ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 6 بهمن، 2022 ارسال شده در 6 بهمن، 2022 غزل چشم دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم ای که با حرف تو هر مسئله ای حل شدنیست به خدا خود تو بگو نام که را بنویسم صاحب قبله و قبله دو عزیزاند ولی خوشتر آن است من از قبله نما بنویسم آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد باز غم نامه به بیگانه چرا بنویسم تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگین قصه ی درد به امید دوا بنویسم قلمم جوهرش از جوش و جراحت باقیست پست باشم که پی نان و نوا بنویسم بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس پس من این بغض فرو خورده کجا بنویسم بعد یک عمر ببین دست و دلم می لرزد که من و تو به هم آمیزم و ما بنویسم من و تو چون تن و جانند مخواه و مگذار این دو را باز همین طور جدا بنویسم شعر من با تو پر از شادی و شیرین کامیست باز حتی اگر از سوگ و عزا بنویسم با تو از حرکت دستم برکت می بارد فرق هم نیست چه نفرین چه دعا بنویسم از نگاهت به رویم پنجره ای را بگشای تا درآن منظره ی روح گشا بنویسم عشق آن روز که این لوح وقلم دستم داد گفت هر شب غزل چشم شما بنویسم شاعر: خلیل ذکاوت نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .