فندق ارسال شده در 31 دی، 2022 ارسال شده در 31 دی، 2022 ميگفت ميدونى از چى خيلی ميترسم ؟! از اينكه برگرده و بخواد دوباره اين رابطه رو شروع كنيم گفتم: اين كه ترس نداره اين همه دلتنگی كشيدی ادامه داد: ميترسم وقتى برگرده ديگه هيچى مثل قبل نباشه ما دوری همو تجربه كرديم يه مدت تنهایی بيرون رفتيم تنهایی خوابيديم تنهایی زندگی كرديم ما يه جورایی به نبودن همديگه عادت كرديم ما ديگه واسه خوشحالی هم زمين و زمان و بهم نميدوزيم يا وقتی ناراحت میشيم واسه اينكه از دل هم دربياريم نذر و نياز نمیكنيم واضح بخوام بگم ديگه هيچى تازگى نداره مثل غذایی كه وقتى سرد ميشه طعم اصليشو از دست ميده رابطه ام دقيقا اون جوريه تا وقتی گرمه خوب سرد كه بشه ترسناكه خيلى ترسناكه . . . . . 5 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .