بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
خوشبختی را انتخاب کردن خجالت ندارد. رانبر گفت: «درست است، ولی اگر آدم بخواهد فقط خودش خوشبخت باشد آن وقت خجالتآور است.» طاعون / آلبرکامو
-
«درمان اهمیت ندارد، مهم با درد زندگی کردن است.» افسانه سیزیف / آلبرکامو
-
«حاضر بود جان خودش را بدهد، درصورتیکه یکنفر به او اظهار محبت بکند و با دست روی سرش بکشد. او احتیاج داشت که مهربانی خودش را به کسی ابراز کند، برایش فداکاری بنماید. حس پرستش و وفاداری خود را به کسی نشان بدهد اما به نظر میآمد هیچکس احتیاجی به ابراز احساسات او نداشت» سگ ولگرد / صادق هدایت
-
«پیش میآید آدم مدتها غصهدار باشد بیآنکه خودش متوجه شود.» طاعون / آلبرکامو
-
«میتوانید خطا کنید؛ سست باور باشید؛ در دام گناه فرو افتید، اما در هر حال بکوشید منصف و عادل باشید.» بینوایان / ویکتور هوگو
-
خسته از تمام چیزهایی که در بیرون به پایان رسید اما در درون من ادامه یافت.
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
قطعه ای از من کنار توست و قطعه ای کنار خودم؛ قطعاتم دل تنگ یکدیگرند. می شود بیایی؟
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
Cheqad qashange¡)
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
شمالیا وقتی می خوان ماهی درست کنن میگن مواظب باش زاله (زهره کیسه صفرا) نترکه چون اگه بترکه ماهی تلخ میشه دیگه قابل خوردن نیست... توو زندگی به این نتیجه رسیدم آدم هام زاله دارن، اگه یه روزی یه جایی دلشون بترکه تلخ میشن اونقدر تلخ که دیگه به درد زندگی کردن نمیخورن......
-
من هستم؛ هستم تا توی بُردهات تشویقت کنم. که تو شکستات دستتو محکمتر بگیرم. تو هیچوقت منو روبهروی خودت نمیبینی. من همیشه همینجام، کنارت. هرجایی از زندگیت که ایستاده باشی، تو پستی یا بلندیش، تو روشن ترین یا تاریک ترین قسمتش، تو تنها نیستی من کنارتم.
-
او خسته شده بود از ریا کار های اطرافش ،فرار میکرد لیکن جایی واسه رفتن نداشت ،خواب نداشت ،اشکی دیگر نمانده بود برایش ،او دلتنگ بود،تنها بود،در عین حال امیدوار،ولی دیگر راهی برای خوب شدن نمانده بود، ادامه میداد تا نهایت خود را ببیند گرچه از عاقبت خود آگاه بود لیکن چاره ای نداشت
-
«ما از یه جایی به بعد دیگه هرچی گریه کردیم سبک نشدیم؛ فقط انگار جا باز شد واسه غمِ بعدی..»
-
روزایه سختم که تموم بشه ؛ من میمونمو یه مشت ادم از چش افتاده.
-
اینجا خاورمیانه است سرزمین صلحهای موقت بین جنگ های پیاپی.
-
آهسته مرا ببوس، انگار که زخمی را میدوزی...
-
تموم حرف دلم رو معین دهاز میزنه که میگه: «بهار کاش چیز بیشتری از رنگِ باغچه ها را عوض میکرد کاش، یکبار هم ما شکوفه می دادیم ما که این همه هَرَس شدیم.»
-
بی حاشیه بودن هنریه که آدمای عقده ای ندارن!
-
. از آدمایی که تو موقعیتهای غیردلخواهشون هم با زندگی میسازن ، خوشم میاد ...
-
. زمان کوتاه تر از اون چیزیه که فکرشو میکنیم . بجای حرص و جوشو سردرد ، یکم به خودت برس و زندگی کن . یکم عزیزاتو بغل کن و کنارشون باش . با کوچیکترین چیزا ، حال خودتو خوب نگه دار و از تک تک لحظه های زندگیت ، بهترینو بساز و لذت ببر ...
-
قوی به نظر میرسید و شکایتی هم به هیچ چیز نداشت، اما از همه بیپناهتر بود...
-
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین؟ سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت ؛منم بهر تو غمخوارترین! چه دل آزار ترین شد.چه دل آزارترین
-
خدایا...𑁍 چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی؟
