رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

روزی به شاه خبر رسید ..

http://cdn-tehran.wisgoon.com/dlir-s3/500x363_1581787742651233.jpg


روزی به شاه خبر رسید که فرستاده‌ای از طرف شاه هند آمده است و عزم دیدار شاه ایران را دارد . وقتی فرستاده به نزد شاه رسید گفت . بازی شطرنج را همراه نامه فرستادم هرکدام از بزرگان دربار شما بتواند نام مهره‌ها و نوع حرکتشان را بدانند و بازی کنند ، من هر خراجی که بگویی می‌دهم ولی اگر نامدارانت نتوانند از این بازی سر درآورند دیگر نباید از ما خراج بخواهی.

‍ شاه یک هفته زمان خواست بوذرجمهر بعد از یک روز و یک‌شب بالاخره به راز بازی پی برد . پادشاه شاد شد و به فرستاده گفت : صفحه شطرنج رزمگاهی است که در قلب آن شاه قرار دارد و چپ و راستش سپاهیان قرارگرفته‌اند . وزیر در کنار شاه و در ردیف جلو سربازان قرار داشتند و پیلان جنگی در دو سو و در کنار آن‌ها اسبان جنگی قرار دارد و در کنارشان دو رخ بودند . وقتی بوذرجمهر بازی را انجام داد ، فرستاده رای غمگین و شگفت‌زده شد

مدتی بعد بوذرجمهر در خلوت خود به اندیشه پرداخت و تصمیم گرفت در برابر شطرنج هندیان بازی جدیدی اختراع کند و چنین بود که تخته‌نرد را اختراع کرد . ابتدا دو مهره از عاج ساخت و بر آن نقطه‌هایی از ساج نهاد . زمین بازی را چون رزمگاهی شبیه شطرنج ساخت که در دو طرف نیروهایی برای کارزار صف‌کشیده بودند

و دو لشکر به هشت گروه تقسیم‌شده بودند (چهار گروه برای هر لشکر ) و زمین به چهار قسمت شد و تاس در حکم فرمان دو شاه نظیر هم بودند که با دستور دو شاه ( انداختن تاس‌ها ) دو سپاه حرکت می‌کردند و هرکسی که دو مهره را بیندازد طرف مقابل از هر دو مهره شکست می‌خورد

و بدین‌سان نرد را ساخت و نزد شاه برد و طرز کار آن را به شاه یاد داد و از شاه خواست تا ساروانی از دوهزار شتر با گنج و گوهر فراوان مهیا کند و سپس نامه به رای هند بنویسد ما به راز شطرنج پی بردیم و اکنون بوذرجمهر به همراه بازی نرد تا شما نام و راه و روش آن را برای ما بگویید و اگر توانستید بار شتران از آن شما باد و اگر نتوانستید به تعداد این شتران باید شتر و بار اضافه کنید و بفرستید .

وقتی بوذرجمهر به هند رسید و پیغام شاه را تقدیم کردهفت روز زمان خواست و ناموران کشور را فراخواند تا به راز بازی نرد پی ببرند اما کسی نتوانست پرده از راز نرد بگشاید .

پس بوذرجمهر نزد رای آمد و گفت : بیش از این نمی‌تواند درنگ کند چون شاه منتظر جواب است . چون بزرگان به نادانی خود اقرار کردند بوذرجمهر راز نرد را به آن‌ها گفت و به سؤالاتشان پاسخ داد ورای شهادت داد که شاهی جز نوشیروان نیست و خردمندتر از وزیر او هم در جهان یافت نمی‌شود و باج سال بعد را هم پیش‌تر فرستاد .

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...