ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 12 دی، 2022 ارسال شده در 12 دی، 2022 به نام خدا شکلات تلخ طعم شیرینی داشت رسیدن به وصال... رسیدن به حرفی که باورش داشت و دارد... رسیدن به کسی که نه گفت به تمام کسانی که خود را بهتر میدانستند.... طعم شیرینی داشت وقتی دختر یکی یک دانه خانواده لبخند به لب از درون شادی می کرد با خود. طعم شیرینی داشت وقتی پدر نگاه دخترش را می دید و می فهمید خوشبخت است،حتی بعد از تمام سخت گیری ها و بداخلاقی ها.... طعم شیرینی داشت وقتی دختر کنار او به خواب می رفت و به جای رویا او را میدید که حقیقی ست. برایش از همه چیز میگفت.از تمام رازهای درونش،از تمام دعاهای در خلوت با خدایش اما... فقط یک چیز را برای خود و خدایش نگه داشت...تنها یک راز... طعم شیرینی داشت وقتی تکان خوردن بچه را درونش حس می کرد... فرزندی از دوعاشق... بین تمام این شیرینی ها تنها یک چیز بند دلش را پاره می کرد شیرینی که برایش به مانند شکلات تلخ بود. شیرینی که نمی دانست برای او چه مزه ای می دهد... سپرد به او،به کسی که می دانست رازش را...عهدش را... سپرد و به خواب رفت، درست 1 هفته بعد از چشیدن شکلات تلخی که پر بود از شیرینی... خوابید اما هر بار که چشمانش را باز می کرد هنوز کنار مردی بود که نمی دیدش اما باورش داشت و با گذاشتن اسم همسراولش بر روی دخترشان اثبات کرد باورش دارد و دارد... و چه طعم شیرینی داشت شکلات تلخی که با عشق همراه شد...حتی وقتی دختر از خدا تنها 9 ماه زمان خواست که برسد به این شیرینی... 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .