺍ : ﺷﯿﺮ ﺗﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺷﮑﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ‏(ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺧﻮ ﻧﯿﺴﺖ) ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﺵ ‏(ﻃﻤﺎﻉ ﻧﯿﺴﺖ) ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﯿﺪ ﺍﻧﺘﺤﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ (ﺿﻌﯿﻒ ﮐﺶ ﻧﯿﺴﺖ) ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺭ ﺭﺍ انتخاﺏ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ‏(ﺭﺣﻢ و شفقت ﺩﺍﺭﺩ‏) ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮐﻨﻨﺪ ‏(ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ) ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻭ ﯾﺎ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺳﺎﯾﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭد (ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ) ﻭ در ﺁﺧﺮ ﺑﻮﻗﺖ ﮐﻬﻮلت ﻭ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ .... اینجاست که می گویند :همیشه "ﺷﯿﺮمرد" ﺑﺎﺷﯿﺪ!
  11. Black_wolf

    ﻫﻤﯿﺸـــــﻪ ﺗﻨﻬــــــــــﺎ

    ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕـــﻮ ﺗﺎ ﺑـــﺎﻭﺭﺕ ﮐﻨﻨــــﺪ ﺁﺏ ﺯﯾﺮ ﮐﺎﻩ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑـﻬـــﺖ ﺍﻋﺘـــــﻤﺎﺩ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﯽ ﻏﯿــــﺮﺕ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺣــــــﺲ ﮐﻨﻨــــﺪ ﺧﯿـــــﺎﻧﺖ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺒــــﯿﻦ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺷﻨـــﺪ ﮐــــﺬﺏ ﺑﮕﻮ ﺗﺎ ﻋﺎﺷـــــﻘﺖ ﺷﻮﻧﺪ ﻫﺮﭼـــﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﮕــــﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ ﺑﻬﺘﺮﯾـﻨـــﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﺳــﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳـــــﺖ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﮔﺮ ﺑـــﺎﻭﻓـــــﺎﯾﯽ ﺍﮔﺮ ﺑـــﺎ ﻏﯿـــــﺮﺗﯽ ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﺭﻧﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸــــــﻪ ﺗـﻨــــــﻬﺎﯾﯽ ﻫﻤﯿﺸـــــﻪ ﺗﻨﻬــــــــــﺎ !
  12. Black_wolf

    قاعده ۴۰

    عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش
  13. Black_wolf

    فرش گران سنگم

    حالم را می‌خواهی بدانی؟ درختی را تصور کن که تبر خورد و نیفتاد
  14. سکوت کن... فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری این مردم از سکوت کمتر داستان می سازند... سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است بدون شک کسی که سکوت می کند روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت .. گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد ... سکوت در اثر بستن دهان نیست در اثر باز کردن فکر است، هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر
  15. Black_wolf

    رفتن

  16. Black_wolf

    رفتن

    بارِ رفتن بسته ام اما کسی آماده نیست هیچکس پابندِ آن قولی که قبلا داده نیست چون سواری عمر را صرف رسیدن کرده ام تازه فهمیدم کسی در انتهای جاده نیست این‌که گاهی می نشینم این‌که گاهی می روم! قصه‌ی پیری که از دستش عصا افتاده نیست سر به دامانش نهادن اشتباهی محض بود هر گلیم پاره ای روی زمین سجاده نیست ساده می‌گویم به زودی قید او را می زنم ساده می‌گویم ولی آنقدرها هم ساده نیست
  17. Black_wolf

    آدم‌ها ناگهان خداحافظی نمی‌کنند

    آدم‌ها ناگهان خداحافظی نمی‌کنند؛ ناگهان دلسرد نمی‌شوند؛ و ناگهان رابطه را تمام نمی‌کنند، جایی در مسیر رابطه اتفاق‌هایی می‌افتد دردهایی را تجربه می‌کنند؛ که هر درد آن‌ها را به تصمیمشان نزدیک‌تر می‌کند و بالاخره روزی، ناگهان تصمیمشان را با ما در میان می‌گذارند، آدم‌ها آرام آرام خسته می‌شوند؛ آرام آرام دلسرد می‌شوند از تمام تلاش‌هایی که کرده‌اند و دیده نشده است... آرام آرام دوست داشتنشان کم می‌شود و تهی می‌شوند، تهی می‌شوند از هر آنچه سعی می‌کردند بگویند و نشان دهند
  18. Black_wolf

    من همیشه احساس خوشحالی می‌کنم

    می‌دونی چرا؟ چون من از هیچ کس هیچ انتظاری ندارم، انتظار داشتن همیشه آسیب زننده‌ست. زندگی کوتاهه. خوشحال باش، لبخند بزن و فقط برای خودت زندگی کن. قبل این‌ که حرفی بزنی، گوش بده. قبل این که بنویسی، فکر کن. قبل این که خرج کنی، پسنداز کن. قبل این که دعا کنی، ببخش. قبل این که صدمه بیبینی، حس کن. قبل این که متنفر باشی، عاشق باش. قبل این که ترک کنی، تلاش کن و قبل از اینکه بمیری، زندگی کن
  19. Black_wolf

    فرش گران سنگم

    من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست من همان « فرش گران سنگم » ، فقط پا خورده ام قطره ام امّا هزاران رود جاری در من است غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
  20. سلام و درود و عرض ادب خدمت مدیران گرامی انجمن میهن از شما درخواست دیلیت اکانت انجمن فرم میهن رو دارم در اسرع وقت ممکن و ممنون میشم همکاری کنید و اکانت بنده رو کلا با تمام مطالبش حذف کنید سپاسگذارم به اقا علیرضاهم تو چت پیام دادم اما مثل همیشه پشت سیستم نبودن متاسفانه بازم ممنون بابت همکاری در پناه خدا باشید یا حق
  21. Black_wolf

    می خری ؟

    دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟ خسته از عشقم،بگو این قلب عاشق می خری؟ شاعری دریاییم، دل را به دریا می زنم غرق دارم میشوم، پاروی قایق می خری؟ گل فروشی می کنم ،گلدانِ «گل با شاعری» یک کلامم؛ «شاعری» را با شقایق میخری ؟ چون تلف شد زندگی ،ساعت نمی بندم به دست سالها را می فروشم،با دقایق می خری؟ سادگی بسیار دارم ،می کنم ارزانیت با صداقت میفروشم ،با حقایق می خری ؟ با غزل ها می شود هر درد را درمان کنی مرهمش را می فروشم، طبع حاذق می خری؟ کوه غم را می شکافد دردهای شاعری شاه بیتی می فروشم،طبع خالق می خری؟
      • 3
      • Like
      • Thanks
  22. Black_wolf

    ما دو مغرور، دو خودخواه

    مثل كوهیم و از این فاصله هامان چه غم است؟ لذت عشق من و تو نرسیدن به هم است! ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقدیریم... عاشقى كردنِ ما شرحِ عدم در عدم است! مثل یک تابلوى نیمه ى نفرین شده اى! دست هر كس كه به سوى تو بیاید قلم است! عشق را پس زدى اى دوست! ولى پیش خدا هر كه از عشق مبّرا بشود، متهم است! مى‌روى دور مرو، بد دل و ناجور مرو فكر برگشتن خود باش و زمانى كه كم است! قبل رفتن بنشین خاطره اى زنده كنیم! بنشین چاى بریزم، بنشین تازه دم است
      • 3
      • Like
      • Thanks
  23. Black_wolf

    چرا...؟

    گاه "شادى"، گاه "غمگيني" چرا؟ گاه "خوشبين"، گاه "بدبينى" چرا؟ روز "امّا"، شب "اگر" طى ميكنى گاه "عارف"، گاه "بى دينى" چرا؟ مينويسي "عشق"، ميخوانى "هوس"! آخر اى خودخواه! كج بينى چرا؟ بى ثباتى آفت آرامش است حرف بشنو! گوشْ سنگينى چرا...؟
      • 3
      • Like
      • Thanks
  24. Black_wolf

    یادت باشه

    من می‌توانم هم صحبت خودم باشم بنابراین هیچ‌وقت تنها نمی‌شوم من فقط به صورت فیزیکی تنها هستم و در خلوتِ به شدت شلوغِ خودم‌ زندگی می‌کنم یک بی‌نهایت و ابدیتِ بی‌قید
×
×
  • اضافه کردن...