ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 6 بهمن، 2022 ارسال شده در 6 بهمن، 2022 کاش کاش میتوانستم دربغض ابرهاشریک باشم وتا خدابگریم،وقتی احساس غریبی مراتاآخر کوچه های بن بست بغض گرفته ی عشق میبرد. ای اقاقیهای وحشی که بی هیچ لبخندی درکنار کلبه ی غم پاگرفته اید. ای واژه های تلخ تنهایی، ای عابران خسته ی سرنوشت، ای ورقهای پاره شده درغبارسهمگین آیا کسی مرا درخاطرات اشکهایش می شناسد؟ آیا عابران کوی غم فقط برای لحظه ای درکنار پنجره ی رازهایم مینشیندتا قصه ی تنهایی رابازکویم؟! باشمایم ای آدمهای شیشه ای،من درحسرت یک تبسم صمیمی مانده ام. ای کوچه های گلی رویا،آیا گامهای دیروز کودکی ام را با شادی به من باز میگردانید؟؟ نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .