بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
نامه ای به دخترم: امیدوارم مردی رو پیدا کنی که واسه فهمیدن روحت وقت بذاره. مردی که بدونه از جهنم گذشتی و بخواد بهشت رو باتو بسازه. تو دختری دوست داشتنی و وفادار هستی که لایق بهترینایی
-
نامه ای به دخترها: دخترهای عزیز، داشتن مردی که دوستتون داره و عین یه بچهی کوچیک نازتون رو میکشه عیبی نداره. ولی اگه کسی رو پیدا کردید که بدترین رازهاش، دردهاش، نگرانیهاش و کوچکترین چیزهایی که ازشون ترس داره رو باهاتون درمیون میذاره، اون آدم بیشتر از هر چیزی دوستتون داره. و شما خیلی خوشبختید که اون آدم رو تو زندگیتون دارید. به هر قیمتی که شده هیچوقت از دستش ندید
-
- 1
-
-
تویی که هفتهی سختی رو پشت سر گذاشتی. تویی که زیر فشار و استرس زیادی بودی. تویی که حس میکنی نامرئی هستی و کسی تو رو نمیبینه. تویی که نمیدونی دیگه چقدر کشش داری. تویی که امیدتو از دست دادی. تویی که همیشه خودتو برای مشکلاتی که داری سرزنش میکنی. آره خودت. تو بینظیر و فوقالعادهای. تو این دنیا رو یه ذره جذابتر میکنی. تو کلی صبر و حوصله داری و هنوز کلی کار مونده که باید به پایان برسونی. هنوزم وقت هست... اتفاقات بهتری سر راهت قرار میگیرن، پس لطفاً بیخیال نشو و همونجایی که هستی بمون. تو میتونی
-
- 1
-
-
نامه ای به خودم : منِ عزیزم؛ از تو ممنونم برای همه چیز. تویی که بلد بودی قوی باشی، بیآنکه قوی بودن را به تو یاد داده باشند. بلد بودی بخندی و به دلخوشیهای کوچک زندگیات قانع باشی. تو بلد بودی آدمهایی که در مسیر تو قرار میگرفتند را دوست داشتهباشی و در حتی بدترینشان هم ویژگیهای مثبتی برای دوست داشتن پیدا کنی. تو بلد بودی همیشه تمام تلاشت را بکنی حتی وقتی سعی بر منصرف کردن تو داشتند. از تو ممنونم که تسلیمناپذیر بودی و تسلیم زخمهای کهنهی زندگیات نشدی، که پذیرفتی قرار نیست همیشه حالت خوب باشد و دردِ شکستهای متوالی را به لذت یک پیروزیِ دلپذیر، بخشیدی. تو بلد بودی به هر قیمتی خوشبخت نباشی و خوشبختیهای سادهی خودساخته را به خوشبختیهای بزرگ و بدون تلاش، ترجیح دادی. تو بلد بودی اهمیت ندهی به خیلی چیزها، که خیلی چیزها را نادیده بگیری و خیلی چیزها را نشنیده. بلدی بودی از محدودیتهایت فرصت بسازی و از تکههای شکستهی وجودت، پله. از تو ممنونم برای همه چیز؛ تویی که بلد بودی خودت باشی، دنبال دلخوشیهای خودت بگردی و کاری به کار هیچکس نداشتهباشی
-
دیگه هيچوقت اون «من» قبلی نمیشم. به جاش یه آدم قویتر، با برنامهتر، صبورتر، با ارادهتر و باحوصلهتر میشم. به هر خواستهای که حسرتش ته دلم مونده میرسم؛ به آرزوهای قشنگم نزدیکتر میشم. اون «منِ» بی اعتماد به نفس و افسرده دیگه وجود نداره؛ اونو توی خودم کشتم و فقط از تجربههاش درس میگیرم!
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
وقتی یه مرد عاشق باشه هيچوقت به رنگ پوستت یا اینکه چه شکلی هستی یا موقعیت خانوادگیت اهمیت نمیده. زخمها، جوشها، لاغر و چاق بودن اصلاً مهم نیست. تو همیشه براش یه دختر خوشگل تلقی میشی. اون فقط دنبال وفاداری، توجه و عشق درونته. اون کسی رو میخواد که تو پستی و بلندیا کنارش بمونه. اون کسی رو میخواد که درد و غم درونشو بفهمه. بزرگترین حامیش باشه، محرکش باشه و بهش انگیزه بده!
-
نامه ای به دخترم : تو باید بپذیری هرچقدر هم غمگین و ناامید باشی در آخر هیچکس جز خودت به دادت نمیرسه. یه روز جلوی آینه ایستادم و خودمو با تموم اشتباهاتم با همهی گذشتهی پیش اومده پذیرفتم، چون فهمیدم کلنجار رفتن برای فراموشی اتفاقات ممکن نیست اونها بخشی از زندگیاند. مثل امروز و فرداهایی که هنوز از راه نرسیدن. تو باید بپذیری و بهترین خودت باشی، تو باید بپذیری و به داد خودت برسی، تو باید بپذیری و باور کنی هیچکسی جز خودت به دادت نمیرسه!
-
ببخشید تو اصلا نفهمیدی چس نوشته شده لطفا با دقت تر بخون شاید چیزی ازش فهمیدی رو هوا و هوس خودت نظر نده ممنون فعلا سنت پایینه البته بهت حق میدم بازم تشکر از نظرت
-
دنیا به زنهای مقاوم نیاز دارد؛ زنهایی که بیتوجه به محیط پیرامونشان، مشتاق، سرزنده و پرانرژی هستند؛ زنهایی که از گفتن حقیقت یا بیان اعتقاداتشان نمیترسند؛ سرشار از استعداد، عاطفه و مهربانی هستند؛ خودشان را با مردها مقایسه نمیکنند یا با سایر زنها نمیجنگند، بلکه همهی انسانها را همانطور که هستند، میبینند و همواره در جستوجوی زندگی بهتر و عشق پایدار هستند
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
نامه ای به دخترم : دخترم، اگر به تو گفت اینستاگرام خود را پاک کن، فلان لباس را نپوش، با آن دوست قطع ارتباط کن، روی پروفایل تلگرام عکس خود را قرار نده و... ، تو تن به این خواسته های احمقانه نده و از او دوری کن. او میخواهد تو را کنترل کند، به تمام حرف هایش هم که گوش دهی، باز مورد جدیدی برای کنترل کردن تو پیدا میکند. او تو را نمی خواهد، بلکه دوست دارد از تو عروسک دلخواه خود را بسازد. من که پدرت هستم حق چنین دخالتهایی را ندارم، چه برسدبه پسرک قدرت طلبی که حضورش هم تاریخ انقضا دارد.
- 15 پاسخ
-
- 3
-
-
-
می دونی چقدر دوستت دارم؟ راستش خودمم نمی دونم چون تا میام حسابش کنم ثانیه ها میگذرن و حسم بیشتر می شه، ولی می دونم انقدری دوستت دارم که دلم می خواد پلک نزدنو یاد بگیرم که وقتی زل می زنم تو چشمات حتی یک صدم ثانیه رو هم هدر ندم. انقدر دوستت دارم که حتی اگه قلبمو بگیری تو دستات و بشکونیش، دستاتو باز می کنم و تیکه های قلبمو آروم آروم ازشون جدا می کنم که مبادا تیکه های شکستم دستاتو زخمی کنن. بهت گفتم هرثانیه حسم بیشتر می شه؟ ببین حتی وقتی داری اینو می خونی، بیشتر از وقتی که نوشتمش دوستت دارم
-
سن ۱۶ تا ۲۳ سالگی آسون نیست. دوستاتو از دست میدی، کلی اشتباه میکنی، از پا میفتی، شکست میخوری، متوجه خیلی چیزا میشی، با واقعیت مواجه میشی، خودت رو از دست میدی ولی در آخر خودت رو پیدا میکنی و قویتر میشی و اون سنین هنوزم جز بهترین سالهای عمرت هستن
-
فرمول مهربونی اونقدرها هم سخت نیست. اون آدمی که بهش میگی زشت، دست کم چند نفری رو داره که براشون خوشگلترین آدم دنیاست. اونی که بابت اضافه وزنش سرزنشش میکنی، کلی اخلاق خوب داره که دوستاش عاشقشن. اونی که دائم نداشتههاشو توی سرش میزنی، شاید با همون داشتههای کمش آرامشی داره که خیلیا ندارن. زندگی یه فرمول سادهست. اگر میتونی آدما رو همونطوری که هستن دوست داشته باش، ولی اگر نه، مجبور نیستی با گذاشتن یه زخم بزرگ توی دلشون همراهیشون کنی. باور کن فرمول مهربونی اونقدرام سخت نیست. فقط کافیه کسی رو نرنجونی
-
مهم نیست تو منو پیدا کردی یا من تورو، مهم نیست اول تو پیام میدی یا من،مهم نیست جایی که میریم تو حساب میکنی یا من،مهم نیست کجا باشی و کجا باشم. مهم اینه هر جا باشی و باشم بیشتر از همه دوستت دارم و تو قشنگترین چیزی هستی که تو قلبم برای همیشه نگه میدارم
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
عشق ورزیدن اونجایی که شاملو به آیدا میگه: محبوبِ من؛ در آغوشم زندگی کن! آینده از آنِ ماست دیروز دوستت داشتم امروز دوستت دارم فردا و فرداهای دیگر دوستت خواهم داشت این دل به فدای بودنت...
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
نگید "بغلم کن." مثل شاملو تو یه برگه براش بنویسید: " آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن و گریز از شهر." اینجوری بدون اینکه گفته باشید بغلتون میکنه ولتونم نمیکنه. تازه هم شما بغل شدید و هم اون ذوق کرده
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
آیدای من..! آیدای یگانه، آیدای بی همتای من! قلب من فقط به این امید می تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می توانم آن را ببینم، او را ببویم، اورا ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم.
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
دور خودت دایره ای بکش دایره ای به وسعتِ بیخیال بودن ... دایره ای که قضاوتهای بی منطقِ دیگران را ، از افکارت تمیز دهد ... باور کن هیچ چیز در این جهان برقرار نمی ماند ! اتفاقات برای افتادنند ... زبان برای حرف زدن ... و لحظه ها برای گذشتن ... به همین سادگی !! همه چیز ، مهیاست تا فقط زندگی کنی . قضاوت هایشان را بیخیال ... اگر زبانی بیهوده چرخیده ؛ دلیلی ندارد فکری هم بیهوده مشغولِ چرایی اش باشد ... شاد باش و خوبی کن ! فرصت زیادی نمانده ... لحظه ها دارند تمام می شوند ..
-
- 1
-
-
اگر بنا به رفتن داريد بار و بنديلتان را جمع كنيد و برويد جانِ عزيزتان،بهانه های خنده دار نياوريد؛ سرم شلوغ است... حوصله ندارم... زندگی ام پاشيده... همه هزار و يك بدبختی دارند، مهم "اولويت بندی هاست" شما كه عينِ خيالتان نيست ولی به طرفتان فكر كنيد كه ذهنش پر از علامت سوال ميشود... پر از مقايسه پر از انتظار... اينطور رفتن ها،تهِ بی معرفتی ست!
-
- 1
-
-
ذات آدما هیچوقت عوض نمیشه، اینقدر زور نزنین ازشون کسی رو بسازین که خودتون میخواین، تلاشتون بیهوده است ...! مثل گندم باش زیرخاک می برندش باز می روید پرتر زیرسنگ می برندش آرد میشود پر بهاتر آتش می زنندش نان میشود مطلوب تر به دندان می جوندش جان می شود نیرومندتر ذات باید ارزشمند باشد
-
- 1
-
-
پدر پدر که باشی،کُت را برشانه فرزندت میاندازی چهرهات خشن میشود و دلت دریایی،آرام نمیشوی تا تکه نانی بیاوری پدر که باشی میخواهی ولی نمیشود نمیشود که نمیشود. در بلندایی از این شهر مُشتِ نشدنها بر زمین میکوبی پدر که باشی عصا میخواهی ولی نمیگویی هر روز خَمتر از دیروز مقابل آینه تمرین محکم ایستادن میکنی پدر که باشی حساس میشوی به هر نگاه پرحسرت فرزندت به دنیا، تمام وجود خودت را محکوم برآوردن آرزوهایش میکنی پدر که باشی در کتابی جایی نداری و هیچ جایی زیر پایت نیست، بیمنت ازین غریبهگی هایت میگذری تا پدر باشی پشت خندههایت فقط سکوت میکنی. پدر که باشی به جُرم پدر بودنت حکم همیشه دویدن را برایت بریدهاند. بی هیچ اعتراضی فقط میدوی و درتنهائیت نفسی تازه میکنی. پدر که باشی پیر نمیشوی ولی یک روز بیخبر تمام میشوی و پُشتها را خالی میکنی با تمام شدنت حس آرامش را بعد از عمری تجربه میکنی پدر که باشی دربهشتی که زیر پای تو نبود هم، دلهرههایت را مرور میکنی.
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
ميدانی جانم! صبح ها همين كه صدایِ سوت کشیدنِ کتری رویِ اجاق را بشنوی، بویِ نانِ سنگکِ تازه يِ صبحِ زودِ پدر به مشامت برسد، و صدايِ صبحانه حاضر کردنِ مادر از آشپزخانه بیاید، يا وقتی عطرِ قرمه سبزی هايِ ظهرِ جمعه اش تويِ خانه ميپيچد و هوش از سَرت ميبرد، همين كه چشمت ببينتشانُ گوشَت نفس هايشان را بشنود، همین که آغوشِ گرمشان را لمس كنیُ بگویی "چقدر دوستشان داری" يعنی "صبحت بخير" شده! جمعه و شنبه اش فرقی نمیکند، صبح هایِ بودنشان همیشه بخیر می شود ...
-
هنوز هم به دوست داشتنت وفادارم با اينكه از درد دلتنگى آتش گرفتم سوختم خاكستر شدم ولى باز هم باد خاكسترم را سمت تو آورد !
-
کاش میشد بعضی چیزا رو از ذهن پاک کرد کاش میشد خاطرهها تو یه روز برای آدم تمومشن کاش مغزمون تاریخ مصرف داشت مثلا آدما بعد یه مدت همه خاطرهها حرفا و احساسا رو پاک میکرد و دیگ هیچوقت سراغشون نمیرفت
-
هر قدر سنم بیشتر میشود کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم اهمیت میدهم. از این رو هر چقدر پخته تر میشوم بیشتر از زندگی لذت میبرم. حذف کردن آدمها از زندگیم به این معنی نیست که ، از آنها متنفرم!!! معنای ساده اش این است که برای خودم احترام قائلم. هر کسی قرار نیست به هر قیمتی تا ابد با من بماند. لطف بسیار بزرگی در حق خودمان خواهیم کرد اگر کسانی که روحمان را،مسموم میکنند را رها کرده و به آرامش پناه ببریم ...
-
- 1
-
