ALIREZAW ارسال شده در 10 آبان، 2022 ارسال شده در 10 آبان، 2022 جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت خیره بر او چشم خون گرفته خورشید دامن دشت از غبار سوخته پر شد مرغ شب از آشیانه پر زد و نالید جنگل آتش گرفته از نفس افتاد و آن همه ی رنگ و ترانه گشت فراموش ابر سیه خیمه زد گرفته و سنگین بر سر ویرانه هاي جنگل خاموش اما شبها که جز ستاره کسی نیست زمزمه اي در بین جنگل خفته ست خاک نفس میکشد هنوز تو گویی در نفسش بوی باغ هاي شکفته ست سینه این خاک خشک سوخته حاصل بستر بس جویبارهای روان است در دل گسترده اش چو ابر گرانبار اشک ز … نقل قول
ارسال های توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .