ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 6 بهمن، 2022 ارسال شده در 6 بهمن، 2022 مسافر نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد: «چه سیبهای قشنگی! حیات نشئه تنهایی است.» و میزبان پرسید: قشنگ یعنی چه؟ _قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب میکند مأنوس. و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگیها برد، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن. _ و نوشداروی اندوه؟ _ صدای خالص اکسیر میدهد این نوش. و حال شب شده بود. چراغ روشن بود. و چای می خوردند. _ چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی. _ چقدر هم تنها! _ خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی. _ دچار یعنی عاشق. _ و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد _ چه فکر نازک غمناکی! _ و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است. و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست. _ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه آنهاست. _ نه، وصل ممکن نیست، همیشه فاصلهای هست. اگرچه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر، همیشه فاصلهای هست. دچار باید بود و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. و عشق سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست. و عشق صدای فاصلههاست. صدای فاصلههایی که _ غرق ابهامند. _ نه، صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند. و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر. همیشه عاشق تنهاست. و دست عاشق در دست ترد ثانیههاست. و او ثانیهها میروند آن طرف روز . و او ثانیهها روی نور میخوابند. و او و ثانیهها بهترین کتاب جهان را. به آب میبخشند. و خوب میدانند که هیچ ماهی هرگز. هزار و یک گره رودخانه را نگشود. و نیمه شبها، با زورق قدیمی اشراق در آبهای هدایت روانه میگردند. و تا تجلی اعجاب پیش میرانند. سهراب سپهری نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .