ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 15 دی، 2022 ارسال شده در 15 دی، 2022 حتا یک بار هم همدیگر را ندیده بودند و تنها حرفی که میانشان با نامه رد و بدل شده بود درباره موضوعی بود که درباره اش تحقیق می کردند. به آن زن علاقه مند شده بود. می خواست از او درخواست کند که حضوری همدیگر را ملاقات کنند. اگر لازم بود بار سفر را می بست و به شهر آن زن سفر می کرد. نوع شروع نامه های او بسیار دوستانه و صمیمی بود و این یعنی این که کسی در زندگی اش نیست. اما نباید ریسک می کرد.شاید بهتر بود اول صدایش را از پشت تلفن می شنید. پشت تلفن مقدمه چینی راحت تر بود. با هزار ترس و لرز نامه ای نوشت و توضیح داد که بهتر است درباره تحقیقشان یک مکالمه داشته باشند و شماره تلفنش را داد. روزها انتظار کشید تا بالاخره آن زن زنگ زد. خدمتکار گفت که کسی می خواهد درباره تحقیقش با او حرف بزند. مطمئن نبود که صدایش نلرزد. گوشی را برداشت و با صدای دلبرانه ای گفت: بفرمایید. اما در عرض چند ثانیه در جا خشکش زد. دست و پایش را گم کرد و با من و من پرسید: شما؟ آن مرد بلند خندید: بله می فهمم مساله اسم من است. همه را به اشتباه می اندازد ولی در این باره باید به خانواده ام سرکوفت بزنید. با عصبانیت داد زد: ولی چرا وقتی شما را خانم خطاب می کردم توضیح ندادید؟ - برای تفریح. آخر نامه هایتان خیلی محبت آمیز بودند و من و همسرم ... چیزی نتوانست بگوید فقط گوشی را محکم سرجایش کوبید. نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .