رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

روز با چراغ گرد شهر


راهبی چراغ به دست داشت و در روز روشن در کوچه ها و خیابانهای

شهر دنبال چیزی می‌گشت. کسی از او پرسید:

با این دقت و جدیت دنبال چه می‌گردی، چرا در روز روشن چراغ به دست گرفته‌ای؟



راهب گفت: دنبال آدم می‌گردم. مرد گفت این کوچه و بازار پر از آدم است.

گفت: بله، ولی من دنبال کسی می‌گردم که از روح خدایی زنده باشد.

انسانی که در هنگام خشم و حرص و شهوت خود را آرام نگهدارد.

من دنبال چنین آدمی می‌گردم. مرد گفت: دنیال چیزی می‌گردی که یافت نمی‌شود.



"دیروز شیخ با چراغ در شهر می‌گشت و می‌گفت


من از شیطان‌ها وحیوانات خسته شده‌ام آرزوی دیدن انسان

دارم. به او گفتند: ما جسته‌ایم یافت نمی‌شود،

گفت دنبال همان چیزی که پیدا نمی‌شود هستم و آرزوی همان را دارم.

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...