ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 22 دی، 2022 ارسال شده در 22 دی، 2022 پیر خشت زن - مخزن الاسرار نظامی پیرمردی با کمر خمیده بر زمین کج شده بود.عرق پیشانی اش با گل و آب به هم می ریخت و خشت می زد. گاهگاه کمر خود را به بالا می کشید تا خستگی بدر کند. جوانی از آنجا می گذشت شگفت زده شد که با وجود کهن سالی خشت می زند، جلو رفت و گفت: پیرمرد چرا اینقدر زحمت می کشی، باید در خانه بنشینی و دیگران زندگیت را تامین کنند، تو کار خود را کرده ای نوبت استراحت توست. پیر مرد در حالی که کمر خمیده اش را راست می کرد سر بالا کرد و گفت: دست بدین پیشه کشیدم که هست؛ تا نکشم پیش تو یک روز دست، دست کش کس نیَم از بهر گنج، دست کشی می خورم از دسترنج. نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .