رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

من می‌دانستم نومیدی هست٬ اما نمی‌دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می‌کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه٬ بدن زجر می‌کشد. پوست تنم درد می‌کند٬ سینه‌ام٬ دست و پایم. سرم خالی است و دلم بهم می‌خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است. نه خون است٬ نه مرگ٬ نه تب٬ اما همهٔ اینها باهم کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همهٔ موجودات نفرت کنم. چه سخت است٬ چه تلخ است انسان بودن!

‌ ‌

کالیگولا - آلبر کامو

‌ ‌

I knew that men could be in despair, but I was ignorant of what that word meant. Like everyone else I believed that it was an illness of the soul. But no, it’s the body that suffers. My skin gives me pain, my lungs, my limbs. I have an empty head and churning stomach. And the most frightful is this taste in my mouth. Neither blood, nor death, nor fever, but all those at the same time. Suffice it to say that I stir my tongue so that everything becomes black again and still the creatures clash  with me. How hard it is, how bitter it is to become a man. ‌ ‌

Caligula - Albert Camus

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...