رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده ، نگران و مضطرب در انتهای کادر در



بزرگی دیده می شود با تابلوی اتاق عمل . چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح



با لباس سبز رنگ از آن خارج می شود . مرد نفسش را در سینه حبس می کند .



دکتر به سمت او می رود مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند . دکتر: واقعاً



........ متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم . اما به علت


شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده . ما ناچار شدیم هر

دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم . باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی،

با لوله مخصوص بهش غذا بدی . روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو

تمیز کنی و باهاش صحبت کنی . اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش رو

برداشتیم ؛ مرد سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود . با دیدن

این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد و ...

.

.

.

.

.

.

.



.



دکتر: هه !! شوخی کردم ، زنت همون اولش مرد.

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...