نیلوفرآبی ارسال شده در 18 دی، 2022 ارسال شده در 18 دی، 2022 (ویرایش شده) پــرنده پــرســید وقـتـی دلتنگ مـی شـوی چـه مـیکـنی؟ کـرگـدن گـفـت: دلـتـنگ!؟ پـرنـده گـفت وقتـی دلـت یـک نـفـر را بـخـواهـد کـه نـیـست. کـرگدن گـفـت: دلـم کـسی را نمـی خواهـد حـالا تـا بـاران شـدیـدتـر نـشـد بـرو، ابـرهـای سـیـاه را نـمی بـینی؟ پـرنـده حـرفی نـزد، پـرکـشـیـد و رفـت، بـعدتر کـرگدن از فرشـته مهـربانِ خیـال پـرسـیـد: بـرنمـی گـردد نـه؟ فـرشـته غمـگین نـوازشش کـرد و گـفت: نـه کـرگدن آرام زمزمـه کـرد چـه حـیف، دلـم گـرم مـی شد وقـتی مـی خـنـدیـد حـیف باران داشـت شـدیدتـر مـیشد وگـرنه میـشد بــماند. فـرشـته آرام لالایی مـحزون زنــان کُـرد را برایش خـواند. کـرگدن چـشـمهایـش رابـست و فهـمید دلـتنـگی یـعـنی شـوق دیـدن منـظـره ای نـاممـکن... ابرها کـم کـم از آسـمان بـه گـلویش کـوچ مـیکـردن و فـرشـته خـوب مـی دانسـت ایـن عـاصـیِ غـمـگیـن دیـگر هـرگـز از تـه دل نـخواهـد خـندید ویرایش شده 18 دی، 2022 توسط نیلوفرآبی 2 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .