رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ɑɍɛẕőǚ

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    493
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

تمامی مطالب نوشته شده توسط ɑɍɛẕőǚ

  1. ɑɍɛẕőǚ

    بافقی...

    خلاصه ک ،،،هر کسی رو ی چیزی می کشد
  2. کی میره این همه راهو قبل همه چی باید اون ادم مناسبش پیدا بشه وگرنه هرکسی لایق این همه وقت گذاشتن نیس
  3. ɑɍɛẕőǚ

    دوستانه

    هر روز نفری نهایت سه تا پست بزاره عالیه ،،، تا میام میبینم کل صفحه رو فقط ی اسم احاطه کرده
  4. ɑɍɛẕőǚ

    دوستانه

    منو جزو لایک کرده ها حساب کن
  5. ɑɍɛẕőǚ

    دوستانه

    عاغا چ خبرتونه ؟؟ پست نمیزارین نمیزارین وقتیم میزارین پشت سرهم و زیاد میزارین ؟؟ ی ترمزی بزنین ماهم بهتون برسیم اه از همین تریبون از دوستان عزیزی ک پستاشون مونده ‌پایین و بنده لایکشون نکردم شخصا معذرت میخام
  6. ɑɍɛẕőǚ

    :>

    عااالی ،،،، عشق واغن جرات و شجاعت میخاد
  7. ɑɍɛẕőǚ

    سلام

    ما هم از ی جایی کپی میکنیم
  8. ɑɍɛẕőǚ

    سلام

    سلام و درود ،،، حلالت
  9. عااالی عزیزمم❤❤
  10. ɑɍɛẕőǚ

    🌹به نام زن🌹

    مچکر
  11. ɑɍɛẕőǚ

    🌹به نام زن🌹

    مچکر گلم
  12. ɑɍɛẕőǚ

    🌹به نام زن🌹

    فدات عزیزم
  13. ɑɍɛẕőǚ

    🌹به نام زن🌹

    مچکر گلم
  14. ɑɍɛẕőǚ

    دلم میخاهد💔

    فدات عزیزم
  15. ɑɍɛẕőǚ

    😶

  16. ɑɍɛẕőǚ

    😶

    قربونت عزیزم
  17. ɑɍɛẕőǚ

    می گذرد ...

    ولی من جا نمی‌زنم. غم هم دوره‌ای دارد. همیشه که قرار نیست غمگین باشم! فصل درد که شد؛ غم که از راه رسید؛ به جای انکار و گریز، می‌ایستم مقابلش و در کمال آرامش از آن عبور می‌کنم. به منزله‌ی دریاست غم. که هرچه دست و پا بزنی، غرق‌تر می‌شوی و هرچه بیشتر جار و جنجال کنی، غم‌های بیشتری می‌بلعی. باید خودت را رها کنی تا یا غم از تو عبور کند یا تو از غم. که یا دریا خشک شود یا تو شنا کنی و خودت را به سطح آب برسانی. اما گریز و انکار، تو را غرق‌تر و شرایط را برای تو بدتر می‌کند. قرار نیست فصل دردهای من همیشگی باشد، همانطور که فصل لبخندهام! من پذیرفته‌ام که هر فصلی از آدم، مقدمه‌ی فصل دیگری‌ست از او، باید با آغوش باز بپذیرم زمستان را، که همانا زمستان، آبستن بهار است و در دلِ هر دانه‌ی برف، ذره‌ی باروری‌ست در انتظار رویش. باید بپذیریم سردیِ برف‌های زمستان، خونی‌ست برای رگ‌های تشنه‌ی بهار. این طبیعت درخت است که تاریکیِ یک پاییز و زمستان را به استخوان، لمس کند تا به روشنای بهار برسد. که خشکی و بی‌برگی، مقدمه‌ایست برای شکفتن. شادی دوره‌ای دارد و غم هم دوره‌ای، و ما زنده‌ایم به همین حقیقت آشکار؛ "که می‌گذرد" ...
      • 2
      • Thanks
  18. ɑɍɛẕőǚ

    بی خیال

    نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید. بعد از مدتها تلاش کردن دویدن و به در و دیوار زدن بعد از مدتها خواستن بی نتیجه! یکدفعه احساس می کنی خسته ای، بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست. به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن به اینجا که میرسی نه دلتنگ می شوی نه دلخوش می گویی بی خیال! و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست...!
  19. ɑɍɛẕőǚ

    🌹 به نام زن 🌹

    من یک زنم! وقت‌هایی که کودک می‌شوم، شیطنت می‌کنم و می‌خندم. من زنم! وقت‌هایی که یک تنه، بار دشواری‌های حیات را به دوش می‌کشم، خسته می‌شوم و دوام می‌آورم. من زنم، وقت‌هایی که برای انتخاب‌هام سرزنش می‌شوم، آن‌زمان که قوی به نظر می‌رسم ولی ضعیف‌ترینِ آدم‌هام، که ضعیف به نظر می‌رسم، ولی قوی‌ترینِ آدم‌هام. آن زمان که والدانه، دست نوازش و تسکین روی سر آدم‌های غمگین و به استیصال‌رسیده می‌کشم و روی سرم جز دست‌های خداوند، دستی نیست، وقت‌هایی که هیچ‌کس را ندارم و خودم، خودم را در آغوش می‌گیرم و خودم مرهم زخم‌های خودم می‌شوم و خودم برای خودم کاری می‌کنم. من زنم، وقت‌هایی که لطیفم و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسم، زمختم و نمی‌خندم، جسورم و می‌ایستم. من زنم، وقت‌هایی که تنها می‌مانم، کسی را ندارم و خودم تنها پناهگاه خودم می‌شوم. من زنم، زنانه می‌ایستم و مردانه گام بر می‌دارم و کودکانه فتح می‌کنم. من مجموعی از تمام حالاتِ آفرینشِ یک انسانم. یک زن! موجودی که احساسات و اقتدار را توأَمان دارد
      • 1
      • Like
  20. ɑɍɛẕőǚ

    🌹به نام زن🌹

    میدانم ، من میدانم زنهای بسیاری با یک دنیا زنانگی خرج نشده ی گوشه ی وجودشان ، زندگی می کنند. آنها بخش های زیادی از آن را ، هر روز مصرف کرده اند. چیده اند در مرتب کردن کابینت ها ، کمد ، ویترین ، گلدانها ؛ با ظرافت تمام ان را خانه داری کرده اند ! در کوفته برنجی پیچیده اند ، دلمه و برنج زعفرانی اش کرده اند ، بافته اندش ، دوخته اند ، خندیده اند ، رقصیده اندش ... اما هنوز بخشی از ان در وجودشان ، بجا مانده و از امروز به فردا و روزهای بعد می رود بی آنکه زیستش کرده باشند. می دانید ! دنیا به زنانگی های بیشتری نیاز دارد تا دنیا بماند .
  21. ɑɍɛẕőǚ

    😶

    دنیا همینه
  22. ɑɍɛẕőǚ

    😶

    قربونت عزیزم خدا حفظت کنه
  23. ɑɍɛẕőǚ

    دلم میخاهد💔

  24. ɑɍɛẕőǚ

    دلم میخاهد💔

    ممنونم عزیزم
×
×
  • اضافه کردن...