رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با
ماشین برسوندش به مقصدش راهبه سوار میشه و راه میفتن
چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش
زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه راهبه میگه:
پدر روحانی، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار . کشیش
قرمز میشه و به جاده خیره میشه چند دقیقه بعد بازم شیطون
وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو
با پای راهبه تماس میده ! راهبه باز میگه: پدر روحانی!
روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار! کشیش زیر لب یه
فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه
بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی
کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته:
به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده
و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی!!!

نتیجه اخلاقی :
اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی،
فرصتهای بزرگی رو از دست میدی !

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...