رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی...

معلم سرش را از روی دفتر نمره بلند کرد و گفت:علوی، بیا پای تخته. با ترس و لرز بلند شد و به

سمت ابتدای کلاس راه افتاد.

- شعر بنی آدم سعدی رو بخون

با صدایی لرزان و بغض آلود شروع کرد: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند،
چو عضوی به درد آورد روزگار... دگر عضوها... دگر عضوها را نماند قرار...

چند لحظه ای سکوت بر کلاس حاکم شد. - خب.بقیش؟

- آقا اجازه، بقیه ش یادمون نمیاد.

- یعنی چی که یادم نمیاد؟ مگه درس ات رو نخوندی؟
-

آخه آقا مادرمون مریضه الآن بیمارستان بستریه..من بابام مرده مجبورم هم کار کنم هم درس
بخونم...دیشبم تا آخر وقت داشتم از خواهر کوچیکم مراقبت میکردم

، معلمبا عصبانیت فریاد زد: به من چه ربطی داره که مادر تو مریضه...بابات مرده... من درسی که
دادم، ازت می خوام، ، اینا هیچ ربطی به من نداره. برو از کلاس بیرون.
پسرک ناگهان در میان هق هق گریه گفت:

تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی...!

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...