بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2500 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
82
تمامی مطالب نوشته شده توسط Black_wolf
-
امروز یه پیر مرد پیرزنی، رو صندلی کنار پارک نشسته بودن که یهو پیر مرده برگشت به زنش گفت: "قربون خدایی برم که تورو آفرید". نمیدونم پیرزنه اون لحظه چه حسی داشت ولی حقیقتا قربون صدقه به این قشنگی ندیده بودم و دلم از این عشقا خواست
- 28 پاسخ
-
- 2
-
-
تصور کن یه روز از خواب پاشیم دقیقا پیش من رو تخت باشی ، و با ترس واست تعریف کنم که یه خواب بد دیدم که دور بودیم از هم و اینا ، بعد کلی ببوسمت کلی بغلت کنم ، خودم روتین صبح گاهیتو واست انجام بدم ، واست صبحونه بچینم باهم فیلم ببینیم بخندیم بریم پارکا قدم بزنیم و آخرش شبو یه دل سیر نگات کنم و دست در دستت بخوابم؛"
- 28 پاسخ
-
- 2
-
-
رمانتیکترین دیالوگی که اخیرا شنیدم ؛ نمیدونم میتونیم حال همو خوب کنیم یا نه... یا در آینده میتونیم برای هم خوب باشیم یا بد ! ولی من میخوام بجنگم برای تو ... و تو بشی زیباترین نبردی که توش برنده میشم
- 28 پاسخ
-
- 2
-
-
سنت که میره بالا نه برای موندن آدما اصرار میکنی، نه به زور وارد زندگی کسی میشی، نه تلاش میکنی دوست داشتنی باشی، بزرگتر که بشی میفهمی خود واقعیت باشی، چون میدونی کسی که دوست داشته باشه هیچ جوره از دستت نمیده و رهات نمیکنه
- 8 پاسخ
-
- 3
-
-
-
من واسه خودم رفیق بودم، دشمن بودم، به خودم خوبی کردم و بدی کردم، خودم خودمو گم کردم و پیدا کردم، پس اگه هیچکی هم نباشه من برای خودم هستم و همین کافیه!
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
من بیشتر زندگیم نذاشتم که آدم ها بهم نزدیک بشن چون میترسیدم، از شکستن قلبم میترسیدم، از تنها شدن بعد از رفتن آدم ها، از گریه های دلتنگی، از شب های سخت و اورثینک، از بی توجهی شخصی که دوستش دارم، از بی اهمیتی، از فشرده شدن قلبم بخواطر رفتنشون، از اینکه اگه دقت کنن چی ممکنه در من ببینن، دور خودم رو دیوار کشیدم و بقیه رو از خودم دور کردم، و بعدش با تو آشنا شدم و حس کردم که تمام دیوار هام دارن فرو میریزن. تو تنها کسی بودی که نتونستم جلوش مقاومت کنم و دور نگهش دارم؛"
- 6 پاسخ
-
- 3
-
-
نه اینکه هیچکی و بهتر از تو ندیده باشم نه! ولی حسی که از تو میگیرم و از هیچکس دیگه ای نتونستم بگیرم! چرت و پرتایی که باتو میگمو به هیچکس دیگهای نمیتونم بگم و بخندم! حرفای دلمو بدون فکر کردن به جز تو به هیچکس دیگه ای نمیتونم بفهمونم! چون تو بخشی از وجودم شدی و وجودت لازمهی زندگیمه؛ من حالم از خودم بهم میخوره اما تو رو انقد دوست دارم، اونقدر که کنارت دیگه از خودم بدم نمیاد، احساس میکنم همون چیزیم که باید باشم. دوست داشتن تو یعنی دوست داشتن خودم
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
من هرگز در زندگی بهاندازهی الآن که خودم را بهتمامی به تو سپردهام، احساس امنیت نکردهام
- 6 پاسخ
-
- 2
-
-
آدم عجيبي ام صبر ميكنم و با همه ي اخلاقاي طرف كنار ميام بعد يه روز ميرسه كه صبرم تموم ميشه و جوري بيخيالش ميشم و ازش ميگذرم كه انگار اصلا از اولش وجود نداشته
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
تو موهات مشکی باشه، مشکی قشنگه. زرد باشه، زرد قشنگه. تو لاغر باشی، لاغر بودن قشنگه. توپُر باشی توپُر بودن قشنگه. تو بخندی، خنده قشنگه. تو حرف بزنی، اون حرفه قشنگه. تو هر لباسی بپوشی اون لباسه قشنگه. از چیزای زشت هم اگه خوشت بیاد، دقیقا همون چیزام قشنگه. میبینی؟ همه چیز وقتی مربوط به تو باشه قشنگه. به قول سهراب سپهری: “پیلهات را بگشا، تو به اندازهی پروانه شدن زیبایی
- 6 پاسخ
-
- 2
-
-
چه کسی بهت صدمه زده؟ +فکر کردن بیش از حد، اخبار این روزا، انتظاراتم از بقیه، رفتار خوبم با کسایی که ارزشش رو نداشتن، امید های بیجام به همه چیز، نگرش مثبتم به همه، اهمیت به کسانی که میدونستم جایگاهی تو زندگیم ندارن، گوشیم، درسام و کنکور به همراه آموزش مجازی و حضوری، ترس هام برای از دست دادن آدم های زندگیم و استرس برای ساده و بی اهمیت ترین چیزها
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
من دوست دارم با تو آسمون و لمس کنم، میدونی منظورم از لمس کردن آسمون چیه؟ مثل وقتی که بهت میگم حالم خوب نیست و تو نگرانیت رو بهم نشون میدی، مثل وقتی که ازم تعریف میکنی و دلم یهو میریزه، موقع هایی که باهم حرف میزنیم و من حس میکنم از دنیای واقعی دور شدم و توی خود رویام، مثل وقتی که بغلم میکنی و سرمو فشار میدی رو سینت و موهام رو بو میکنی، دقیقا مثل وقتی که حرصت رو در میارم و سعی میکنم جلوی لبخندم رو بگیرم. تو دقیقا همونی هستی که من میتونم باهاش آسمون رو لمس کنم
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
دلم میخواست باهات حرف بزنم، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فک میکنم، به یاد خودم نیستم، بهت بگم برای چند لحظه هم که شده همه رو جز من از دنیات بزار کنار، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برای اخرین بار میتونی صدام رو بشنوی، میخواستم بگم هنوزم صدای نفسهات منو به زندگی برمیگردونه، نگفتم، من این روزا انقد بیقرارم که چشمام درونمو زار میزنه، اما وقتی تو ازم خبر نداری یعنی مدتهاست که منو ندیدی، ندیدی چون نخواستی، وقتی نخواستی یعنی حتی اگه بهت میگفتم هم فرقی نمیکرد
-
لایککککککککککککککککک
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
حق متن زیبای بود اره واقعا کافیه .... لایک
- 6 پاسخ
-
- 3
-
-
خودت عالی هستی و ممنون از محبت شماا دوست عزیز
- 6 پاسخ
-
- 1
-
-
ممنون ازتون دستت درد نکنه باعث افتخار شما متن های منو میخونی و لایک میکنی
- 6 پاسخ
-
- 1
-
-
دقیقا خوبه ک یه نفرو داشتی خوب یا بد یادت داده و کاری کرده هم خودتو بشناسی هم اطرافتو ممنون از نظرات شما و لایک هاتون
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
بله شما درست میفرمایید ب امید اینکه همه یه اکیپه اینجوری داشته باشم قابل اعتماد و درک دور از هر احساس دوست داشتن و عاشقی و فریبنده ممنون بابت لایک و نظرات شما
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
«بیا یک دلِ سیر زندگی کنیم..» بیا سخت نگیریم به دنیا، به خودمان، به آدمها... بیا هر صبح که بیدار شدیم؛ بدون پیشبینیِ اتفاقات روزمره، حالمان خوب باشد و از تجربههای تازه نترسیم. ما آمدهایم بچشیم، مزه مزه کنیم و فرق میان خوب و بد را بفهمیم. چطور آسایش زیر دندانمان مزه کند وقتی سختی ندیدهایم.. و چطور شادمانی و فراغت به وجودمان بچسبد وقتی طعم تلخی و غصه را نچشیدهایم؟ ما آمدهایم که تجربه کنیم و یاد بگیریم در هرحال و شرایطی، فرکانس وجودیمان، مثبت بماند. در این عرصهی غیرقابل پیشبینی، مهمترین مسئله این است که یک دلِ سیر زندگی کنیم،خوشیها را در آغوش بکشیم، ناخوشیها را کنار بزنیم.. و قدردانِ چیزها و آدمهای خوبی باشیم که داریم
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
خوشبختی یعنی یه اکیپی که متشکل از دختر و پسره و فارغ از نگاه جنسیتی به هم، مثل یه دوست همیشه کنار همدیگه هستن و از همدیگه حمایت میکنن
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
انقدر حرص حرف و حدیث های پوچی که پشت سرتون میزنن رو نخورید به قول شیخ بهایی: « آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست؛ وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست؛ حال متکلم از کلامش پیداست؛ از کوزه همان برون ترآود که در اوست
-
- 2
-
