رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

دلم را در میان عشق و حسرت ها رها کردم

دلم را در میان عشق و حسرت ها رها کردم
خودم را از دل طغیانگر سرکش جدا کردم


نگنجند عقل و دل یکجا برای مُلک، یک شاه است
به همراه سپاهِ عقلِ خود، شورش به پا کردم


دلم می خواست تا دائم مرا اندوه و غم باشد
و راز سر به مهر شوم دل را برملا کردم


جهانم تیره بود و درد و غم در دوره ی دل بود
جهان با واژه ی گمنام شادی آشنا کردم


وگر دندان بگیرد درد باید کند و دور انداخت
و من با دل چنین کردم و دردم را دوا کردم


شکستم استکان صبر را، هم حصر ماتم را
به عقلم با شعف این ملکِ ماتم را عطا کردم


شکوه پرچم عشق از فرازش بر زمین افتاد
و جایش پرچم آرامش بی عشق جا کردم


جهانم تازه روی خوبِ آرامش به خود می دید
نمازم را به شاه راستین،(عقل) اقتدا کردم


جهان شد شاد و دل برگشت و از عقلم امان می خواست
امانش داد عقل و دم به دم شکر خدا کردم


دل آمد پیش من بوسید دستم را من هم نیز
و دل را نیز آخر من به شادی مبتلا کردم

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...