ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 15 دی، 2022 ارسال شده در 15 دی، 2022 کمی آن سوتر چشمم به مردی خورد که سوار بر اسب رستم، آنقدر تازانده که عرق فراوان بر رویش نشسته و صورتش برافروخته شده بود. شنیدههای جمع حاکی از این بود که این خانم مستاجر به خاطر چند ماه دیرکرد در پرداخت اجارهبها، تهدید به ریختن اسباب و اثاثیهاش به داخل خیابان توسط این آقای صاحبخانه شده است. همه سعی میکردند به گونهای مرد را راضی کنند از خر شیطان پایین بیاید ولی انگار نه انگار....او فقط عربده میکشید و زن هم به دنبالش گریه می کرد و طلب فرصت... زن بیچاره مدام التماس میکرد که شوهرم مریض است؛رحم کن!پول اجاره را خرج دوا و دکترش کردم.....قرار است یک وام بگیرم....بچههایم گناه دارند.....میترسند! اما مرد در برابر این همه عجز و ناله، گوشهایش کر و چشمهایش بسته شده بود... متاسفانه این روزها پای پول که در میان باشد دیگر باید خواب انسانیت را دید. باید فراموش کرد که این زن دیگر با چه رویی پایش را از خانه بیرون بگذارد و به همسایگانش نگاه کند. مهم نیست آن مرد خوابیده بر بالین بیماری باید تا آخر عمر آه روزهای نداریاش را بکشد...کسی نیست بگوید مرد مومن از راههای بهتر هم میتوانستی حرفت را بزنی! چرا میخواهی عالم و آدم را خبر دار کنی که این بیچاره چند وقتی است کرایه خانهاش عقب افتاده؟ خبر نداری که اگر همان خدایی که تو را امروز غنی کرده و این زن را فقیر، میتواند بر یک چشم بر هم زدن، قاعده و دستور را عوض و تو را جای مرد این خانه در بستر بیماری بیندازد؟ دنیا دار مکافات است...از هر دستی که بدهی از همان دست پس میگیری....شک نکن! بردن آبروی مومن حق الناس است...حقی که خدا برای آن حرمت قائل شده است! راستی چرا تو بی حرمتی میکنی؟! 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .