دکتر سید هادی محمدی ارسال شده در 25 مهر، 2024 ارسال شده در 25 مهر، 2024 چه عاشقانه نشستی کنارِ شانه ی احساس شبیه برگِ برنده برای دلخوشی تاس شنیده ام هیجان را میان سرخی چشمت بگو زبانه بگیرد ضریحِ قرمز گیلاس عبای تورِ یَمانی شکوفه های چُنانی دهان گشاده تلف شد حواس پایه ی عکاس از آسمانِ خیالم شبانه قهر ببارم زمینِ نرم وجودت بهانه ها کند الماس ببخش پیرهنی که در اوجِ بهت وصالت سپرده دکمه ی خود را به دستپاچگی داس در انتقام حسادت و ذهنِ هارِ جماعت پناه برده غرورم به خام خواری الناس قسم به آیه ی ایما و بختِ حضرت فردا اراده کن که بپوچم دوباره لشکر خُرناس شهابِ غیرت شعرم به جرم چشم چرانی شکسته پای غزل را کنار باور حساس حریرِ حرمتِ قلبم شکافت حوصله اش را و سر بریده رها شد به پای حیله ی کرباس کسی که ناف گلویش بریده شد به افاعیل ببین چه ساده شکسته میان گله ی نسناس 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .