رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. سلام اگه شیر طمع هر نوع گوشتی بچشه، بازم میلش همونه، حالا انسان باشه یا حیوانات اهلی
  2. حسین138

    تعویض گلدان زمان

    باش،دیروز حسابی سر مشغول کار بودم درخت یا گیاه، در تو صورت رشد خوب میکنه، اونم زمانی که تغییر دما داشته باشه، فروردین، اردیبهشت،،، از سرما میاد به حالت گرما که باعث میشه شروع ب رشد کنه و جوانه بزنه، دوم شهریور ماه، و مهر،،، از گرمای شدید میاد به حالت خنکی هوا اینم حالت دوم رشد گیاه هست، ب همین دلیل بهتر زمان هست برا تعوض خاک، پا کنی، گلدان اوک
  3. حسین138

    🤯کریشِِ کمک لازم☹

    حتما چشم
  4. حسین138

    پدر---

    غم چشمان پدر را نه تو دیدی ونه من بغض عریان پدر را نه تو دیدی ونه من سالها رفته ولی زخم دلم خوب نشد زخم دستان پدر را نه تو دیدی ونه من دلش آتشکده ای بود که دایم می سوخت آه سوزان پدر را نه تو دیدی ونه من شعر دلبند نگاهش شده سودای دلم درد پنهان پدر را نه تو دیدی ونه من شرمسارم که نشد همدم دردش بشوم که غم نان پدر را نه تودیدی ونه من کاش می شد بزنم بوسه به دستش شب وروز پای لرزان پدر را نه تو دیدی ونه من روی خاکش بنویسیم پدر تنها بود آتش جان پدر را نه تو دیدی ونه من "خنده ی تلخ من ازگریه غم انگیز تراست" چشم گریان پدر را نه تو دیدی ونه من زهرا ضیایی
      • 2
      • Like
      • Thanks
  5. حسین138

    پدر---

    غم چشمان پدر را نه تو دیدی ونه من بغض عریان پدر را نه تو دیدی ونه من سالها رفته ولی زخم دلم خوب نشد زخم دستان پدر را نه تو دیدی ونه من دلش آتشکده ای بود که دایم می سوخت آه سوزان پدر را نه تو دیدی ونه من شعر دلبند نگاهش شده سودای دلم درد پنهان پدر را نه تو دیدی ونه من شرمسارم که نشد همدم دردش بشوم که غم نان پدر را نه تودیدی ونه من کاش می شد بزنم بوسه به دستش شب وروز پای لرزان پدر را نه تو دیدی ونه من روی خاکش بنویسیم پدر تنها بود آتش جان پدر را نه تو دیدی ونه من "خنده ی تلخ من ازگریه غم انگیز تراست" چشم گریان پدر را نه تو دیدی ونه من زهرا ضیایی
  6. حسین138

    تعویض گلدان زمان

    خخخ خب دیدم تقلب می کنی بیام برات توضیح میدم
  7. خواهش میکنم، شعر هم جواب میدم، شبتون بخیر
  8. خدا برات خوش بخواد
  9. حسین138

    پتوس  مرمری

    ابلغه، اینم زیاد تو خونه ها
  10. حسین138

    پیله_آ

    سلام اینو دارم
  11. من کنارش عکس دارم،وارد ابر کوه که میشی دقیقا اول ابر کوه سمت چپ جاده از داخل جاده هم مشخصه، خانه بادگیر هم داخلش هست، روی پول 200 عکسش بود
  12. حسین138

    تعویض گلدان زمان

    اگه دلیل گفتی، بدون تقلب!! چرا این فصل ها هست
  13. حتی میشه نقاشش کشید،تجربه شده
  14. حسین138

    رازهای داشتن یک زندگی عاشقانه

    خودت دیگه میدونی
  15. بعضی وقت ها یهو همش میره، خدا کنم کسی تجریه کنه
  16. حسین138

    استاد شهریار----

    بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آب شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: ـ از این عشق حذر كن! لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن، آب، آیینۀ عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن! با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ – ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . . باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . . اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید! یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم. نگسستم، نرمیدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . . بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
  17. سلام بعضی وقت ها جور نیست
  18. حسین138

    علی میر...♡

    سلام دوست داشتم
  19. قفلی غروب ها تو جاده
  20. چه ی لیوان آب بخورم چه بخوام ی مار بگیرم
  21. حسین138

    🤯کریشِِ کمک لازم☹

    من چیزی در این مورد ندارم ی خواهر زاده دارم ولی آرایشگر حرفه ای هست،
  22. اسمش نزده، وقتی که از آدم و عالم دل من خسته میشه وقتی که درهای دنیا روی من بسته میشه میام پناه ب شونه های امنت می برم ...
×
×
  • اضافه کردن...