ШHłTΞ ШФŁŦ ارسال شده در 17 مهر، 2022 ارسال شده در 17 مهر، 2022 روز با چراغ گرد شهر راهبی چراغ به دست داشت و در روز روشن در کوچه ها و خیابانهای شهر دنبال چیزی میگشت. کسی از او پرسید: با این دقت و جدیت دنبال چه میگردی، چرا در روز روشن چراغ به دست گرفتهای؟ راهب گفت: دنبال آدم میگردم. مرد گفت این کوچه و بازار پر از آدم است. گفت: بله، ولی من دنبال کسی میگردم که از روح خدایی زنده باشد. انسانی که در هنگام خشم و حرص و شهوت خود را آرام نگهدارد. من دنبال چنین آدمی میگردم. مرد گفت: دنیال چیزی میگردی که یافت نمیشود. "دیروز شیخ با چراغ در شهر میگشت و میگفت من از شیطانها وحیوانات خسته شدهام آرزوی دیدن انسان دارم. به او گفتند: ما جستهایم یافت نمیشود، گفت دنبال همان چیزی که پیدا نمیشود هستم و آرزوی همان را دارم. نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .