رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

فندق

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    2260
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    85

تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق

  1. فندق

    «بغل کردن»

    mrC azZm
  2. fdatm k mhRbOnm
  3. فندق

    «بغل کردن»

    چی شد که به نتیجه رسیدیم انسانی که از بدو تولد، با آغوش گرم به زندگی برمیگرده، توی بیست و چندسالگیش دیگه نیازی به بغل شدن نداره؟ چی شد که اسم بغل خواستن های مداوم رو لوس شدن گذاشتیم و باور نکردیم که «بغل کردن» گاهی وقتها تنها روش درمانی موجوده، واسه گذر از دردهایی که سالهاست جسمی نیستن و نه دارویی براشون وجود داره، نه دستگاهی که زیرش بخوابیم؟
  4. فندق

    ‹ باز دوسِت دارم : )!💙'🎼 ›

    - داشتیم باهم بحث میکردیم ك از قبل‌ ترش دستش توو دستم بود ! فقط نمیدونم چرا وقتی داشت داد میزد دستمو محکم تر گرفته بود و فشار میداد راستش . . نمیدونم این فشار دادن دستم از سمتِ اون از رویِ فشار عصبی بود یا میخواست بفهمونه بهم ك حتی اگه داد میزنم سرت حتی . . اگه ازت ناراحتم حتی اگه بد و بیراه بهت میگم ‹ باز دوسِت دارم : )!' ›
  5. فندق

    محبوب همه باش؛ معشوق یکی!

    چه زیبا گفت “کوروش کبیر”: محبوب همه باش؛ معشوق یکی! مِهرت را به همه هدیه کن؛ عشقت را به یکی! با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن
  6. فندق

    کنکورت‌‌و‌قورت‌‌بده_درسی‌کنکوری

    چطوری انگیزه ام رو برای درس خوندن افزایش بدم؟!^^ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روش هاي زيادي براي مطالعه‌ي بهتر وجود داره و حتي کتاب هاي زيادي هم در اين باره نوشته شدن؛ اما اين جا پنج روش رو درنظر گرفتیم که اميدوارم به شما در يادگيري درس کمک کنن. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱- براي مطالعه به خودت پاداش بده. تو هم مي‌توني از اين روش استفاده کني و به خودت پاداش بدي. اين جايزه مي‌تونه يک خوراکي يا تماس با يک دوست صميمي يا ديدن قسمتي از فيلم و کارتون مورد علاقه‌ات باشه. اگر مطالعه با علاقه صورت بگيره، بسيار سازنده و اثرگذار خواهد بود. مي‌توني امتحان کني. ۲- براي کارهات برنامه‌ي مشخص داشته باش.✏ در صورتي که براي هر يک از کارهات وقت مشخصي درنظر بگيري، موفق‌تر خواهي بود؛ زيرا بدن انسان به اين برنامه‌ها عادت مي‌کنه. ۳- ساکت! دارم تمرکز مي‌کنم. با صداي بلند مطالعه کن تا بتوني مطالعه کردن خودت رو ببيني! از گوش دادن به موسيقي هنگام مطالعه پرهيز کن تا تمرکزت از بين نره و مجبور نشي جمله‌اي رو که با يک بار خوندن برات قابل فهمه، دوباره و چندباره بخوني. ۴- انگيزه داشته باش.♀ به اين فکر کن که براي چی مطالعه ميکني؛ براي اینکه در آينده در شغل مورد علاقه‌ات موفق باشي، نه به اين خاطر که خانواده يا معلم، تو رو مجبور به درس خوندن مي‌کنن. ۵- از فرصت‌هات به خوبي استفاده کن. اجازه نده که زمان از دست بروه. طوري برنامه‌ريزي کن که به کارهاي ديگه هم برسي.
  7. فندق

    روانشناسی 🌱

    •وقتایی که کنفرانس دارم چجوری مسلط به نظر برسم؟ -طرز نشستن یا ایستادنتون میتونه حرف زدنه شمارو تحت تاثیر قرار بده،صاف ایستادن یا نشستن به شما اجازه میده به خوبی نفس بکشید و صداتون قدرت و نفوذ بیشتری داشته باشه -احساس کنید حرفی که میزنید متعلق به خودتونه،با تمام اعتماد به نفسی ک داخل دنیا وجود داره صحبت کنید -یه جا ایستادن و یه نواخت صحبت کردن مخاطباتونو خیلی زود خسته میکنه،پس سعی کنید یکجا ثابت نایستید و هر ازگاهی جاتونو تغییر بدید -برای صرفه جویی در وقت و رعایت دقیق زمان معین کنفرانس قسمتی از مباحث رو به طور خلاصه و خیلی کوتاه رو تابلو بنویسید و به جای نگاه کردن ب کتاب یا دفترچه به تابلو نگاه کنید هم کلاسیاتونم راحت تر مطالبو یاد میگیرن:
  8. فندق

    شعر 🌝💕

    آیدا، امید و شیشه ی عمرم! لبان بی لبخند تو، آیدا! لبان بی لبخند تو پیروزی بدبختی است بر وجود من. بگذار من به بدبختی پیروز بشوم. لبخندت را فراموش مکن آیدا... #احمد_شاملو "کتاب: مثل خون در رگهای من"
  9. فندق

    احساسش نکردن

    biG likE aZzm
  10. فندق

    #تیکہ‌ڪٺاب'!📚

  11. فندق

    اونی که دوستت داره ثابت میکنه !

    اونی که دوستت داره ثابت میکنه، با رفتارش نشون میده چقد دوستت داره، میخندونتت واسه بودن با تو بهونه نمیاره، همیشه واست وقت داره 'هیچوقت باعث ناراحتیت نمیشه ؛بهت صدمه نمیزنه ، تورو کوچیک نمیکنه ، رو زخمت نمک نمیپاشه حتی اگه دور باشه ازت از اون دورا حواسش روت هست تورو زیر نظرش داره از دور شاید برات خوشحاله شاید ناراحت اما نمیتونه به روی خودش بیاره /
  12. فندق

    خنثی؟!🙂💗

    به نظرم مود ترین قسمت باب اسفنجی اینجا بود که از اختاپوس پرسید : -باب اسفنجی:تو چرا همیشه خنثی؟! +اختاپوس: چون تنهایی خوشحال شدم، تنهایی ناراحت شدم، تنهایی تحمل کردم، تنهایی بزرگ شدم و دیگه عادت کردم:)
  13. فندق

    - عشق یعنی چه ؟!

    - عشق یعنی چه ؟! عده‌ای از متخصصان این پرسش را از گروهی . . از بچه‌های ۴ تا ۸ سالِ پرسیدن که پاسخ هایی دریافت شد عمیق‌تر و جامع‌ تر از حدتصور هرکسی بود . ± عشق | 𝒆𝒔𝒒 دوست‌ داشتن به حد افراط ؛ شیفتگی ، دلدادگی ، دلبستگی و دوستی مفرط . ‹ عشق هنگامی است که . . مامانم برایِ پدرم قهوه درست میکند ! و قبلِ از ان که جلویِ او بگذارد آن را میچشد تا مطمعن شود که مزه‌اش خوب است :)!'✉ ›
  14. - یه فکت روانشناسی هست که میگه : ‹ به هم زدن رابطه با کسی که دوستش دارید باعثِ فعالیت همان بخش از مغز می‌شود ! که مسئول درد فیزیکی است › - بخاطر همینه که وقتی رابطت رو با عشقت تموم می‌کنی ، درد زیادی حس می‌کنی ، انگار قلبت شکسته ، انگار جونات تموم شدن و توی مرحله آخری ، انگار یه قسمت از وجودت گم شده :)!'🗝
  15. فندق

    زور الکی نزن . . )!🌱'📽 ›

    - مود فقط اونجایی که آریانفر میگه : ‹ دردی که میکشی ، اشتباهی که میکنی ! اشکی که میریزی حرفی که میشنوی حسِ بدی که میگیری ؛ عشقی که نمیگیری ! آدمی که از دست میدی آرامشی که نداری محبتی که نمیبینی ، انتظاری که میکشی ؛ درون ریزی‌ای که داری قضاوتی که میشی . . آرزویی که دفن میکنی ؛ امیدی ك خاک میکنی برای هیچکس مهم نیست ! زور الکی نزن . . )!'📽 ›
  16. - ‏تلگرام يه آپشنی داره كه وقتى ميخواى ؛ چت يه نفرو پاك كنى ! 5 ثانيه بهت فرصت ميده تا اگه پشیمون شدی ؛ كنسل رو بزنى و چت پاك نشه ! در واقع یه چیزی شبیه جون دادنه . . چون تو اون چند ثانیه تمام خاطراتِ و حرفاتون از جلوی چشمات میگذره . . و بهت یاداوری میشه :)!'
  17. - یه دیالوگی تو فیلم‌ ⁧برادرم خسرو⁩ هست میگه : ‹ ‏اصلا دیگه نمیدونم چی حالم رو خوب میکنه .. › ‏میدونی چیه ، یه وقتایی . . غُبار یه غم هایی رویِ دلِ آدمی میشینه که این قابلیت رو داره توی اوج خنده و خوشحالی یه آن تورو تکون بده ! و خنده‌ت رو بی اثر کنه و یادت بندازه چی به خودت و اطرافیانت گذشته :)!'
  18. فندق

    از خدای بزرگ و مهربون میخوام !

    از خدای بزرگ و مهربون میخوام : روزی همه ی جهان یک کشور و بدون مرز و نژاد و اسلحه و سلاح جنگی زندگی کنیم...خدارو توی چهره ی هر آدمی احساس کنیم و دست روی قلب هم بزاریم و آرامش بگیریم، زندگی ها طعمِ عشق و عشق همیشگی و بدون توقع باشِ.! دختر و پسر ها در کنار هم زندگی کنن بدون در نظر گرفتن جنسیت، انسانیت تنها قانونِ جهان باشِ.. دختر دستفروش، پسره کارگر نبینیم و همه در حال یادگیری و تلاش برای رسیدن به حقشون باشن.! #الهی
  19. فندق

    💔

    biG likE
  20. من می‌توانم جای سیگار نقاشی بکشم ، با شیرکاکائو مست کنم ، با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم و به جای تو بالشتک دوران کودکی‌ام را در آغوش بگیرم ، تو برای فراموش کردن کسی که بی نظیر دوستت داشت چه خواهی کرد؟!
  21. فندق

    ولی با تو خوب بودم. <🐾🌱>

    تو یہ فیلم یہ #دیالوگ غمناک بود، دخترہ درحال گریہ بہ پسرہ گفت: - من نم‌ی‌تونم باهات باشم تو یہ قاتلی و از این راہ پول درم‌یاری، تو بہ من دروغ گف‌تی تو پ‌س‌ت فطرت لجنی. پسرہ گف‌ت: من هر آشغالی بودم ولی با تو خوب بودم. <>
  22. فندق

    "پاریدولیا" چیه؟

    چند سالت بود فهمیدی "پاریدولیا" چیه؟ درحقیقت پاریدولیا یک نوع حسه و به زمانی گفته میشه که شما یک چهره ای روی توی ابر، آتیش یا هر پدیده دیگه میبینید که بقیه نمیتونن ببینن کودک که بودم، وقتی در فضای باز بیرون خانه و کلاس درس با دوستانم بودم، گاهی بازی جالبی می‌کردیم، به آسمان نگاه می‌کردیم و سعی می‌کردیم با تجسم کردن چهره‌هایی در توده‌های ابر، قدرت تخیل خود را به رخ هم بکشیم. بعضی‌هامان در این کار مهارت داشتیم، بعضی‌ها هم نه. باز هم یادم می‌آید که وقتی به بافت چوبی درب اتاق‌ها نگاه می‌کردم، موجوداتی خیالی در آنها می‌دیدم و پیش خودم سرگرم می‌شدم. در این پست می‌خواهم توانایی تجسم چهره از اشکال نامفهوم را که در نهاد همه ما است، با دقت بیشتری با هم بررسی کنیم. پاریدولیا Pareidolia ، به یک پدیده روانشناسی اشاره دارد که در آن محرک‌های مبهم حسی که غالبا به صورت صدا یا تصویر هستند، به صورت معنی‌داری ادراک می‌شوند. مثال‌های جالبی از این پدیده می‌توان آورد، مثلا وقتی به ابرها نگاه می‌کنید و در آن چهره‌های انسانی یا شکل حیوانات را می‌بینید، یا وقتی به نظرتان می‌آید چهره کسی را در ماه دیده‌اید یا حتی وقتی حس می‌کند وقتی یک نوار صوتی که به صورت برعکس پخش می‌شود، حاوی پیام صوتی مخفی‌ای است، در همه این حالات مغز شما از یک سری محرک‌های بی‌معنی، تلقی‌های معنی‌دار می‌کند. پاریدولیا از دو واژه یونانی درست شده است، «پارا» که به معنی «کنار» یا «همراه» است و «ایدولون» که به معنی تصویر است و در کل، به معنی و مفهوم جانبی یک شکل اشاره دارد. پاریدولیا، خود نوعی از مفهوم گسترده‌تری به نام «آپوفنیا» است، در «آپوفنیا» یک شخص از چیزها، طرح‌ها، ارتباطات بی‌معنی، پی به معانی پنهان و ژرف‌تری می‌برد. برای اینکه گیج نشوید، برایتان مثال می‌زنم، مثلا خیلی از ماها فیلم ذهن زیبا را دیده‌ایم، در این فیلم راسل کرو که نقش جان نش را بازی می‌کند با دیدن بریده مجلات و نشریات، مفاهیم خاصی از آنها استنتاج می‌کند و فکر می‌کند که جاسوس‌ها در قالب جملات و کلمات ساده، پیام‌ها مخفی برای روس‌ها می‌فرستند. در فیلم تئوری توطئه هم مل گیبسون، با کنار هم نهادن اخبار منتشر شده از رسانه‌ها، پی به بازی‌های پشت پرده دنیای سیاست و نهادهای امنیتی می‌برد. از گسترده کردن بحث خودداری می‌کنم و به همان پاریدولیا می‌پردازم: در این پست ابتدا مثال‌های جالبی از پاریدولیا را با هم مرور می‌کنیم و در انتهای پست در مورد چرایی این پدیده و تمایل مغزی با هم صحبت خواهمیم کرد: یکی از بارزترین جلوه‌های پاریدولیا ، دریافت و تصور نمادهای مذهبی از عکس‌ها، نحوه قرار گرفتن اشیا در کنار هم یا بافت خاص یک جسم است. این نوع از پاریدولیا، اختصاص به فرهنگ یا معتقدان مذهب خاصی ندارد و تقریبا در همه کشورها و در میان پیروان همه ادیان این نوع تلقی‌ها مشاهده شده است. – تصویر مسیح در نان تست‌شده یکی از خبرسازترین و مشهورترین این چهره‌انگاری‌هاست: – به این عکس خوب نگاه کنید، تصویر یک مرد ریشو با چشمان بسته که بسیار شبیه پرتره عیسی مسیح است، در میان عکس دیده می‌شود. این عکس را جسیکا لانگرن از سوئد به سایت paranormal.about.com ، فرستاد. در این عکس کم کیفیت که دوره ویکتوریا گرفته شده است. به گفته جسیکا، بچه‌ روی زانوی مرد، یک هفته بعد از گرفته شدن عکس فوت کرده است! خوب این توضیح و دریافت عکس مسیح با این وضوح، هر معتقدی را می‌تواند به فکر بیندازد. حالا این عکس را با کمک فتوشاپ رنگ‌آمیزی می‌کنیم تا ببینیم ، چهره مرد ریشو، چطور به صورت تصادفی با کنار هم قرار گرفتن اشیا در ذهن ما شکل گرفته است: همان طور که می‌بینید، پیشانی مرد ریشو، کلاه بچه است، چشم بسته او در واقع چهره بچه است، چهره مرد، پیراهن بچه است، ریش او چیزی جز بوته‌ای در زیر عکس نیست و … – اما پاریدولیا، فقط منحصر به انگاره‌های مذهبی یا شبه مذهبی نیست، در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، یک محقق ژاپنی به نام «چنسوکو اوکامارو» که فسیل‌ها را بررسی می‌کرد، ده‌ها قطعه فسیل شبیه انسان و حیوانات پیدا کرد که متعلق به ۴۲۵ میلون سال پیش بودند، فسیل‌ها بسیار شبیه اجزای بدن انسان و سایر حیوانات بودند، تنها مشکل آنها این بود که آنها چیز جز قطعات چند سانتیمتری یا چند میلیمتری نبودند و در واقع این قدرت تخیل این محقق بود که در تکه‌های سنگ و فسیل اجزای پیکر موجودات را می‌دید! جالب است که او به این خاطر برنده جایزه نوبل نادان‌ها در سال ۱۹۹۶ شد! – همان طور که در یکی از پست‌های گذشته یک پزشک برایتان نوشته بودم، یک تست روانشناسی به نام تست رورشاخ وجود دارد که در آن از لکه‌های جوهر روی کاغذ به آدم‌ها نشان داد می‌شود و از آنها خواسته می‌شود که بگویند که این لکه‌ها را شبیه چه چیزهایی می‌بینند و چه مفهومی می‌توانند از لکه‌ها در ذهن مجسم کنند. – پاریدولیا را شما حتی وقتی یک بسته چیپس را باز می‌کنید، می‌توانید ببینید، مثلا در این قطعه چیپس چه می‌بینید؟! اگر تخیل و خاطره ذهنی از الویس پریسلی داشته باشید، نیمرخ او به نظرتان می‌آید! – حتی تصاویری که میلیاردها کیلومتر آن سوتر از زمین گرفته شده‌اند، ممکن است چیزهای به ذهن ما بیاورند. این عکس که وایکینگ یک از مریخ مخابره کرد، تپه‌ای را نشان می‌دهد که شبیه صورت یک انسان است، بلافاصله این عکس و حاشیه‌های آن چنان معروف شد که وارد فیلم‌ها، سریال‌ها، ویدئوگیم‌ها و کتاب‌های کمیک شد. اما چرا ذهن انسان این گونه کار می‌کند؟ انسان‌ها به یاری فناوری مدت‌ها طول کشید تا موفق شدند دوربین‌های هوشمندی بسازند که قادر به تشخیص چهره یا لبخند باشد، اما انسان‌ها حتی در چیزهای نامربوط هم می‌توانند چهره همنوعان خود را ببینند. کارل ساگان -دانشمند اخترشناسی که با برنامه‌های مستند علمی جذاب و همه فهم‌اش، علم را به میان مردم آورد- نظر جالبی در این مورد داشت، او عقیده داشت که انسان‌های در یک ساز و کار برای بقای بیشتر، به نوعی طراحی شده‌اند که بتوانند از لحظه تولد، چهره انسان‌های دیگر را به راحتی تشخیص دهند. با کمک این مکانیسم، آنها با جزئیات بسیار کم می‌توانند، چهره‌ای را از دور تشخیص بدهند، این مکانیسم آنقدر کارا از آب درآمده که علاوه بر کاربرد اولیه خود حتی می‌تواند از طرح‌های نامفهموم هم چهره دربیاورد. کارل ساگان معتقد بود که شناسایی دوست از دشمن برای انسان‌های ماقبل تاریخ یا حتی انسان‌های مدرن مهم و حیاتی بوده است، طوری که ناتوانی در تمیز دوست از دشمن در کسری از ثانیه، منجر به نیست شدن یک انسان می‌شد، به همین خاطر چرخه تکامل در طی هزاران سال این حس را در مغز ما تقویت کرده اتست. در سال ۲۰۰۹، دانشمندان تصمیم‌گرفتند با MEG که شیوه‌ای برای نقشه‌برداری از مغز با ثبت میدان‌های مغناطیسی تولیدشده توسط آن است، مغز انسان‌ها را هنگامی که در حال چهره‌سازی از طرح‌های نامفهوم است مورد بررسی قرار دهند. مشخص شد که در این حالت، مشابه هنگامی که ما به صورت عادی قیافه یک انسان را می‌بینیم، قسمتی از قشر مغز ما موسوم به قسمت قدامی دوکی شکل یا ventral fusiform cortex تحریک می‌شود، اما زمانی که ما اشیای تداعی‌کننده چهره را نمی‌بینیم این قسمت فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. فاصله زمانی بین دیدن یک شبه‌چهره تا فعال شدن این قسمت تنها ۱۳۰ هزارم ثانیه است، که درست به اندازه فاصله زمانی مورد نیاز برای ادراک یک چهره واقعی است. این مطلب نشان نمی‌دهد که مکانیسم چهره‌سازی مغز ما یک مکانیسم اولیه است و نباید تصور کنیم که یک پدیده شناختی دیرهنگام، وابسته به پردازش کورتکس خودآگاه ما در این امر دخیل است. به عبارتی پیش از آنکه ذهن خودآگاه ما وارد میدان شود، ما به صورت فطری حتی با دیدن این تصویر ساده، یک چهره را در این طرح می‌بینیم و نه چیز دیگر. ما حتی برای درک شاد بودن، غمگین بودن یا تهاجمی بودن یک صورت یا چهره‌نما نیاز به اطلاعات کمی داریم، این مکانیسم هم می‌تواند یک مکانیسم تکاملی در مغز برای پرهیز کردن از آدم‌هایی باشد که تهدیدی برای موجودیت ما هستند. جالب است بدانید که بیماری‌های وجود دارند که می‌توانند مکانیسم شناسایی چهره را مختل کنند، هر گاه شکنج دوکی‌شل قدامی به خاطر سکته، تومور یا آسیب، دجار مشکل شود، ما دچار بیماری عدم توانایی در تشخیص چهره می‌شویم به این حالت اصطلاحا پروسپاگنوزیا گفته می‌شود. البته پاریدولیا به صورت افراطی هم می‌تواند نشانه‌ای از اختلال روانی وسواسی- جبری باشد. منبع = pezeshk.com امیدوارم که لذت بردع باشید ! مرسی از توجه و همراهیتون
  23. فندق

    همه چیز در عین درست بودن غلطه !

    این چه پارادوکس مزخرفیه که هم دلم میخواد بمیرم ولی واسه زندگی کردن اشتیاق دارم، هم میخوام از همه فرار کنم ولی حتی شنیدن لغت "تنها" به گریه ام میندازه، هم کلی حرف تلنبارشده دارم هم دلم نمیخواد هیچوقت حرف بزنم. همه چیز در عین درست بودن غلطه.
  24. راه تنفس گرفتنم تنگ میشه، انگار که یک فیل سنگین به روی قفسه‌ی سینه‌م نشسته و نمیذاره نفس بکشم و راه تنفسم رو بسته. بدنم سنگین و در عین حال بی‌روح میشه، انگار که در رگ‌ها و مغزم سُرب جریان داره. چشمام رو به طور عذاب آوری نمیتونم باز نگه دارم چون انگار که حدقه‌ی چشمام رو از آبِ‌جوش پُر کردن و داغن. انگار که روی قلبم وزنه‌ای چندصدمیلیون تُنی انداختن و تمام تلاش‌های این قلب درمونده برای تپیدن دیگه جوابگو نیست و ضربانش انقدر کند شده که درصد هوشیاریمو هم پایین میاره. حتی دیگه بدنبال راه درمانش نیستم، حتی فرار.
×
×
  • اضافه کردن...