بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
5565 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
103
تمامی مطالب نوشته شده توسط Topaz
-
تمام اینها از فضا گرفته شده واقعا زیبان، ازمرگ ستاره و سحابی و ستاره منظومه و... ..
- 4 پاسخ
-
- 3
-
-
شوک در دنیای پزشکی؛ ابتلای یک نوجوان ۱۹ ساله به آلزایمر
Topaz پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در اخبار ایران و جهان
شوک در دنیای پزشکی؛ ابتلای یک نوجوان ۱۹ ساله به آلزایمر گروهی از پژوهشگران در پکن، در یک اتفاق عجیب، ابتلای یک نوجوان چینی نوزده ساله به «بیماری آلزایمر» را تشخیص دادند. در صورتی که تشخیص ابتلای این نوجوان چینی به بیماری آلزایمر تایید شود، جوانترین فردی خواهد بود که به این بیماری مبتلا شده است. دلایل دقیق بیماری آلزایمز هنوز تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است اما ویژگی متعارف این بیماری تراکم دو نوع پروتئین در مغز به نام بتا امیلوئید و تاو است./صداوسیما- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
-
به نظر میرسد که این جیب کوچک که در سمت راست بالای شلوار جین قرار دارد در اصل برای ساعت جیبی تعبیه شده بود. لیوای استراوس Levi Strauss و جیکوب دیویس Jacob Davis هر دو از بنیانگذاران اصلی کمپانی لیوایز هستند. تریسی پانک Tracey Panek از کمپانی لی وایز (Levis) Levi Strauss & Co میگوید: "این جیب روی قدیمیترین لباسهای کار(waist overalls) در Levi Strauss & Co ظاهر شد که به سال ۱۸۷۹ برمیگردد. این جینهای پرچ شده با مس، یک جیب کوچک برای نگه داشتن ساعتهای جیبی کوچک برای کارگران مرد از نجارها و معدنچیان گرفته تا مهندسین راه آهن داشتند و آن طرح تا به امروز پابرجا بوده است!
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
اتیوپی آخرین کشوری بود که بابرق آشنا شد. مردم اتیوپی درسال1896با الکتریسیته آشنا شدند زمانی که پادشاهشان صندلی اعدام الکتریکی برای کشورش خرید و بعد فهمید درکشورش برق وجود ندارد.
-
- 1
-
-
مطمئن ترین راه برای بدبخت کردن فرزندتان چیست
Topaz پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در روانشناسی کودک و نوجوان
مطمئن ترین راه برای بدبخت کردن فرزندتان چیست؟ او را عادت دهید هر چه می خواهد به زور بگیرد . زیرا هر قدر آرزوهایش آسانتر انجام گیرد خواستهایش زیادتر خواهد شد، دیر یا زود به علت عدم قدرت مجبور خواهید شد برخلاف میل خود خواهشهای او را نادیده بگیرید. صدمه حاصل از این امتناع که طفل به آن عادت نکرده است، در قیاس با محرومیت از آنچه میل به دست آوردنش را دارد، به مراتب بیشتر است بچه لوس و پر توقع اول عصایی را که در دست دارید می خواهد بعد ساعتتان را سپس مرغی را که می پرد و ستاره هایی را که می درخشند. خلاصه هر چه را می بیند می خواهد. چگونه می توانید او را راضی نگه دارید؟ مگر اینکه خدا باشید. ژان ژاک روسو از کتاب: امیل در باب تعلیم و تربیت- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
-
چرا ما شبیه نیاکانمان نشدیم ؟ متاسفانه در عصر معاصر، انسانِ ایرانی از دردی رنج میبرد بنام دروغ! داریوش بزرگ دوهزاروپانصد سال قبل از خداوند خواسته بود که ایران را از دو مصیبت «خشکسالی و دروغ» حفظ نماید اما ما همچنان گرفتار این درد بزرگ هستیم! روزبه پور دادویه یا ابن مقفع نویسنده و مترجم ایرانی که در سیوهشت سالگی بدستور خلیفه عباسی در تنور انداخته شد، هزار و سیصد سال قبل نوشته است: «ایرانیان دختران خود را به بیگانگان شوهر نمیدهند و دختران بیگانه به زنی نمیگیرند. همه کس را به خانهی خود نان میدهند. چون در حق کسی خواستند نیکی کنند با کسی مشورت نمیکنند و چون وعدهای کردند هرگز خلف وعده نمیکنند. چون کسی را به عطا و نواختِ خود (انعام و مقرری معین) مخصوص گردانیدند، هر سال در موعد مقرر به عهد خود وفا میکنند. به کردار بیش بودند تا به گفتار. هرگز گناهکاران را عقوبت نمیکنند مگر پس از آنکه خشم ایشان فرو نشیند» به گواه نوشتههای تاریخی، اجداد ما اینگونه بودهاند. اینکه چرا ما شبیه نیاکانمان نشدهایم سوالیست که ذهن خیلیها را به خود مشغول کرده است. براستی مشکل کجاست؟ شاید از زمانی دردِ دروغ به جان ایرانیان افتاد که بله قربانگویی و موافقت با عقیده دیگران، احترام تلقی گشت و عدم موافقت با عقیده آنها، بیاحترامی! هنگامی که سکوت در مقابل عملی ناروا، احترام نام گرفت حتماً اظهار عقیده، بیاحترامیست دیگر! ما به قصد ابراز احترام به تعریف و تمجید دروغین از یکدیگر میپردازیم! در مقابلِ اعمال اشتباه بسیاری افراد، سکوت اختیار میکنیم تا مبادا به آنها بیاحترامی کرده باشیم. چون نقد و بیان نظرات در مقابل یک شخصیت بزرگ یا فردی محترم در فرهنگ عامه ایران، نوعی توهین به حساب میآید و در ایرانی که از مدتها قبل به شیوه ارباب رعیتی اداره میشده و کار رعیت جز با دروغ و مبالغه و چابلوسی راه نمیافتاده، این مسائل ریشه دوانده و اکنون نیز انسانِ ایرانی تا در گفتارش مبالغه نکند کسی حرفش را باور نمیکند! ناباوری از عدم اعتماد برمیخیزد و عدم اعتماد از دروغ! پس وجود چنین صفاتی در انسانِ ایرانی، عجیب به نظر نمیآید. پینوشت: درباره نحوه کشتن شدن روزبه پور دادویه گفته شده: روزی خلیفه را معلوم کردند که او از آتشکده مجوس بازمیگذشت؛ خلیفه روی بدو کرد و گفت هنوز اسلام او درست نیست و فرمان داد تنوری افروختند و اندام وی را یک یک بریدند و پیش چشم او، به آتش انداختند. منابع آداب الکبیر، ابن مقفع خلقیات ما ایرانیان، محمدعلی جمالزاده تاریخ طبرستان جلد یکم ص 26. ابن اسفندیار
-
- 4
-
-
-
-
چرا ما شبیه نیاکانمان نشدیم ؟ متاسفانه در عصر معاصر، انسانِ ایرانی از دردی رنج میبرد بنام دروغ! داریوش بزرگ دوهزاروپانصد سال قبل از خداوند خواسته بود که ایران را از دو مصیبت «خشکسالی و دروغ» حفظ نماید اما ما همچنان گرفتار این درد بزرگ هستیم! روزبه پور دادویه یا ابن مقفع نویسنده و مترجم ایرانی که در سیوهشت سالگی بدستور خلیفه عباسی در تنور انداخته شد، هزار و سیصد سال قبل نوشته است: «ایرانیان دختران خود را به بیگانگان شوهر نمیدهند و دختران بیگانه به زنی نمیگیرند. همه کس را به خانهی خود نان میدهند. چون در حق کسی خواستند نیکی کنند با کسی مشورت نمیکنند و چون وعدهای کردند هرگز خلف وعده نمیکنند. چون کسی را به عطا و نواختِ خود (انعام و مقرری معین) مخصوص گردانیدند، هر سال در موعد مقرر به عهد خود وفا میکنند. به کردار بیش بودند تا به گفتار. هرگز گناهکاران را عقوبت نمیکنند مگر پس از آنکه خشم ایشان فرو نشیند» به گواه نوشتههای تاریخی، اجداد ما اینگونه بودهاند. اینکه چرا ما شبیه نیاکانمان نشدهایم سوالیست که ذهن خیلیها را به خود مشغول کرده است. براستی مشکل کجاست؟ شاید از زمانی دردِ دروغ به جان ایرانیان افتاد که بله قربانگویی و موافقت با عقیده دیگران، احترام تلقی گشت و عدم موافقت با عقیده آنها، بیاحترامی! هنگامی که سکوت در مقابل عملی ناروا، احترام نام گرفت حتماً اظهار عقیده، بیاحترامیست دیگر! ما به قصد ابراز احترام به تعریف و تمجید دروغین از یکدیگر میپردازیم! در مقابلِ اعمال اشتباه بسیاری افراد، سکوت اختیار میکنیم تا مبادا به آنها بیاحترامی کرده باشیم. چون نقد و بیان نظرات در مقابل یک شخصیت بزرگ یا فردی محترم در فرهنگ عامه ایران، نوعی توهین به حساب میآید و در ایرانی که از مدتها قبل به شیوه ارباب رعیتی اداره میشده و کار رعیت جز با دروغ و مبالغه و چابلوسی راه نمیافتاده، این مسائل ریشه دوانده و اکنون نیز انسانِ ایرانی تا در گفتارش مبالغه نکند کسی حرفش را باور نمیکند! ناباوری از عدم اعتماد برمیخیزد و عدم اعتماد از دروغ! پس وجود چنین صفاتی در انسانِ ایرانی، عجیب به نظر نمیآید. پینوشت: درباره نحوه کشتن شدن روزبه پور دادویه گفته شده: روزی خلیفه را معلوم کردند که او از آتشکده مجوس بازمیگذشت؛ خلیفه روی بدو کرد و گفت هنوز اسلام او درست نیست و فرمان داد تنوری افروختند و اندام وی را یک یک بریدند و پیش چشم او، به آتش انداختند. منابع آداب الکبیر، ابن مقفع خلقیات ما ایرانیان، محمدعلی جمالزاده تاریخ طبرستان جلد یکم ص 26. ابن اسفندیار
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
جراحان اقتصادی مشغول کارند
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است ... وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند ... وقتی ازدواج کردیم، خیلیها را از او زیباتر یافتم ... چند سالی را که با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زنها از همسرم بهتراند.» حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلختر و ناگوارتر چیست؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله شما از آنها زیباترند.!!» جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی میگویی؟!!» حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست ... مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمعکار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند، آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.»
- 3 پاسخ
-
- 5
-
-
-
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟ گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای! گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟ گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای! گفتمش اينها که ميبينی؛ چرا دل بسته اند؟ گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای! گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟ گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای! ابوسعيد ابوالخير
- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
و چه زمین خوردن های سختی
-
جدیدا دارم تجربه میکنم بین حس خوب بد گرفتارم
-
عالی بود خسته نباشید
-
همه چیز ۱۰۰ در ۱۰۰ نیست طی آزمون خطا یک سری مطالب رو میگن
- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
پودينگ قهوه ايرلندي نشاسته ذرت ۲ ق غ شکر قهوه ای یک چهارم فنجان + ۲ ق غ نمک خیلی کم خامه ۲ فنجان پودر فوری اسپرسو۱ ق غ عصاره وانیل ۱ ق چ خامه روی پودینگ ۱ فنجان طرز تهیه: نشاسته ذرت، شکر و نمک را با هم مخلوط نمایید. خامه را اضافه کرده روی حرارت بخار آب با همزن برقی بزنید تا نرم و غلیظ شود خامه را از روی حرارت برداشته و پودر اسپرسو را اضافه کنید و مخلوط نمایید . پودینگ را به اندازه ی مساوی در ۶ لیوان ریخته و ۲ ساعت در یخچال بگذارید تا خنک شود . برای تهیه خامه روی پودینگ خامه را با سرعت بالای همزن بزنید و در حین هم زدن شکر را ۱ قاشق ۱ قاشق به آن اضافه کنید تا پوک و غلیظ شود مقدار کمی پودر اسپرسو در حدی که بین دو انگشت جا بگیرد به خامه اضافه نمایید و روی پودینگها را با خامه پرکنید و در صورت تمایل با شکلات سکه ای تزئین کنید
-
- 3
-
-
-
همه چیز درباره قهر کردن قهر کردن یک نوع اختلال شخصیتی و نوعی بیماری روانی است که فرد با تکیه بر آن از روبه رویی با مشکلاتش میگریزد و طرف مقابل را تنبیه میکند کسانی که بیش از اندازه قهر می کنند افرادی هستند که تصور میکنند بهترین کار برای تسلط روی افراد، این است که آنها را تحت کنترل درآورند. البته این شیوه برخورد، خودخواهانه به نظر می رسد چون بدین ترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل هم سلب می کنند. قهر، حاصل خشم افراد درونگرا، کم جرات، منفعل پرخاشگر، خجالتی و پرتوقع است. این افراد به دلیل عدم بلوغ شخصیت در ابراز احساساتشان ناتوان هستند. قهر کردن یکی از اختلالات شخصیت نابالغ است که ممکن است ریشه درکودکی فرد داشته باشد ؛ این افراد معمولا راه حلهای موقت و ناکار آمدی مثل قهر کردن را به شیوه های صحیح حل مشکلات ترجیح می دهند. •پ.ن:برای برخورد با کسانی که به صورت مداوم قهر میکنند مهم ترین نکته این است که نباید برای قهرشان باج بدهیم
-
- 2
-
-
با این ترفند دروغگو هارو پیدا کن ♧ ▪افرادی که موقع حرف زدن پاهاشون رو قفل میکنن و دوباره باز میکنن دروغگوهای حرفه ای هستن ♧▪ آمار نشون داده افرادی که موقع حرف زدن زیاد از دست هاشون استفاده میکنن معمولا زیاد دروغ میگن ♧▪ افراد دروغگو از جمله های کوتاه استفاده میکنن و حرفشون رو کش نمیدن چون حرفاشون یادشون میره ترس از لو رفتن دارن چرا یاد نتورک کارها افتادم ♧▪ کسای که موقع حرف زدن دماغشون رو زیاد میخارونن به احتمال 90 درصد دارن دروغ میگن ♧▪ اگه موقع حرف زدن با کسی اون شخص روشو به سمت بالا و سمت راست کرد یعنی داره دنبال یه دروغ خفن میگرده
- 7 پاسخ
-
- 6
-
-
-
-
همیشه سکوت بهترین کاره
- 4 پاسخ
-
- 1
-
