رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. حسین138

    سرنوشت ---

    آنکه ثبات عقیده دارد ب سر نوشت معتقد است وانکه دمدمی است ب اقبال بنیامین دیزراییلی ب سوی کامیابی. ص11
      • 2
      • Like
      • Thanks
  2. دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صحرای تو دارد سز من مست جمالت دل من دام خیالت گهر دیده نثار کف دریایی تو دارد
  3. با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بز گنج شما پرده شمایید
  4. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    ای قوم ب حج رفته کجایی کجایی معشوق همین جاست بیاید بیاید معشوق تو همسایه و دیوار ب دیواندره بادیه سر گشته شما در چ هوایید؟
  5. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    چون برسی ب کوی ما،خامشی است خوی ما زان که ز گفت وگو ما،گرد و غبار می رسد
  6. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    بریم
  7. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    پس بریم
  8. سلام رنگش ب دل میشینه
  9. حسین138

    شرح حال با شعر♥️

    سلام پست خانم نیلوفر شرکت کن
  10. برات ی خاطره میگم بعد
  11. ،ای نسیم سحر ارامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تاز است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست
  12. حسین138

    استاااااد ----

    سر جلسه امتحان به استاد گفتم: استاد خواهش میکنم یه کمک کنین خیلی ریلکس نگام کرد، از تو جیبش هزار تومن درآورد و گذاشت رو میزم.. بعدشم رفت.. یعنی نابود شدم.. می فهمی..!؟ بقیه هم که از شدت خنده برگه هارو می خوردن ‌
      • 2
      • Haha
  13. ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب که همه‌شب در چشم است به فکرت بازم گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی درد عشق است، ندانم که چه درمان سازم
  14. اندر دل من درون و بيرون همه او است اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست اينجای چگونه کفر و ايمان گنجد؟ بی ‌چون باشد وجود من؟ چون همه اوست
  15. حسین138

    اشک---

    اشکهایی که هنگام ناراحتی از چشمانتان جاری میشود، حاوی مسکن طبیعی به نام "لوسین انکفالین" هستند! به همین علت است که برخی افراد اعتقاد دارند پس از گریه کردن احساس بهتری دارند.
      • 1
      • Thanks
  16. #داستان گدا و خسیس گدایی به در خانه یک خسیس رفت و چیزی خواست. صاحب‌خانه به غلامش گفت: مبـارک به قنبر بگو که به یاقوت بگوید که به بلال بگوید که به گدا بگوید که چیزی نداریم. گدا شنید و گفت: خـدایا بـه جبرئیـل بگـو بـه میکائیـل بگویـد کـه بـه اسـرافیل بگویـد کـه بـه عزرائیل بگوید که ان‌شاءالله جان صاحب‌خانه را بگیرد.
      • 1
      • Like
  17. سلام طلا
  18. حتما کی از شمو بهتر بخدا
  19. باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم ، آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا ، به خدایی که خودم میدانم ، نه خدایی که برایم از خشم ، نه خدایی که برایم از قهر، نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند . به خدایی که خودم میدانم ، به خدایی که دلش پروانه است ، و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید، و به باران گفته است باغها تشنه شدند ، و حواسش حتی به دل نازک شب بو هم هست، که مبادا که ترک بردارد ، به خدایی که خودم میدانم چه خدایی جانم...
  20. فکر را پَر بدهید و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر فکر باید بپرد برسد تا سر کوه تردید و ببیند که میان افق باورها کفر و ایمان چه به هم نزدیکند "فکر اگر پَر بکشد" جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ سینه ها دشت محبت گردد دستها مزرع گلهای قشنگ "فکر اگر پر بکشد" هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست همه پاکیم و رها...
  21. چه‌ کنم با غم خویش؟ که گهی بغض دلم می ترکد، دل تنگم زِ عطش می سوزد، شانه ای می خواهم که گذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم ولی افسوس که نیست...!!
  22. بوکان، مهاباد،شاهین دژ
  23. این مار سمیه دوتا نشونه داره یکی سر مثلثی شکلش دومی هم خط چشمش
×
×
  • اضافه کردن...