بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
کیفیت خودتونو ببرید بالا، آدمِ درست حسابی، آدمِ درست و حسابی میپسنده!
-
وقتے قدرتو نمیدونن، سکوت میشه بهترین حرف، و نبودن میشه بهترین حضور.
-
آدما رو برای ناامید کردنت مقصر ندون ، خودت رو مقصر بدون که زیادی ازشون انتظار داشتی
-
زندگی ساختنی است نه ماندنی بمان برای ساختن نساز برای ماندن منتظر نباش... کسی برایت گل بیاورد خاک را زیرورو کن... بذر را بکار از آن مراقبت کن... خود صاحب گل خواهی شد
-
وجود دارن دخترایی که مهربونن، نسبت به پول بیتفاوتاند، وفادارن، کم توقعاند اما نیست پسری که بتونه دلشونو بدست بیاره..!
-
روانشناسی میگه : کسی که برای چیزهای کوچک گریه میکند بی گناه است و قلب پاکی دارد اگر کسی سر مسائل احمقانه و کوچک عصبانی شود ؛ "به عشق بیشتری نیاز دارد"
-
گاهی پیش میاد برای داشتن بعضی چیزها تو زندگیمون خیلی عجله می کنیم و وقتی نمیشه احساس نا امیدی می کنیم. اماهر چیزی زمانی داره و حکمتی پشتش هست که ما نمی دونیم.. پس صبور باشیم.
-
اون عطر نیست که جدایی میاره؛ اخلاقته.
-
ما تو ریاضی یه مفهومی داریم: به نام یونیک یونیک ینی منحصر به فرد یعنی یه دونه درواقع یعنی بی مانند بی مثال یعنی یگانه یعنی بی همتا یعنی شبیهش نیست توعم یونیکی شبیهت وجود نداره : ))
-
بدم میاد، بدم میاد از اینایی که تا سرشون گرم میشه آدم رو فراموش میکنن، از آدم هایی که موقع مود پایینشون و تو تنهایی هاشون و بیکاری هاشون یادت میفتن و تا چهارتا آدم میبینن جوگیر میشن و همه چیز یادشون میره و ولت میکنن و میرن دنبال مسخره بازی های خودشون..
-
گاهي دوست داشتن پنهان بماند قشنگ تر است بايد درك كرد بايد فهميد بايد كشف كرد ؛ « دوست داشتن دل ميخواهد نه دليل »
-
Cheqad khube ketab moarefi mikonid
- 8 پاسخ
-
- 5
-
-
در نهایت منی که تو قدرشو ندونستی، عشق خودشو پس میگیره و این عشق رو به خودش میده و یک روزی یک نفر بهتر از تو دوستش خواهد داشت، به هر شیوه ای که تو نتونستی.
-
تو رو میخوام برای پنجاه سالگی، شصت سالگی، هفتاد سالگی، تو رو میخوام برای خونهای که تنهاییم، تو رو میخوام برای چای عصرانه، تلفن هایی که میزنن و جواب نمیدیم، تو رو میخوام برای تنهایی، تو رو میخوام وقتی بارون است، برای راهپیمایی آهسته دوتایی، نیمکت های سراسر پارکهای شهر، برای پنجره بسته و وقتی سرما بیداد میکنه، تو رو میخوام برای پرسه زدن های شب عيد، نشون كردن يک جفت ماهیقرمز، تو رو میخوام برای صبح، برای ظهر، برای شب، برای همه عمر.
-
بغلت میکنم، وقتی که کلمه ای برای بیان احساساتت نداری. زخمای روحتو پیدا میکنم و میبوسمشون. حرفای نگفتتو از توی چشمات میخونم و پیشت میمونم. نمیذارم تسلیم بشی. نمیذارم عقب بکشی. وقتی زمین خوردی و نای بلند شدن نداری؛ دستتو میگیرم و رو به جلو هلت میدم. کنارتم تا با حضورم دلت گرم بمونه. نمیذارم توی تاریکی گم بشی. نور میشم. فانوس میشم و راهتو بهت نشون میدم. وقتی هوای زندگیت ابریه، بارون میشم و میبارم تا حالت بهتر شه. ازت دور نمیشم. باهم درستش میکنیم. ما بهم نیاز داریم.
-
من راجع به تو چیزی نمیگم اما تو از چشمام سرازیر میشی، همون تیری میشی که قلبم میکشه، موج عصبی میشی که از سَرَم رد میشه، بی حوصلگی تمام روزم میشی، میل نداشتهام به غذا میشی، دود میشی میزی تو ریه هام، overthink آخر شبام میشی، بیخوابیام میشی.
-
شیک و آیس لته که هیچی، کنارت حتی چای نبات تو استکان باریک هم میچسبه. بام تهران و پل طبیعت که هیچی، کنارت حتی روی پل هوایی نشستن هم میچسبه. مهمونی و پارتی که هیچی، کنارت حتی فوتبال دستی تو پارک هم میچسبه. پیتزا و همبرگر که هیچی، کنارت حتی فلافل چرک و کثیف سر چهارراه هم میچسبه. دراگ و الکل که هیچی، کنارت حتی کام گرفتن از بهمن هم میچسبه. ویلای کردان و دماوند که هیچی، کنارت حتی زندگی کردن تو دل شلوغی و دود و دم تهران هم میچسبه. مهم نیست کجا باشم، تو چه شرایطی باشم، حالم چطور باشه، مهم اینه که وقتی هستی از دنیا و همهی آدماش بینیازم.
-
اگه مخدر بودی، باهات اور دوز میکردم. اگه دریا بودی، غرقت میشدم. اگه جنگل بودی، توت گم میشدم. اگه آسمون بودی، برات پرواز میکردم. اگه مشروب بودی، دائم الخمر میشدم. اگه جادو بودی، هری پاتر میشدم. اگه خودکار بودی، نویسنده میشدم. اگه کتاب بودی، دانشمند میشدم. اگه زندگی بودی، معجون جاودانگی میخوردم. اگه جهنم بودی، آتیش گرفتن و با جون و دل میپذیرفتم. اگه قهوه بودی، تا ابد بیدار میموندم. اگه سرطان بودی، واست میمردم.
-
وقتی اون ترکت کرد و تو شکستی، نپرس چرا. تو کافی بودی. انقدر کافی که اون توان حمل کردنش رو نداشت.
-
تراپی کافی نیست، باید از اول به دنیا بیام.
-
تو استکان هیچکس دریا نریزید. تو استکان هیچکس دریا نریزید. تو استکان هیچکس دریا نریزید. تو استکان هیچکس دریا نریزید.
-
مثل یه بچه که توی جمعیت شلوغ مامانشو گم کرده. بی پناه. سردرگم. گریان. از اینور به اونور. با نگاهم به همه التماس میکردم که کمکم کنن ولی در عین حال از همشون میترسیدم. غریبه بودن. غریب بودم. اومدی دستمو گرفتی گفتی چیزی شده؟ میتونم کمکت کنم؟ کمکم کردی. توی همون نگاه اول، به چشمات اعتماد کردم. یه جاهایی که حتی همون مامانه هم پشت بچش نبود، بودی. شدی نزدیک ترین آدم امن زندگیم. بردی منو به بالاترین نقطه خوشبختی و بعد یهو، ولم کردی. پرت شدم. سقوط آزاد به اعماق بدبختی. تنها شدم. اگه میدونستم تهش اینطوریه که خب اینقدر بهت نزدیک نمیشدم. اگه میدونستم یه روزی توام میری که خب همون روزایی که گم شده بودم، دعا میکردم کسی پیدام نکنه. غریب بودن بین غریبه ها رو میشد تحمل کرد ولی غریب شدن مهمترین آشنای زندگیم، خود مرگه. من دیگه فقط، تظاهر میکنم که زندم. از دور یه وقتایی یه خبر از این جنازه بگیر.
-
رها کن. مگر ندیدی هرکه اهمیت میداد غمگین تر بود؟
-
میپرسه خوبی ؟ میگم خوبم، ولی دروغ میگم، خوب نیستم دل و دماغ زندگی کردن هم ندارم، خسته شدم مدام تو گوشیم تا خودمو سرگرم کنم اما با همین چندتا آدمی که تو مجازی هم ارتباط دارم جر و بحث میکنم ،فیلم میبینم ولی هیچی از فیلم متوجه نمیشم خستم؛ آهنگایه مورد علاقم دیگه کفاف نمیدن دیگه دارم کم کم از اهنگهایی که یه زمانی قفلیم بودن حالم بهم میخوره، دوست دارم مثل یک خرس به خواب زمستونی برم بدون هیچ دغدغه ای؛ ولی با این حال و این همه آشفتگی روحی تو بازم ازم بپرسی خوبی، جوابم میدم خوبم تا مبادا ذهنت درگیر بشه که چرا حالم بده.
-
از وقتی باهاش وارد رابطه شدم اخلاقم بهتر شده و اروم ترم، بهتر درس میخونم، آشپزیم بهتر شده، صبحونه میخورم، تایم خوابم تنظیم شده، کمتر غر میزنم و نا امیدم، بعد بیدارشدن دلم نمیگیره، شاید تو رابطه بودن با آدم درست این شکلیه.
