بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
977 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
37
تمامی مطالب نوشته شده توسط Mariam
-
مچکرمزیبا می بینید
-
زندگی می کشد آخر به کجا کارت را باید از دور تماشا بکنی یارت را روز دیدار خودت را به ندیدن بزنی شب ولی دوره کنی لحظه دیدارت را
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
پر شده ام از نیمه ای که پر نباید میشدم: )
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
باز پاییز و خیابان و من و ای کاش تو لحظه های مهر و آبان و من و ای کاش تو چشم های تا سحر بیدار با حسی غریب پرسه ها در زیر باران و من و ای کاش تو ازدحام توی مترو پچ پچی از هر طرف ایستگاهی رو به پایان و من و ای کاش تو کافه دنجی و میزی و صدای چاوشی سرفه و سیگارو فنجان و من و ای کاش تو آن جوان که میزند گیتار یادم رفته بود ضلع غربی دور میدان و من و ای کاش تو کوچه های ساکت و تاریک اما منتظر شورش آن عشق پنهان و من و ای کاش تو یک شب تب دار دیگر عطر و آغوشت کجاست مستی و حال پریشان و من و ای کاش تو شعر می خوانم برایت حالم اصلا خوب نیست گوشه ای در بام تهران و من و ای کاش تو
- 2 پاسخ
-
- 5
-
-
-
عالی
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
به حال آرزوهای محال خویش می گریم
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
امروز خم شدم و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمده بود،آرام گفتم:چیزی را از دست ندادی. -آلبرکامو
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
دوست داشت در جهانی خالی از هرگونه شرارت و ظلم زندگی کند؛اما متاسفانه تمام دنیاهایی که می توانست انتخاب کند پر از انسان بودند...
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
سن یاریمین قاصدی سن ایلن سنه چای دئمیشم خیالینی گوندریب دیر بسکی من آخ ، وای دئمیشم آخ گئجه لَر یاتمامیشام من سنه لای ، لای دئمیشم سن یاتالی ، من گوزومه اولدوزلاری سای دئمیشم هر کس سنه اولدوز دییه اوزوم سنه آی دئمیشم سننن سورا ، حیاته من شیرین دئسه ، زای دئمیشم هر گوزلدن بیر گول آلیب سن گوزه له پای دئمیشم سنین گون تک باتماغیوی آی باتانا تای دئمیشم ایندی یایا قیش دئییرم سابق قیشا ، یای دئمیشم گاه توییوی یاده سالیب من دلی ، نای نای دئمیشم سونرا گئنه یاسه باتیب آغلاری های های دئمیشم عمره سورن من قره گون آخ دئمیشم ، وای دئمیشم ترجمه: تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای آماده کرده ام خیالش را فرستاده بس که من اخ و وای گفته ام چه شبها که نخوابیدم و برای تو لالایی گفته ام تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد هرکس به توستاره بگوید،خودم به تو ماه گفته ام هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام غروب خورشید وار تو را،من مثل غروب ماه می دانم قبلا زمستان را چو تابستان می دانستم؛ولی حالا تابستان را زمستان می دانم گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای گفته ام بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته پ.ن:چه سوزی داره صدای شهریار: )...
-
- 1
-
-
شاید سخت اما امیدی هست به پایانی زیبا...
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
( :چقدر این متن رو زندگی کردیم
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
"انسان ها استعداد بالایی در خود-تخریبی دارند.فقط آن هایی که عاشق چیزهای شکسته اند علتش را می دانند". -لو آندریا کالیوارت
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
ویحدث ان یبکی فیک کل شیء الا عینیک... گاهی تمام وجودت گریه می کند جز چشمانت... غاده السلمان
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
یه چیزایی آزارم میده که متاسفانه حرف زدن در موردشون بیشتر آزارم میده...
- 129 پاسخ
-
- 1
-
-
یادت باشد روزگاری که از سر میگذرانیم مملو از اندوه و اضطراب و خشم است. اشکالی ندارد اگر زیاد گریه میکنی، ایرادی ندارد که از پس کارهای معمولت برنمی آیی و اصلاوابدا عجیب نیست که بعضی وقتها رفتارهایی ازت سر میزند که خودت هم موافقشان نیستی. ما در دوران آسیبها و آشفتگیها زندگی میکنیم. از ما آدمهای شکننده و بی آینده ساخته اند تا رمز زندگیمان تا به آنجا و هرکس به شیوه ی خودش در تاب آوردن خلاصه شود. تویی که کارت شده تحمل کردن، شاید شناکردن را از یاد برده باشی ولی در غرق نشدن خبره و ماهر شده ای =))
- 129 پاسخ
-
- 2
-
-
