Aftaabgardaan ارسال شده در 17 مهر، 2022 ارسال شده در 17 مهر، 2022 قشنگ توی جان و روانم همزمان ... یه دختر، یه خانوم، یه مادر، یه خواهر، یه پدر، یه برادر، یه مادربزرگ، یه آفتابگردون، یه زهرمار!، یه دختر بچه، یه دختر جوان، یه خانوم میانسال، یه پیرزن، یه امیدوار، یه نا امید، یه نگران و دلواپس ، یه آدم با ایمان و دل قرص، یه آیکیو ۱۴۰، یه آیکیو ۶۸!، یه افسرده ی مغموم، یه ملیجک و دلقک، یه هنرمند، یه آشپز، یه موسیقیدان ، یه موسیقی ندان!، یه نویسنده(!)، یه بی هنر، یه پر چانه ی حراف، یه ساکت و آروم، یه وکیل، یه تاریخ شناس، یه ادیب، یه فیلسوف! یه ریاضی دان، یه شیمیدان، یه نادان و هیچی نَدان!، یه گلخونه دار، یه راننده تاکسی، یه تیرانداز، یه بیکار و هر چه باد آباد و بیخیال، یه مدیر، یه استراتژيست، یه خوشحال و شادان و خندان ، یه بغض یا کریم با احوالات پیازی، یه بچه تنبل، یه بچه زرنگ، یه خوابالو، یه بی خواب هفتاد و دو عالم، یه انسان سطحی، یه انسان عمیق ، یه خونسرد، یه مشوش، یه درون گرا، یه برون گرا، یه منطقی و یه احساساتی وجود داره.. تازه از پاندا و کوالا و نهنگ و کوئوکا و اسب و خر و باغ وحش درون و خیلی چیزای دیگه که یادم نمیاد فاکتور گرفتم ... الان کدومم؟ یه پیرزن سالخورده که آفتاب لب بومه... احتمالا هم بچه های بی معرفتم رهام کردن خونه ی سالمندان وبهم سر نمیزنن.. بی ادبا! من اینطوری تربیتتون کرده بودم اخه؟حیف واقعا ..حیف .. هوف.. 1 نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .