ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 15 مهر، 2022 ارسال شده در 15 مهر، 2022 لحظه ی گناه http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/03/www.roozgozar.com-061.gif http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gifلحظه ی گناه - ماجرای واقعیhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif یه بنده خدایی میگفت :http://www.forum.98ia.com/images/smilies/v/(tongue).png همه چیز رو ردیف کرده بودم برای یک ... بی سابقه بابا و مامانم رو فرستادم خونه ی خاله و عمّه خونه برای ... با دوست دخترم آماده ی آماده بود حساب همه چی رو هم کرده بودم رفتم دنبال دوست دخترم دیدم زودتر از من ، جایی که باهم قرار گذاشته بودیم ؛ منتظرمه خدائیش دختر پایه ایه خیلی دوسش دارم من و اون وقتی همدیگرو دیدیم ، آروم و قرار نداشتیم تو ذهن من فقط یه چیز میگذشت اونم این که وقتی رفتیم خونه چطور .... احتمالا اونم به همین چیزا فکر می کرد ... چون اولین بار بود که می خواستیم ... رو تجربه کنیم هم من و هم اون سوار ماشین شدیم دربست گرفتمhttp://www.forum.98ia.com/images/smilies/v/(tongue).png رسیدیم در خونه با موبایل دوست دخترم زنگ زدم خونه که ببینم همه چی ردیفه یا نه نکنه کسی خونه باشه ! دیدم کسی خونه نیست با خودم گفتم : ایول دیگه دل تو دلم نبود می دونستم سه ساعت زمان داریم وباید از این سه ساعت بهترین استفاده رو کرد در حیاط رو باز کردم از راه پله ها رفتیم بالا حواسم به واحدهای همسایه بود که مارو نبینن که یه وقت آمار منو به بابام اینا ندن سریع دو طبقه رو رفتیم بالا نفهمیدم از در حیاط چطور رسیدیم در آپارتمان کلید رو انداختیم توی در ورودی آپارتمان که بریم تو چشمت روز بد نبینه خیلی برام عجیب بود یه اتفاقی افتاد که اصلا فکرش رو نمی کردم یعنی محال بود که یه همچین اتفاقی بیفته کلید توی در شکست هر چی تلاش کردم که یه جوری کلید رو در بیارم نشد که نشد کلی برا این لحظه برنامه ریزی کرده بودم کلی براش فکر کرده بودمhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif مدتها بود تو آرزوهام این لحظه رو تصور می کردم لحظه ای که من و اون با هم تنها بشیم.... گفتم عیب نداره تو این سه ساعت وقت هست می رم کلید ساز میارم به دوست دخترم گفتم : بریم کلید ساز بیاریم اونم که پایه تر از من بود گفت : بدو بریم که به لاقل برسیم بریم یه حالی ببریم وقتی انرژی مثبتش رو دیدم انگیزم برای پیدا کردن کلید ساز چند برابر شد سریع از پله ها اومدیم پایین اومدیم سر خیابون روزجمعهhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif حالا کلید ساز از کجا گیر بیاریم سریع یه دربست دیگه گرفتم بعد از یک ساعت چرخیدن تو خیابون یه کلید ساز پیدا کردیم گفتم : آقا داستان از این قراره که کلید توی در شکسته گفت : بریم درستش کنیم اومدیم در خونه به دوستم گفتم : تو برو تو ایستگاه اتوبوس سرکوچه بشین تا وقتی هم من بت زنگ نزدم نیاhttp://www.forum.98ia.com/images/smilies/v/(tongue).png اگه یکی از همسایه ها تو رو تو آپارتمان ببینه خیلی ضایع میشه اونم که همیشه منو شرمده می کرد گفت : اشکالی نداره عزیزم، من تو ایستگاه نشستم و منتظر زنگتمhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif دردسرت ندم کلید ساز گفت باید قفل عوض بشه دوباره یه دربست دیگه تا قفلسازی و آوردن یک قفل جدیدبرای در خونه اومدیم و قفل رو عوض کردیم همین که لحظات آخر کار کلید ساز بود مادرم زنگ زد موبایلم که ما با خالت اینا داریم میاییم خونه برو یه سری خرید کن و .... ای تف به این شانسhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif همه ی نقشه هام نقس بر آب شد و نشد که آرزوم به واقعیت بپیونده... اون روز کلی پول از تو جیبم رفت کلی هم حساب کتاب که جرا قفل خونه عوض شده به ننه بابام دادم آخرشم شرمنده روی دوست دخترمون شدیم آرزوی اون ... بی سابقه موند به دلمون از اون رو زتا به حالا همش این سوالم تو ذهنمه که :http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif من حساب همه چی رو کرده بودم چی شد که نشد بریم خونه و کلید آهنی(میفهمی چی میگم ، کلید آهنی)http://www.biya2forum.com/images/smilies/smile/(5).gif توی در شکست کجای کارم اشتباه بود که همین یه دونه موقعیت رو هم که پیش اومده بود از دست دادم ................... وقتی همه ی حرفاش تموم شد ، اونجایی که محاسبه نکرده بود رو براش توضیح دادم بهش گفتم :http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif گاهی اوقات می شود که که محبی از محبای اهل بیت قصد گناه می کنه ، تمام مقدمات گناه رو هم برای خودش فراهم می کنه و خودش رو آماده ی گناه می کنه . دیگه قدمی تا گناه فاصله نداره فقط یک قدم می خواهد تا گناه به ثمر بنشینه یه دفه میبینه تمام صحنه عوض شده و دیگر موفق به انجام گناه نشدhttp://www.biya2forum.com/images/smilies/smile/(5).gif با خودش فکر می کنه که چی شد که نتونست گناه کنه تو محاسبات خودش که اشتباهی نکرده بود پس چرا موفق به انجام گناه نشد ؟؟http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif کمی فکر .... کمی فکر …………. کمی فکر ………………….. آره داداش من تو اون لحظه مشمول دعای مستجاب حضرت ولی عصر ارواحنا فداه قرار گرفتهhttp://www.forum.98ia.com/images/smilies/v/(tongue).png و دعای امام شامل حالش شده…. امام زمان همیشه و همیشه ما را به یاد داره حتی لحظه ی گناه ما را فراموش نمی کنه ..... وقتی حرفام تموم شد ، دیدم دانه های درّ ماننداشک به روی صورت صاف و زیباشhttp://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif روان شدن و داره زیر لب زمزمه می کنه : امام زمان !http://roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/21/www.roozgozar.com-1187.gif غلط کردم امام زمانhttp://www.biya2forum.com/smile%20yahoo/105.gifhttp://www.biya2forum.com/smile%20yahoo/105.gifhttp://www.biya2forum.com/hk7/006.gifhttp://www.biya2forum.com/images/smilies/smile/(5).gifhttp://www.forum.98ia.com/images/smilies/v/(tongue).png ممنونم که تنهام نذاشتی ، حتی لحظه ی گناه نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .