بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
اوضاع رو چطور توضیح بدم وقتی خودمم نمیدونم از چه قراره.همیشه وقتی یکی میپرسه خوبی؟اول ساکت میشم و فکر میکنم.دلم میخواد دلم و بزنم به دریا و بگم نه..و پشت سرهم براش توضیح بدم که چرا نه.اصلا هم نگران این نباشم که وسطش جلوی طرف قراره با اشکام رودخونه بسازم.یا مثلا تنم بلرزه از صدای هق هق هام.دلم میخواد دلم و بزنم به دریا و به بعدش فکر نکنم.سرم داره میترکه از نابودی اوضاع و درست نشدن هیچی.نمیدونم اصلا یه حال عجیبیم ،مثل وقتی که میدونی بیفایدس یه چیزی ،اما داری دنبالش میکنی.
-
- 1
-
-
من یکیو میخوام که آخر شبش واسه من باشه، اونقد چت کنیم که باهم گیج شیم و وسطش چرت بزنیم. یکیو میخوام که حتی اگه از هم دلخور شدیم، شب بخیر و صبح بخیر گفتنشو یادش نره، وقتی دلش تنگ میشه زنگ بزنه و منتظر نباشه تا من بهش پیام بدم، اونقد حرفامون پیوسته باشن که وقت نکنیم به هم بگیم سلام و خدافظ! من یکیو میخوام که اون خلاء ها رو پر کنه، وگرنه عادی رفتار کردن رو که همه بلدن .
-
- 1
-
-
اگه هیچی ندونم یه چیزیو خوب میدونم. من دوست دارم. خیلیم دوست دارم، اونقدری که برام مهم نیست قراره چه مشکلاتی بیاد سراغم. اونقدر که میتونم آیندم و هدفامو با تو ببینم. برام مهم نیست چقدر بخوریم زمین. تو منو داری و من تو رو. همین کافیه تا من به دوست داشتنت ادامه بدم. بدون مخاطب...
-
- 1
-
-
میدونید فلسفه بغل کردن چیه ؟! تو قدیما وقتی که انسان ها با شرایط استرس آور و ترسناک مواجه میشدن ، زمانی که جون خودشون رو تو خطر می دیدن ، همدیگر رو در آغوش می گرفتن تا احساس امنیت بیشتری کنن:) هر وقت خودتو تو خطر دیدی برو تو بغلش...
-
دُنیآیِ مَجآزی؛دُنیآیی غَمگین دُنیآیی پـُر اَز تَنهآیی پـُروفآیل هآیِ مُختـَلِف آدَم هآیِ جور وآجور دَستهآیِ خَسته دَرحآل تآیپ نگآههایـےپر اَز دَردخَسته وتنها ...................................... یه حرف قشنگی دربارهی رابطهی مجازی میشه گفت : من تورو ندیدم، بغلت نکردم، دستاتو نگرفتم، موهاتو بو نکردم، باهم هیچ عکسی نداریم، باهم بیرون نرفتیم، باهم بگو و بخند نکردیم، باهم پیتزا نخوردیم ولی هرروز بیشتر از قبل دلم واسه این خاطراتِ نداشته تنگ میشه دورترین نزدیکِ من ...
-
. گر چه دوری ز برم همسفر جان منی قطره اشکی و در دیده گریبان منی این مپندار که یادت برود از نظرم خاطرت جمع که در قلب پریشان منی
-
. با خیـــــالت زندگے مے کنــم و با خودت عـــــاشقے.. کــــاش دو بار زاده مے شدم؛ یکے براے مردن در آغـــوش تو یکے براے تماشاے عاشقے کردنت..
-
. دلم.ميخواهد تو رامثل هوا نفس بکشم که مثل خوڹ در رگهایم جریاڹ دارے و مثل آفتاب برمن ميتابے و با تمام وجودم دوستت دارم......!!!!
-
- 1
-
-
. ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم شاید رنگ موردعلاقه یکدیگر نباشیم، اما روزی برای کامل کردن نقاشــے مان بدنبال هم خواهیم گشت! به شرطی که انقدر همدیگر را تا حد نابود نتراشیم...
-
همیشه اولین نفری که عذر خواهی میکنه شجاع ترینه اولین نفری که میبخشه قوی ترینه و اولین نفری که فراموش میکنه شاد ترینه
-
یه افسانه خیلی قشنگ هست که میگه دست هرکسی به اندازه دست نیمه گمشدش آفریده شده، من دلم قنج میره وقتی میفهمم دستایِ من برای گمشدن تو دستای تو آفریده شده:))
-
- 2
-
-
برای هیچکس مهم نیست تو چجوری شباتو صبح میکنی پس بزار هر کی هر چی دلش میخواد پشت سرت بگه و تو واسه خودت زندگی کن و از هر لحظه اش لذت ببر... عمرت انقدر طولانی نیست که بخوای نگران این چیزای بیخود باشی آخرش فقط خودتی و خدات
-
- 2
-
-
لطفا برایِ خودتان ارزش قائل باشید ... من نمی فهمم با چه منطقی اسم رابطه ای که غرور و شخصیتتان را له می کند می گذارید "عشق" ...! من به شما می گویم عشقِ واقعی چیست ؛ "عشق" علاقه و انگیزه ایست "دو طرفه" که وقتی درست به وقوع پیوست ، باعث کمالِ شخصیت و وقارِ دو طرفِ رابطه شده و هرلحظه آنها را به رشد و پیشرفت بیشتری می رساند ... اگر در رابطه ای غیر از این بودید ، یا عشق نیست یا یک طرفِ معادله می لنگد ...
-
- 1
-
-
اگه قراره ته قصه منوتو انقدر تلخ تموم بشه، بدون اونی که بعدا قراره بشینه یه گوشه و به این فکر کنه یعنی الان کنار کیه و دستای کیو محکم گرفته تویی نه من، اونی که از شدت دلتنگی چهار صبح دو دله که پیام بده یا نه، تویی نه من، بدون اونی که هر بار یه آهنگ آشنا پرتش میکنه تو خاطراتمون تویی نه من، اما اینم بدون اونی که واسه این رابطه کلی تلاش کرد و هیچوقت دیده نشد من بودم نه تو.
-
توی زبان کوردی یه کلمه هست به اسم "کاژه" به معنی پناهگاه؛ به اصطلاح جایی یا کسی که آدم کنارش احساس آرامش و امنیت می کنه. کسی که وقتی به هر دلیلی حالت بده میری پیشش، حرف می زنی و اون جوری می فهمتت و قلقتو بلده که بعدش یادت نمیاد ناراحت بودی یا اصلاً چرا ناراحت بودی. به نظرم اگه چنین کسیو توی زندگیتون دارید کاژه صداش کنید.
-
- 1
-
-
یه چیزاییو رو همیشه نمیشه گفت؛ نمیشه گفت:"دلم تنگ شده، باهام حرف می زنی؟"نمیشه گفت:"غمگینم، ناامیدم، آرومم می کنی؟"نمیشه گفت:"دلت تنگ میشه؟ بغلم می کنی؟ نیازدارم بهم توجه کنی"باور کن تکرار یه چیزایی باعث تخریب آدم میشه، یه چیزایی گفتی نیست؛ واجبه، لازمه، باید طرفت خودش بفهمه.
-
ادم ها زیادی برایم تکراری شدند، میتوانم حدس بزنم ثانیه بعدی چه رفتار کسل کننده ای قرار است نشان دهند یا چه حرفی بزنند تا خراش تازه ای روی اعصابم بیاندازند. چطور میشود تا این حد غیرقابل تحمل بود؟ از ادم هایی که توهم برتری دارند و فکر میکنند آسمان باز شده و انسان ها به زمین افتادهاند حالم بهم میخورد، تفکرات پوسیده و سطحی و خودپسندانه. به گونهای خود را دست بالا میگرند که انگار تنها مخلوقات درین هستی بیپایان آنها هستند. هرچه محقر تر و پست تر، توهم بزرگ و والا بودن بیشتر...
-
- 2
-
-
-
درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمیزند نشستهام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند دل خراب من دگر خرابتر نمیشود که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند
-
تو شهری که پر از آدمه من میخواستم تو مال من باشی، برا منی که کسی جواب رد بهش نمیده، خیلی تلخه رد تماس از طرف کسی که دوسش دارم. غرور خوبه، ولی نه برا کسی که به خاطر تو غرورشو زیر پا گذاشت. من بد بودم ولی خوبیام بود که به تو میرسید. تو به من خیانت نکردی، تو به خودت خیانت کردی، اینو زمانی میفهمی که کل شهرو دربه در دنبال من بگردی. من واسه تو خودم بودم، زیرو رو نکشیدم، میدونی بحث توقع بود که ازت دست کشیدم، خندت رسید به بقیه حال خرابیت به من، تو همه چی داشتی جز لیاقت، تو کسیو بازی دادی که همه بازیاشو کرده بود. روزی التماس میکنی برای یه ثانیه بودنم. دلبندم اینا گلایه نیست، خدافظیه:)
-
- 2
-
-
یه حرف بهت می زنم، بفرست سیو مسجت، پینش کن، هرموقع دیدی دارن اذیتت می کنن بخونش و بلافاصله حذفشون کن: "روابط دوستانه یا عاشقانه ی تو باید عامل کاهش استرست باشن نه بیشتر شدنش. باید منبعی برای آروم شدن تو، پیشرفت، خوشحالی و آسون تر شدن مسیر زندگیت باشن. اونا باید باشن تا از زندگیت لذت ببری و حالت خوب باشه کنارشون. نه برعکسش. چون زندگی خودش به اندازه کافی سخت هست."
-
من دقیقا آدمیم که هرکاری میکنم تا بقیه شاد باشن ! لبشون خندون باشه ، پس بفهم ! اینکه باهات راحتم ، تموم تلاشم رو میکنم به خنده بیفتی و لبت رو خندون ببینم فقط برای اینکه برام مهمی خوشحال بودنت برام مهمه وگرنه برام کاری نداره جوری رفتار کنم که از شدت مغرور بودنم تموم بدنت از سَرمای وجودم یخ بزنه
-
- 1
-
-
اما ادمای اشتباه زندگیت بهت درس میدن، بهت یاد میدن به هرکسی اعتماد نکنی، از هرکسی انتظار نداشته باشی.. بهت یاد میدن که همیشه نیمه پر لیوانو ببینی و چشم بسته اعتماد نداشته باشی.. حواستون به ادمای زندگیتون باشه.. خیلیا نقش ادم خوبارو بازی میکنن باطنشون گربه صفت تر از این حرفاست!
-
گاهی اوقات تصور میکردم دیوانه شدهام یا اینکه با دیگران تفاوت دارم. اما من همان کارهایی را که دیگران میکردند انجام میدادم. با کمی کوشش فلسفهی افلاطون را مطالعه میکردم، اما قادر نبودم دربارهی هدف زندگیم که در تاریکی پنهان گشته بود اندیشه نمایم. آینده برایم نامشخص بود و نمیتوانستم مانند دیگران بگویم که میخواهم قاضی، پزشک یا هنرمند بشوم. اگر ممکن بود آیا میتوانستم از عهده برآیم؟ شاید سالها جستجو میکردم و سپس هیچچیز نمیشدم. زیرا هدف من خطرناک، شرور و ترسناک بود. تمام آنچه که من میخواستم فقط شناخت دنیای درونم بود ولی نمیدانم چرا این کار آنقدر مشکل بود؟
-
به یه مرحلهای از عشق رسیدم که میدونم راهی که توش دارم قدم میزارم اشتباهه، صدای شکستن قلبمو توی هر قدمی که میرم جلو میشنوم و پشت سرمو نگاه میکنم دوسدارم به عقب برگردم اما این دلِ وامونده مگه میزاره که بهش عمل کنم، همون عشقی که به جا اینکه درمانی باشه برا دردام داره ذره ذره وجودمو از توو میسوزونه و من مجبورم به سکوت، یه سکوتی که توش پر از حرفه.
-
بحث بی جنبه بودن یا زود رنج بودن نیست! فقط هر آدمی رو یه سری چیزا خیلی حساسه، از یه سری کارا بدش میاد،شاید یکی دو بار ببینه و به روی خودشم نیاره؛ولی کسایی که برات مهمن بحثشون از بقیه جداست،آدم از یه سری از آدمای زندگیش انتظار نداره،نمیتونه اون حرفارو از کسایی که با تیکه تیکه ی وجودش دوسشون داره هضم کنه! بحث بحثه انتظاره، وگرنه اگه یه غریبه اون حرفا رو بزنه یا اونطوری که دوست نداری رفتار کنه که مهم نیست! آدم از کسایی که دوسشون داره ناراحت میشه:)
