رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

پیری در روستایی هر روز برای نماز صبح از منزل خارج وبه مسجد می رفت دریک روز بارانی پیر صبح برای نماز از خانه بیرون امد چند قدمی که رفت در چاله ای افتاد خیس وگلی شدبه خانه بازگشتولباس را عوض کرد ودوباره برگشت پس از مسافتی برای بار دوم خیس وگلی شد برگشت لباس عوض کرد از خانه برای نماز خارج شد********دید در جلوی در جوانی چراغ بدست ایستاده است سلام کردوراهی مسجد شدند********هنگام ورد به مسجد دید جوان وارد نشد پرسید ای جوان برای نماز وارد مسجد نمی شوی؟؟؟؟؟؟؟جوان گفت:نه ای پیر من شیـــــــــطان هســــــتم********برای بار اول که باز گشتی خدا به فرشتگان گفت تمام گناهان اورا بخشیدم******* برای بار دوم که بازگشتیخدا به فرشتگان گفت تمام گناهان اهل خانه او را بخشیدم********* ترسیدم اگر برای بار سوم در چاله بیفتی خداوند به فرشتگان بگوید تمام گناهان اهل روستا را بخشیدم*******که من این همه تلاش برای گمراهی انان داشتم****** برای همین امدم چراغ گرفتم تا به سلامت به مسجد برسی********* گر تو ان پیر خرابات باشی...... فارغ زبد وبنده ی الله باشی...... شیطان به رهت همچو چراغی بشود .... تا در محضر دوست حاضر باشی

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...