بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
ولی اگه کسی ساعت ۳صبح دید بیدارین و بهتون پیام داد،تحویلش بگیرین چرت و پرت هم گفته بود،تحویلش بگیرین یه دردی باعث شده اون ساعت هم صحبت بخواد...
-
تختش تابوته اتاقش زندونش؛ زندگیش کابوسه اشکاش مهمونش.
-
یه روز تو زندگی هرکس یه نفر میره که بعد رفتنش بقیه رفتن هارو میشه تحمل کرد؛ به قول رشیدی سمرقندی: چون بی تو گذشت،بگذرد بی دگران!
-
آدم وقتی تنهایی از پس یه سری اتفاقات بر میاد دیگه بعدش براش مهم نیس کی کنارش میمونه و کی از پیشش میره...
-
وقتی میگیم شاملو،یاد آیدا میوفتی و حواست به زن اول و دومش نیست! وقتی میگیم شهریار،یاد ثریا میوفتی و حتی نمیدونی یه روز دختری به اسم لیلا عاشق شهریار بوده! همیشه تو داستانا یکی هست که بیشتر عاشق بوده،بیشتر اذیت شده،بیشتر نادیده گرفته شده،ولی خب هیچوقت اونطوری که باید دوست داشته نشده و خیلی زود فراموش شده.
-
تنها بودن خیلی خطرناک و اعتیاد آوره،چون وقتی متوجه بشی تنهایی چقد آرامشبخشه،دیگه نمیخوای با مردم سروکله بزنی
-
جایی دورتر از خودم ایستادهام به تماشای کسی که جای من زندگی میکند چه بی رحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی.
-
ولی حرفایی که باهاشون بقیه رو آروم میکنم رو خودم هیچوقت تاثیر نداشتن
-
همیشه گفتم امشب هم به صبح میرسه،فردا میشه،امشب برای همیشه نمیمونه ولی این شبا دیگه به صبح متصل نمیشه؛الان سالهاست که شبه.
-
بگذار بگویند مردم گریز بود من که حسابی دلم برای خودم تنگ شده است(:
-
هیچوقت وقتی گرسنهای خرید نرو! چون چیزای اشتباهی رو برمیداری تو زندگی هم همینه هیچوقت وقتی احساس تنهایی میکنی تو رابطه نرو ممکنه ادم اشتباهی رو انتخاب کنی(: راجع بهش فکر کن چون وقتی ناچاری چیزایی رو برمیداری که میخوای نه چیزایی که بهشون نیاز داری...
-
قسم میخورم که دارم تمام تلاشم رو میکنم،ولی اگه یه روز بیدار شدی و من نبودم....متاسفم...
-
من سرگذشتِ یأسم و امید با سرگذشتِ خویش: میمُردم از عطش، آبی نبود تا لبِ خشکیده تر کنم میخواستم به نیمهشب آتش، خورشیدِ شعلهزن بهدرآمد چنان که من گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم با سرگذشتِ خویش من سرگذشتِ یأس و امیدم…
-
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم …. مرا فریاد کن !
-
اندیشیدن در سکوت آن که میاندیشد بهناچار دَم فرو میبندد اما آنگاه که زمانه زخمخورده و معصوم به شهادتش طلبد به هزار زبان سخن خواهد گفت
-
گر بدینسان زیست باید پست من چه بیشرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچهی بنبست. گر بدینسان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه یادگاری جاودانه، بر ترازِ بیبقایِ خاک
-
مگذار دیگران نام تو را بدانند … همین زلال بیکران چشمانت برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست!
-
عاشق که میشوی تمام جهان نشانه معشوقه ات را دارندیک موسیقی زیبا ، یک فنجان قهوه ی تلخ ، یک خیابان خلوت و ساکتبه آسمان که نگاه میکنی کبوترانی ...
-
هنرمند بدون استعداد هیچ است ، و استعداد بدون تلاش هیچ است.
-
جایی که کلمات ناکام بمانند ، موسیقی سخن میگوید.
-
در این که زن یک اثر هنریست شکی نیستانسان به طور کلی یک اثر هنریست به شرطی کهانسانیت را قدر بداند و نگهش دارد...
-
چهار سال طول کشید تا مثل رافائل نقاشی کنم، اما یک عمر طول کشید تا یاد بگیرم چطور مثل یک بچه نقاشی کنم!
-
دنیای امروز با عقل جور در نمیآید، چرا نقاشی های من باید با عقل جور دربیایند؟
-
هنر اگر چه نان ندارد، اما شراب زندگیست...
-
ما محتاج هنریم تا حقیقت هلاکمان نکند.
