ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 6 بهمن، 2022 ارسال شده در 6 بهمن، 2022 پیش از آنی که با غزل آیی پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود ماه برکوی دل نمیتابید، خانه ام انتهای عالم بود کنج آیینهام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم بیسحرگاه خنده خیست، باغ بیباغ، قحط شبنم بود تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود چشمهایت مرا صدا میکرد، روح من سر به زیر میانداخت رد شدم آزمون جرات را، درصد عشقبازیام کم بود ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید جای انگشتهای حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود عباس کریمی نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .