بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
8 کلمه ی جالب که ممکنه شما رو توصیف کنه..🪐
فندق پاسخی برای AVA_2002 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
selenopphile ، stigmatophile- 3 پاسخ
-
- 3
-
-
- دیشب یِ کلیپی تو اینستاگرام دیدم که میگفت : ‹ دلتنگتم حمید ، نمیدونم این . . چندمین ویسیه که برات ضبط میکنم و نمیفرستم ! فقط کاش بدونی از اینجایی که . . من دنیا رو نگاه میکنم تو خیلی خوب بودی ! خیلی خوب ، کاش شهامت داشتم . . ی بار دیگه بات حرف بزنم اما میترسم از . . صدایِ سردت ، از کلماتی که بلدی ؛ طوری انتخاب کنی که من لال بشم و نتونم گریه کنم ! بی رحمی ، بی رحمِ مهربونِ من : )!' ›
- 4 پاسخ
-
- 9
-
-
-
- دختره نوشته بود : ‹ تو یکی مثل جاوید پیدا کن ؛ واسم اگه واسش ابرا نشدم › - پسره کامنت گذاشت : چرا تو ابرا نمیشی . . تا اون جاوید شه ؟! این خیلی مهمه تو زندگیتون که همیشه همه چیزو اولش از طرف مقابلتون نخواین . گاهی باید شماهم پیش قدم شید تا این چرخه ادامه ؛ داشته باشه ، تا دیگه همه آدما نشن ! اونی که منتظره طرف مقابلش پیش قدم شه . . فکرشو کن اگه هردو طرف منتظر ؛ یه اشاره از طرف مقابلشون باشن شاید هیچ وقت اون رابطهی قشنگ شکل نگیره :)!'
- 3 پاسخ
-
- 9
-
-
- فیلمه 𝑆𝑐𝑎𝑟𝑓𝑎𝑐𝑒 یه دیالوگ داشت که میگفت : ‹ یه عده از تو متنفر هستن . . این برای این نیست که تو کاری کردی که تنفر دارن ! دلیلش اینه که تمامِ کارهایی که . . اونها آرزوش رو دارن تو داری انجام میدی › این حکایتِ همون ‹ گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میدهی › خودمونه آره . . )!'
- 4 پاسخ
-
- 10
-
-
-
◌ ִֶָ چند فکت جالب.! • مغز شما نمیتونه ب کراشتون دروغ بگه. • اسبهایآبی نر هم حامله میشن. • دست زدن، همون کتکزدن خودمونه ک وقتی از یچیزی خوشمون میاد انجامش میدیم. • تختخواب در اصل شارژربدونسیم برای انسان هاست. • هر بار ک توی دریا شنا میکنید در واقع در حال شنا داخل قبرستانی هستید که صدهاهزارنفر توی اون غرق یا به عمد دفن شدن. • تنهایی برای طولانی مدت اثری مشابه 15 نخسیگار کشیدن در روز بر روی انسان داره.
- 4 پاسخ
-
- 10
-
-
-
◌ ִֶָ چه رنگ سایه چشمی ، به چه پوستی میاد • پوست سبز روشن از رنگ های سایه که یک درجه از پوست شما تیره تر است استفاده کنید. از رنگ های براق کرمی برای حالت دادن زیر ابرو و بالای استخوان چشم و برجسته تر نمودن چشمان استفاده کنید. • پوست مایا به زرد از رنگ های آبی، خاکستری مایل به آبی، ارغوانی روشن و یا صورتی در وسط چشم و تنالیته تیره تر همان رنگ در کنار چشم میتوانید استفاده کنید. • پوست قهوه ای روشن سایه های قهوه ای براق شما را بسیار زیباتر می کند اما از رنگ هایی چون سبز،آبی و ارغوانی جهت زیبایی و جلوه بیشتر چشمانتان می توانید استفاده کنید.
- 2 پاسخ
-
- 10
-
-
• از رنگ های کرم ، طلایی و سفید استفاده کن چون این رنگ ها استایلت رو گرون قیمت نشون میدن . • لباست درست اندازه تنت باشه و خیلی تنگ یا خیلی گشاد نباشه . • از اکسسوری های زیاد و متنوع استفاده نکن . • برای اسـتایل های رسمـی از کـیف های بزرگ استفاده نکن . • شینیون های مینیمال و ساده رو جایگزین طرح های شلوغ کن .
- 2 پاسخ
-
- 9
-
-
دِل گَب بــا نــبــودت هــیــچ کسی رو امـتــحان نــکن... 🫂
فندق پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : شعر و دلنوشته
- 1 پاسخ
-
- 2
-
-
نحوه حذف اکانت اسکایپ
فندق پاسخی برای 彡Mr AlirezA彡 ارسال کرد در موضوع : موضوعات متفرقه - مرتبط با کامپيوتر
tnx aliw bud- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟ خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
- 3 پاسخ
-
- 9
-
-
میدونی اکثر کسایی که بیهدفن چرا ایجورن؟ چون خدشونو نمیشناسن. با کالبدی که دارن آشنا نیستن ! ببین تو وختی هدف داری که خدتو اول بشناسی،.. بیهدف بودن یعنی مرگ خاموش، حواست باشه...، تو خواسته یا ناخواسته افتادی توی این بازی زندگی... پس حداقل برای قوی بودن باید پلیر تاپی باشی که بتونی بازیو ببری... قوی باش، و خدتو بشناس، شناختن چیز خیلی مهمیه !
- 2 پاسخ
-
- 9
-
-
-
بعضی غم ها آدمو بزرگ میکنه، شاید اولش احساس خورد شدن بهت دست بده، اما گذر زمان باعث میشه بفهمی چقدر باعث رشدت شده. بعضی غمها آدمو قوی میکنه، همونایی که فکر میکنی هیچ وقت نمیتونی از پسشون بربیای و فکر میکنی رسیدی ته خط، همونایی که تورو غرق گریه میکنه و هیچکس هیچ کمکی نمیتونه بهت کنه، همون غم که بهت میگه باید محکم وایسی و کم نیاری، همون غم بهت میگه تو میتونی. بعضی غم ها با اینکه تا ابد می شینن توی چشات، اما یه نور میشن برای ادامه راهِ زندگیت!
- 1 پاسخ
-
- 7
-
-
واسه هرکسی همونقدر زمان بذار که واست زمان میذاره و همونقدر دلتنگش شو که دلش واست تنگ میشه. به همون میزان که واسش عزیزی دوسش داشته باش و به همون اندازه که وجودت واسش مهمه بهش وابسته شو. اسمش معامله و حساب کتاب نیست؛ باید یاد بگیری جوری زندگی کنی که ازت سواری نگیرن!
- 2 پاسخ
-
- 7
-
-
- ترم اخر استاد لپتاپشو زد به پروژکتور واسه کنفراس مشخص بود که روش واتساپ نصب داشت آیکنش رو دیدیم همه غرقِ درس و زوم رویِ پرده . . پروژکتور بودیم که یه نوتیفکشن از واتساپ از طرفِ بهرامی یه استادِ دیگه مون بود اومد ؛ پایین صفحه نوشته بود : ± به سوگند گفتی خاطرخواهشی یا خودم بگم سلطان ! همه برگ ریزون زل زدن به سوگند ؛ استاد دید راه دررو نداره با لبخند به سوگند نگاه کرد و گفت : - خودت خوندی دیگه منتظرِ جوابت میمونم ! این سوگند ماجرا من بودم ، و این شروعِ . . زندگی من و همسرم بود . . )!♥' ›
- 5 پاسخ
-
- 10
-
-
داستان کوتاه و زیبای پیرمرد منتظر
فندق پاسخی برای AHOM ارسال کرد در موضوع : داستان های کوتاه و ضرب المثل
likE- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
میرم بخوابم، سر و کلهی آرامش پیدا شد بیدارم کن :)
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در شعر و دلنوشته
این مرحله از زندگی کردن نمیدونم اسمش چیه؟! که جسمت جوونه، اما روحت یه آدم سالخورده... ظاهراً آرومی، اما باطناً آشوب... لبخند میزنی، اما از درون پر از گریه و فغانی... اشک نمیریزی، اما ذره ذره از درون آب میشی... نمیدونم این مرحله کجای زندگیِ یه آدمِ؟! فقط میدونم که یه حال وارونه ایه که بعد از یه دوره سختِ قوی بودن بهش دچار میشی..!- 11 پاسخ
-
- 6
-
-
میدونم بعضی روزا آدم جالبی برات نیستم و یکمم رو مخم بعضی وقتا هم حرفای چرت و پرت میزنم و عصبیت میکنم یه وقتایی هم ناخواسته از روی حسودی یا هرچیز دیگه اذیتت میکنم ولی خب هیچکس نمیتونه به اندازه من دوست داشته باشه.
- 2 پاسخ
-
- 7
-
-
شازده کوچولو : آخرشم اونایی واسم میمونن که اصن روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودمشون حاشیهی زندگیم روباه روزنامه روی میز رو برداشت ، عینکشو زد و گفت : اونا هم منتظرن بیاریشون وسط که برَن ...
