رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع آتش آن است ک در خرمن پروانه زدنذ
  2. حسین138

    زیارت اربعین ----

    السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ، وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ [أَجْسَامِكُمْ ] وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ. |↫‌زيارت_اربعین
  3. هر ک هوای گرفت و رفت از پی آرزوی دل گوش مدار سعدی بر خبر سلامتش
  4. حسین138

    راننده کامیون----🚛

    راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت . دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد . وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند . دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا ! رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!
      • 1
      • Thanks
  5. سخت ب ذوق می دهد باد ز بوستان نشان صبح دمیده و روز شد،خیز و چراغ وا نشان گر همه خلق را چو من بی دل و مست می کنی روی ب صالحان نما،خمر ب زاهدان چشان
  6. سلام التماس دعا
  7. حسین138

    می کاهد از جانم..

    ی آرامش خاص قسمتت
  8. لذت بردم، جوابش میدم
  9. حسین138

    گرگ---

    سرخپوستی پير به نوه ی خود گفت: فرزندم در درون ما بين دو گرگ کارزاری بر پاست يکي از گرگ ها شيطانی به تمام معنا ، عصبانی، دروغگو، حسود، حريص و پست... گرگ ديگر آرام، خوشحال، اميدوار، فروتن و راستگو پسر کمي فکر کرد و پرسيد: پدر بزرگ کداميک پيروز است؟؟؟؟ پدر بزرگ بی درنگ گفت: همانی که تو " با رفتار و افکارت " به او غذا می دهی
      • 1
      • Thanks
  10. صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره، کز کجاست تا ب کجا
  11. من ای صبا ره رفتن ب کوی دوست ندانم تو میروی ب سلامت، سلان من برسانی
  12. مثل کبریت کشیدن در باد... زندگی دشوار است... من خلاف جهت آب شنا کردن را، مثل یک معجزه باور دارم... آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد... هرچه باداباد!...‌..
  13. حسین138

    رابطه---

    #رابطه نگهداری میخواد تلاش میخواد وقت گذاشتن میخواد..... شرطی همو نخواستن میخواد...... زخم زبون نزدن میخواد.... وفاداری میخوادهَوَل نبودن میخواد.... صداقت میخواد عشق و احترام میخواد... آدمی که میاد تو زندگیتون پدرو مادرتون نیست که هر کاری بکنید، بمونه! آدما میشکنن و آخر یجا رفتن رو به موندن ترجیح میدن!
      • 1
      • Thanks
  14. حسین138

    سنگ تر---

    از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم او می رود و هر قدمش لاله و نسرین ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست از غیرتمان بود، نوشتند حسودیم پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم یک روز میاید و بماند که چه دیر است روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم حامدعسکری
      • 1
      • Thanks
  15. مرنجان دلم را کین مرغ وحشی ز هر بامی که برخواست مشکل نشیند
  16. بار می بندم و از بار فرو بسته ترم آتش خشم تو برد آب من خاک آلود بعد از این، باد به گوش تو رساند خبرم نی مپندار که حرفی ب زبان ارم اگر تا ب سینه چو قلم باز شکافند سرم
  17. تو مرغداری ها سمت بهبهان زیاده
  18. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    خواهش میکنم
  19. اینو مدت ها قبل گذاشتم مصره دوم چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد ،دو چشمم را کند جیحون
  20. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من چون می روی بی من مرو، ای جان جان بی تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من
  21. حسین138

    برای زندگی---

    انسان زاده شده است که زندگی کند ن اینکه خود را برای زندگی آماده نماید بوریس پاستر ب سوی کامیابی. ص27
      • 1
      • Like
  22. بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی ب کجا روم ز دستت که نمی دهی مجالی؟ نه ره گریز دارم،نه طریق آشنایی چه غم اوفتاده ای را که تواند احتیالی همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد اگر احتمال دارد ب قیامت اتصالی چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن ب امید آن که روزی ب کف اوفتد وصالی یه تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
×
×
  • اضافه کردن...