ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 13 دی، 2022 ارسال شده در 13 دی، 2022 آورده اند : یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار به جنگل رفتند. هوا خيلی گرم بود وتشنگی داشت چنگيز و يارانش را از پا در می آورد. بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكی ديدند. چنگيز شاهين شكاريش را به زمين گذاشت، و جام طلایی را در جويبار زد و خواست آب بنوشد ، اما شاهين به جام ضربه ای زد و آب بر روی زمين ريخت. برای بار دوم هم همين اتفاق افتاد، چنگيز خيلی عصبانی شد و فكر كرد ، اگر جلوی شاهين را نگيرم ، درباريان خواهند گفت: چنگيز جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهين برآيد ؛ پس اين بار با شمشير به شاهين ضربه ای زد. پس از مرگ شاهين چنگيز مسير آب را دنبال كرد و ديد كه ماری بسيار سمی در آب مرده و آب مسموم است. او از كشتن شاهين بسيار متاثر گشت. مجسمه ای طلایی از شاهين ساخت ، بر یکی از بالهايش نوشتند : یک دوست هميشه دوست شماست ؛ حتی اگر كارهايش شما را برنجاند. روی بال ديگرش نوشتند : هر عملی كه از روی خشم باشد محكوم به شكست است... ✔ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ، ✔ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ، ✔ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ، ✔ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ ... نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .